دوره و شماره: دوره 24، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 1019-1450 

بررسی کارایی مصرف نور و نیتروژن حاصل از تثبیت بیولوژیکی در کشت مخلوط سویا و کنجد

صفحه 1019-1033

https://doi.org/10.22059/jci.2022.324885.2560

رحمت عباسی، میثم نامداری

چکیده به­منظور مطالعه رقابت گیاه سویا و کنجد در نسبت­های مختلف کشت مخلوط به­روش جایگزینی، آزمایشی به­صورت طرح بلوک­های کامل تصادفی با چهار تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری در سال زراعی 98-1397 اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل نسبت­های کاشت 0:100، 25:75، 50:50، 75:25 و 100:0 (به­ترتیب کنجد- سویا) بودند. نتایج نشان داد نسبت­های مختلف کاشت اثر معنی‌داری بر درصد نیتروژن حاصل از تثبیت بیولوژیکی و کارایی مصرف نور دارد. در بین نسبت­های مختلف کاشت بیش‌ترین مقدار تثبیت بیولوژیکی نیتروژن مربوط به مرحله 90 روز پس از کاشت بود و نسبت کاشت 75:25 و 25:75 به­ترتیب با میانگین 59/75 و 67/42 درصد دارای بیش‌ترین و کم‌ترین میزان فعالیت بودند. علاوه بر مطالب مذکور بیش‌ترین برآیند کارایی مصرف نور در کشت مخلوط مربوط به مرحله 120 روز پس از کاشت بود. در این مرحله برآیند کارایی مصرف نور در نسبت‌های کشت 75:25 و 50:50 به­ترتیب 03/2 و 92/1 گرم بر مگاژول در روز بود. بیش‌ترین نسبت برابری زمین نیز متعلق به نسبت کاشت 50:50 (کنجد- سویا) با میانگین 12/1 بود. در نهایت افزایش کارایی مصرف نور در نسبت کاشت 75:25 و 50:50 نقش مهمی در افزایش قابلیت تثبیت بیولوژیکی گیاه سویا و بهبود کارایی کشت مخلوط داشت.

ارزیابی توانایی گیاه سورگوم علوفه‏ای در حذف کادمیم از خاک به‌کمک بیوچار و باکتری‏‏های محرک ‏رشد گیاه

صفحه 1035-1049

https://doi.org/10.22059/jci.2022.326280.2573

فاطمه دلاورنیا، فائزه زعفریان، رقیه حسن پور، همت اله پیردشتی

چکیده به‌منظور ارزیابی توانایی گیاه سورگوم علوفه‏ای (Sorghum bicolor L.) در حذف فلز سنگین کادمیم به کمک بیوچار (زغال زیستی) و باکتری سودوموناس پوتیدا (Pseudomonas putida) آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار در تابستان سال 1398 در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، در شرایط گلخانه انجام شد. نتایج نشان داد که حضور کادمیم در بستر کشت گیاه سورگوم موجب کاهش وزن خشک ریشه و شاخساره شد. اما افزودن بیوچار و تلقیح سودوموناس پوتیدا به‌طور معنی‏داری موجب افزایش صفات مذکور شد. فاکتور تجمع زیستی ریشه و شاخساره از غلظت 25 تا 100 میلی‏گرم کادمیم در کیلوگرم خاک روند افزایشی داشت، به‌طوری‌که بیش‌ترین فاکتور تجمع زیستی شاخساره (31/2) در غلظت 100 میلی‏گرم کادمیم در کیلوگرم خاک و در تیمار کاربرد هم‏زمان بیوچار و سودوموناس پوتیدا مشاهده شد که نسبت به شاهد 33/28 درصد افزایش معنی‏داری داشته است. هم‌چنین، کمینه فاکتور انتقال گیاه سورگوم (000/1) مربوط به تیمار عدم مصرف بیوچار، عدم تلقیح سودوموناس پوتیدا و بدون آلودگی کادمیم بود که نسبت به شاهد 20 درصد کاهش یافت؛ حال آن‌که بیشینه فاکتور انتقال (94/1) در غلظت 25 میلی‏گرم کادمیم در کیلوگرم خاک و تیمار عدم مصرف بیوچار و عدم تلقیح سودوموناس پوتیدا مشاهده شد. شاخص تحمل گیاه با افزایش غلظت کادمیم کاهش یافت، درحالی‏که استفاده از بیوچار و تلقیح باکتری سودوموناس پوتیدا موجب افزایش این شاخص شد، به‌طوری‏که بیش‌ترین شاخص تحمل (22/1) مربوط به تیمار کاربرد تلفیقی بیوچار و باکتری بدون استفاده از کادمیم بود که نسبت به عدم مصرف بیوچار و عدم تلقیح باکتری 22 درصد افزایش یافت. از آنجاکه شاخص تحمل گیاه سورگوم علوفه‏ای در همه غلظت‏های کادمیم بیش‌تر از 60/0 بود، لذا می‏توان این گیاه را در گروه تحمل بالا نسبت به تنش فلز سنگین کادمیم دسته‌بندی کرد و از سورگوم جهت گیاه‌پالایی کادمیم بهره جست.

اثر روش‌های آبیاری و محلول‌پاشی عناصر غذایی بر عملکرد، اجزای عملکرد و صفات کیفی برنج

صفحه 1051-1067

https://doi.org/10.22059/jci.2022.326144.2572

نعمت اله صداقت، عباس بیابانی، مرتضی نصیری، الهیار فلاح، ناهید فتحی

چکیده آب نقش بسیار مهمی در گیاه  برنج دارد و به‎منظور بررسی اثر روش­های­ آبیاری و محلول‌پاشی عناصر غذایی بر عملکرد برنج، آزمایشی به‌صورت کرت­های‌ خردشده در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی در سه تکرار و دو عامل شامل روش­های آبیاری در سه سطح (غرقابی، تناوبی خشکی و رطوبت و اشباع) در کرت­های اصلی و محلول‌پاشی با عناصر غذایی در شش سطح (شاهد، نیتروژن، نیتروژن+ پتاسیم، نیتروژن+ پتاسیم+ روی، نیتروژن+ پتاسیم+ روی+ بور و نیتروژن+ پتاسیم+ روی+ بور+ مولیبدن) در کرت­های فرعی در سال 1397 در مؤسسه تحقیقات برنج کشور، معاونت مازندران (آمل) روی رقم برنج کشوری اجرا شد. نتایج نشان داد که از نظر روش آبیاری، کود و برهم‌کنش آن‌ها، عملکرد شلتوک و درصد آمیلوز در سطح احتمال یک درصد و سایر صفات کیفی در سطح احتمال پنج درصد معنی‌دار شد. بیش‌ترین تعداد گلچه در خوشه (73/198)، دانه پر (15/167)، درصد آمیلوز (67/21 درصد) برای آبیاری اشباع حاصل شد. بالاترین عملکرد شلتوک با میانگین 07/6643 کیلوگرم در هکتار در آبیاری اشباع در شرایط محلول‌پاشی با نیتروژن+ پتاسیم و آبیاری تناوبی خشکی و رطوبت در شرایط محلول‌پاشی با نیتروژن+ پتاسیم+ روی با میانگین 13/6163 کیلوگرم در هکتار نسبت به شاهد به‌دست آمد که به‌عنوان تیمار برتر در شرایط مشابه این پژوهش انتخاب شدند.

تأثیر کم آبیاری، کودهای شیمیایی و ورمی کمپوست بر ذرت علوفه ای (.Zea mays L)

صفحه 1069-1084

https://doi.org/10.22059/jci.2021.328509.2594

دنیا بهروزی، مرجان دیانت، اسلام مجیدی هروان، محمد جواد میرهادی، علی شیرخانی

چکیده خشکی یکی از مهم‌ترین فاکتورهای محدودکننده تولید ذرت در جهان است. از طرفی کاربرد منابع و نهاده­های تجدیدپذیر مثل ورمی­کمپوست یکی از اصول کشاورزی پایدار است. بنابراین به‌منظور بررسی اثر کم­آبیاری، کودهای شیمیایی و ورمی­کمپوست آزمایشی به‌صورت کرت­های دو بار خردشده در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی در سه تکرار و به‌مدت دو سال در مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان کرمانشاه در دو سال 1396 و 1397 انجام شد. تیمار آبیاری در سه سطح شامل آبیاری کامل، 80 درصد نیاز آبى و 60 درصد نیاز آبى به‌عنوان فاکتور اصلی و کود شیمیایی در دو سطح شامل مصرف 100 درصد مقدار توصیه‌شده براساس آزمون خاک و 50 درصد این میزان در کرت­های فرعی و سطوح مختلف کود ورمی‌کمپوست در سه سطح شامل صفر، سه و شش تن در هکتار در کرت‌های فرعى فرعی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که شاخص سطح برگ از آبیاری کامل تا 60 درصد نیاز آبی از 51/4 به 6/1 کاهش یافت. بیش‌ترین میزان عملکرد علوفه تر (5/82 تن در هکتار) در تیمار آبیاری کامل و مصرف هم‌زمان 100 درصد کود شیمیایی و شش تن در هکتار ورمی‌کمپوست به‌دست آمد و کم‌ترین میزان آن (1/30 تن در هکتار) مربوط به تیمار 60 درصد نیاز آبی، 50 درصد کودهای شیمیایی و عدم مصرف ورمی‌کمپوست بود. در همه سطوح آبیاری درصد پروتئین علوفه با استفاده از کود شیمیایی و ورمی­کمپوست افزایش یافت و بیش‌ترین درصد پروتئین علوفه (2/10 درصد) در تیمار آبیاری کامل و 100 درصد کود و شش تن هکتار ورمی­کمپوست به‌دست آمد. براساس نتایج در تیمار آبیاری به میزان 60 درصد نیاز آبی و مصرف50 درصد کود شیمیایی، استفاده از ورمی­کمپوست به میزان شش تن در هکتار نسبت به عدم مصرف، علوفه تر را 26/19 درصد و پروتئین را 9/6 درصد افزایش داد.

بررسی ضرایب ژنتیکی ارقام برنج برای کاربرد در مدل های شبیه سازی گیاه زراعی

صفحه 1085-1100

https://doi.org/10.22059/jci.2022.329050.2599

شهرام نظری، مریم حسینی، سجاد رحیمی مقدم، محمد محمدی

چکیده به‌منظور تعیین تفاوت­های فنولوژی برخی ارقام اصلاح­شده برنج برای کاربرد در مدل­های شبیه­سازی گیاه زراعی، آزمایشی در مزرعه پژوهشی مؤسسه تحقیقات برنج کشور (رشت) در سال 1399 به­صورت بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. تیمار آزمایش شامل شش رقم برنج (رش، آنام، گوهر، SA1، SA6 و M7) بود. نتایج نشان داد که بالاترین سرعت نمو در مرحله رشد رویشی و مرحله پرشدن دانه در رقم آنام مشاهده شد. کم‌ترین و بیش‌ترین زمان لازم جهت شروع سبزشدن با سه و شش روز به­ترتیب در ارقام آنام و گوهر بود. بیش‌ترین مدت زمان لازم جهت دست­یابی به حداکثر گل‌دهی و رسیدگی فیزیولوژیکی با 71 و 103 روز در رقم گوهر به­دست آمد. بالاترین طول دوره گل‌دهی با 19 و 20 روز به­ترتیب در ارقام دیررس رش و گوهر به­دست آمد. بیش‌ترین درجه روز رشد از شروع پرشدن دانه تا رسیدگی فیزیولوژیکی با 401 درجه روز رشد مربوط به رقم M7 مشاهده شد. بیش‌ترین زمان دمایی تجمعی پیش از گل­دهی با 1208 درجه روز رشد به­ترتیب متعلق به رقم گوهر بود. بالاترین شاخص برداشت با 91/50 درصد در رقم گوهر به­دست آمد. هم‌چنین نتایج نشان داد که بیش‌ترین وزن تک‌دانه تحت شرایط ایده­آل با 030/0 گرم در ارقام گوهر و M7 مشاهده شد. نتایج به‌دست‌آمده نشان داد که بالاترین ارتفاع بوته مربوط به رقم M7  با 150 سانتی­متر بود. نتایج نشان داد بالاترین نیتروژن کل جذب‌شده در بوته در زمان رسیدگی مربوط به رقم آنام مشاهده شد. به­طورکلی نتایج نشان­ داد که ضرایب ژنتیکی محاسبه‌شده در مدل­های مختلف در بین ارقام متفاوت است و ضرایب در دامنه­ای که در مدل برای گروه­های مختلف رسیدگی تعریف شده است، تغییر می­کنند. هم‌چنین برای محاسبه دقیق ضرایب ژنتیکی پیشنهاد می­شود این آزمایش در تعداد سال بیش‌تر و اکوسیستم­های مختلف تحت کشت برنج نیز تکرار شود.

واکنش عملکرد و اجزای عملکرد پنبه به تعدیل‌کننده‌های تنش در شرایط شور در تاریخ کاشت رایج و تأخیری

صفحه 1101-1116

https://doi.org/10.22059/jci.2022.329260.2603

معصومه شنوایی زارع، محمد آرمین، حمید مروی

چکیده امروزه استفاده از تعدیل‌کننده­های تنش به‌عنوان یک راه‌کار مفید و کم­هزینه برای کاهش اثرات تنش‌های محیطی مورد توجه پژوهش‌گران قرار گرفته است. به‌منظور بررسی اثر نوع تعدیل‌کننده مصرفی بر عملکرد و اجزای عملکرد پنبه در شرایط شور در دو تاریخ کشت متفاوت، آزمایشی به‌صورت کرت‌های یک‌بار خردشده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در دانشگاه آزاد اسلامی واحد سبزوار در دو سال 1397 و 1398 انجام شد. فاکتورهای موردبررسی تاریخ کاشت (کشت رایج و تأخیری) به‌عنوان کرت اصلی و نوع تعدیل‌کننده تنش (شاهد، سالیسیلیک‏‌اسید mM4 و 2، گلایسین بتائین mM 100 و 50 و سدیم نیتروپروساید μM 200 و 100) به‌عنوان کرت فرعی بودند. بالاترین تعداد غوزه در بوته در سال اول با محلول‌پاشی سالیسیلیک‏‌اسید mM2 (1/10) و در سال دوم با محلول‌پاشی سالیسیلیک‏‌اسید mM4 (58/7) به‌دست آمد. درحالی‌که در کشت رایج محلول‌پاشی با سالیسیلیک‏‌اسید mM4 سبب افزایش عملکرد وش (6/45 درصد) شد، اما در کشت تأخیری عملکرد وش واکنشی به نوع تعدیل‌کننده نشان نداد. در سال اول محلول­پاشی با سدیم نیتروپروساید μM100 هم در کشت رایج و هم در کشت تأخیری بالاترین عملکرد الیاف را داشت، اما در سال دوم محلول‌پاشی با سالیسیلیک‏‌اسید mM2 عملکرد الیاف بیش‌تری را تولید کرد. در مجموع نتایج این آزمایش نشان داد بیش‌ترین عملکرد وش در پنبه در شرایط شور در کشت رایج و محلول‌پاشی سالیسیلیک‏‌اسید mM4 به‌دست می­آید.

ارزیابی عملکرد کمی و کیفی ارقام جدید چغندرقند پاییزه در استان خوزستان

صفحه 1117-1132

https://doi.org/10.22059/jci.2022.329580.2606

محمد سعید حسنوندی، مصطفی حسین پور، اباذر رجبی، سید باقر محمودی، داریوش طالقانی، سعید صادق زاده حمایتی، قاسم پرمون

چکیده پژوهش حاضر به‏منظور مقایسه ارقام جدید چغندرقند از نظر عملکرد کمی و کیفی در شرایط کشت پاییزه به‏صورت طرح بلوک‌های کامل تصادفی در مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی صفی­آباد دزفول در سال زراعی 97-1396 به اجرا در آمد. این مطالعه شامل 22 رقم جدید داخلی و خارجی چغندرقند بوده که در سه تکرار موردبررسی قرار گرفتند. صفات اندازه­گیری‌شده شامل تعداد برگ در بوته، عملکرد ریشه، عیار قند، درصد شکر سفید، عملکرد شکر سفید، ضریب استحصال، میزان سدیم، پتاسیم و نیترات مضره، میزان قند ملاس و نسبت آلکالوئیدی بود. نتایج نشان داد، تمام صفات اندازه­گیری‌شده در ارقام موردبررسی دارای تفاوت معنی­دار بودند. بالاترین عملکرد ریشه و عملکرد شکر تولیدی در ارقام کالاس و هانی با متوسط تولید 125 و 113 تن در هکتار ریشه و 5/13 و 6/13 تن در هکتار شکر سفید مشاهده شد. بالاترین عیار قند و درصد شکر سفید از رقم اسپارتا با میانگین­های 75/15 و 63/13 درصد به‌دست آمد. بالاترین و پایین­ترین ضریب استحصال شکر نیز مربوط به رقم اسپارتا (5/86 درصد) و رقم شریف (6/72 درصد) بود. دامنه تغییرات میزان سدیم از 54/1 تا 26/4، پتاسیم از 25/2 تا 95/3 و نیترات مضر نیز از 78/1 تا 22/3  میلی­اکی والان بود. در مجموع پیشنهاد می‏شود جهت حصول حداکثر عملکرد ریشه و شکر از ارقامی مانند کالاس و هانی و یا سایر ارقامی که با این ارقام در یک گروه قرار می‏گیرند استفاده شود تا حداکثر درآمد برای کشاورز حاصل شود.

تاثیر تنش خشکی بر برخی ویژگی‌‌های مرفوفیزیولوژیک و عملکرد گلرنگ (.Carthamus tinctorious L) در پاسخ به کاربرد پتاسیم

صفحه 1133-1145

https://doi.org/10.22059/jci.2022.330328.2610

مهدی کیخا ژاله، محمود رمرودی، محمد گلوی، احمد قنبری، حمید رضا فنایی

چکیده به‌منظور ارزیابی تأثیر تنش خشکی و کاربرد پتاسیم بر عملکرد و ویژگی‌های مرفوفیزیولوژیک گلرنگ (گلدشت) تحت شرایط آبیاری با آّب شور (6 دسی‌زیمنس بر متر)، آزمایشی به‌صورت کرت‌های خردشده بر پایه طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار در ایستگاه تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی شهرستان زهک در سال زراعی 98-1397 اجرا شد. تنش خشکی به‌عنوان کرت اصلی در سه سطح 45 (شاهد)، 65 و 85 درصد تخلیه مجاز رطوبتی و مصرف پتاسیم به‌عنوان کرت فرعی در چهار سطح صفر، 75، 150 و 225 کیلوگرم در هکتار بودند. نتایج نشان داد که تنش خشکی سبب کاهش معنی‌دار ارتفاع بوته، تعداد طبق در بوته، تعداد دانه در طبق، عملکرد دانه و بیولوژیک و محتوای نسبی آب برگ شد، اما با کاربرد پتاسیم ویژگی‌های فوق روند افزایشی معنی‌داری داشتند. عملکرد دانه در تیمار آبیاری پس از 45 درصد تخلیه رطوبتی (شاهد) نسبت به آبیاری پس از 85 درصد تخلیه رطوبتی 32/42 درصد افزایش داشت. تأثیر برهم‌کنش تنش خشکی و کود پتاسیم بر تعداد شاخه در بوته، وزن هزاردانه، شاخص کلروفیل برگ (SPAD)، محتوای کربوهیدرات‌های محلول و درصد روغن دانه معنی‌دار شد و بیش‌ترین میزان آن‌ها از تیمار آبیاری پس از 45 درصد تخلیه رطوبتی با کاربرد 225 کیلوگرم پتاسیم در هکتار حاصل شد. 

ارزیابی شاخص‌های کارایی نیتروژن در ژنوتیپ‌های گلرنگ تحت تأثیر منابع مختلف نیتروژن در شرایط دیم

صفحه 1147-1160

https://doi.org/10.22059/jci.2021.330550.2611

عباس سلیمانی فرد، مانی مجدم، شهرام لک، مجتبی علوی فاضل

چکیده کاربرد ازتوباکتر به‌عنوان جایگزین یا همراه مناسب کود شیمیایی نیتروژن با کارایی بالاتر نهاده‌ها در گیاه گلرنگ به‌عنوان یک گیاه سازگار به اقلیم‌های گوناگون از جمله راه‌کارهای کشاورزی پایدار است. بر این اساس به‌منظور بررسی تأثیر ازتوباکتر و کود شیمیایی نیتروژن بر میزان جذب نیتروژن، نیتروژن دانه وکاه و کلش، شاخص‌های کارایی نیتروژن و عملکرد دانه شش ژنوتیپ‌ گلرنگ تحت شرایط دیم، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار در دو سال زراعی 95-1394 و 96-1395 در ایستگاه تحقیقات کشاورزی سرابله در استان ایلام اجرا شد. فاکتورهای آزمایش شامل ترکیبی از تلقیح بذر با ازتوباکتر همراه با مصرف کود شیمیایی اوره در چهار سطح (بدون مصرف هیچ منبع کودی (شاهد)، تلقیح بذر با ازتوباکتر، تلقیح بذر با ازتوباکتر+ 50 درصد نیتروژن از منبع اوره  و 100 درصد نیتروژن از منبع کود شیمیایی اوره) و شش ژنوتیپ گلرنگ بود. نتایج تجزیه واریانس مرکب برای دو سال نشان داد که اثرات اصلی منبع کود نیتروژن و ژنوتیپ و هم‌چنین اثر برهم‌کنش سال× منبع نیتروژن بر کلیه صفات اندازه‌گیری‌شده و شاخص‌های کارایی نیتروژن معنی‌دار بودند. نتایج مقایسه میانگین‌ها نشان داد که تیمار تلقیح با ازتوباکتر+ 50 درصد کود شیمیایی نیتروژن نسبت به تیمار 100 درصد مصرف کود شیمیایی نیتروژن کارایی مصرف نیتروژن بالاتری داشت و نیز تفاوت معنی‌داری در عملکرد دانه بین این دو تیمار وجود نداشت، ژنوتیپ سینا با داشتن بیش‌ترین عملکرد دانه و بالاترین کارایی مصرف نیتروژن در مقایسه با سایر ژنوتیپ‌ها برای کشت در شرایط دیم منطقه مطلوب‌تر است. 

مطالعه پاسخ های فیزیولوژیک، رشدی و عملکرد کنجد به کاربرد نانوکود پتاسیم، محلول‌پاشی فولویک‌اسید و کیتوزان تحت تنش خشکی

صفحه 1161-1178

https://doi.org/10.22059/jci.2022.331235.2618

امیر میزانی، جعفر مسعود سینکی، شهرام رضوان، محمد عابدینی اسفهلانی، علی دماوندی

چکیده پژوهش حاضر با هدف مطالعه پاسخ­های فیزیولوژیک، رشدی و عملکرد کنجد به کاربرد نانوکود پتاسیم، کیتوزان و فولویک‌اسید تحت تنش خشکی، در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی سمنان به­صورت اسپلیت پلات فاکتوریل در قالب طرح بلوک­های­ کامل تصادفی با سه تکرار در سال 1398 اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل، خشکی به­عنوان عامل اصلی (آبیاری کامل، قطع آبیاری در BBCH70 و 60 به‌ترتیب تنش متوسط و شدید) و نانوکود پتاسیم (صفر، 5/1 و 5/2 در هزار) و محلول­پاشی (شاهد، کیتوزان، فولویک‌اسید و 50 درصد کیتوزان+ فولویک‌اسید) به‌عنوان عامل فرعی بودند. استفاده از نانوکود پتاسیم تحت شرایط نرمال و تنش، افزایش معنی­دار کلروفیل b و کل، شاخص سطح برگ، تعداد کپسول، وزن هزاردانه و درصد روغن را در پی داشت. بیش‌ترین عملکرد دانه در کاربرد 5/1 و 5/2 در هزار نانوکود به‌همراه فولویک‌اسید به‌تنهایی یا در ترکیب با کیتوزان (به­ترتیب 2516، 5/2277، 6/2506 و 2/2313 کیلوگرم در هکتار) بود. بالاترین محتوای روغن در کاربرد 5/1 و 5/2 در هزار نانوکود تحت شرایط آبیاری نرمال بود که افزایش 2/13 و 4/15 درصدی داشتند. محلول‌پاشی فولویک‌اسید به‌همراه نانوکود پتاسیم (5/1 در هزار) تحت تنش شدید خشکی بیش‌ترین فعالیت آنزیم­های آنتی‌اکسیدانت کاتالاز، پراکسیداز، آسکوربات پراکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز را نشان داد. به­طورکلی، نتایج نشان داد که کاربرد 5/1 در هزار نانوپتاسیم و محلول­پاشی تلفیقی کیتوزان و فولویک‌اسید تحت خشکی شدید، با بهبود صفات فیزیولوژیک منجر به تعدیل اثرات منفی ناشی از خشکی و افزایش شاخص­های رشدی، عملکردی و کیفی کنجد شد.

اثر تاریخ کشت زمستانه بر عملکرد دانه ارقام آفتابگردان در شرایط شمال استان خوزستان

صفحه 1179-1197

https://doi.org/10.22059/jci.2022.331875.2621

سیداحمد کلانتراحمدی، جهانفر دانشیان، حبیب مبینی راد

چکیده به‌منظور توسعه کشت زمستانه و بهبود برنامه تناوبی منطقه، آزمایشی در خصوص تأثیر تاریخ کاشت بر عملکرد دانه ارقام آفتابگردان به­صورت کرت‌های خردشده در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با چهار تکرار به‌مدت دو سال (95-1393) در مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی صفی­آباد دزفول اجرا شد. تاریخ کاشت در چهار سطح (4 و 18 بهمن‌ماه، 2 و 16 اسفندماه) در کرت‌های اصلی و ارقام شامل نُه رقم (آذرگل، آرماویرسکی، برزگر، پروگرس، رکورد، شمس، فرخ، قاسم و گابور) در کرت‌های فرعی قرار گرفتند. تأخیر در تاریخ کاشت سبب کاهش طول دوره رشد و ارتفاع بوته ارقام مورد آزمایش شد. در سال اول آزمایش، رقم رکورد بیش‌ترین تعداد دانه در طبق (17/684) در تاریخ کاشت اول را داشت و در سال دوم آزمایش نیز حداکثر تعداد دانه در طبق (47/767) به رقم رکورد در تاریخ کاشت سوم اختصاص یافت. بیش‌ترین عملکرد دانه در سال اول (3850 کیلوگرم در هکتار) و دوم (4088 کیلوگرم در هکتار) به تاریخ کاشت اول (4 بهمن) و رقم آذرگل اختصاص یافت. با توجه به این‌که رقم آذرگل در تجزیه پایداری عملکرد دانه، کم‌ترین میانگین رتبه را داشت، به‌عنوان رقمی با بالاترین عملکرد دانه در تمام تاریخ­های کاشت، شناخته شد و پس از آن به‌ترتیب ارقام رکورد و آرماویرسکی قرار گرفتند. هم‌چنین با توجه به این‌که رقم فرخ کم‌ترین انحراف معیار را داشت، به‌عنوان پایدارترین رقم انتخاب شد.

تأثیر محدودیت آبی، کودهای زیستی و نانوسیلیکون بر محتوای اسمولیت های سازگار و صفات بیوشیمیایی تریتیکاله

صفحه 1199-1215

https://doi.org/10.22059/jci.2022.333768.2639

ژیلا نظری، رئوف سید شریفی، حامد نریمانی، سارا محمدی کله‌سرلو

چکیده به­منظور بررسی تأثیر محدودیت آبی، کودهای زیستی و نانوسیلیکون بر محتوای اسمولیت­های سازگار و صفات بیوشیمیایی تریتیکاله، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک­های کامل تصادفی در سه تکرار در گلخانه پژوهشی دانشگاه محقق اردبیلی در سال 99-1398 اجرا شد. فاکتورهای موردبررسی شامل آبیاری (آبیاری کامل به­عنوان شاهد، محدودیت ملایم آبی با قطع آبیاری در 50 درصد مرحله آبستنی، محدودیت شدید آبی یا قطع آبیاری در 50 درصد مرحله سنبله­دهی)، کاربرد کودهای زیستی (عدم کاربرد به­عنوان شاهد، کاربرد ورمی­کمپوست، میکوریزا، کاربرد هم‌زمان ورمی­کمپوست و میکوریزا) و محلول­پاشی نانوسیلیکون (محلول­پاشی با آب به­عنوان شاهد و محلول­پاشی دو گرم در لیتر نانوسیلیکون) بود. نتایج نشان داد که کاربرد هم‌زمان ورمی­کمپوست، میکوریزا و محلول­پاشی نانوسیلیکون تحت شرایط قطع آبیاری در مرحله آبستنی، فعالیت آنزیم­های کاتالاز، پلی­فنل­اکسیداز، محتوای پرولین و قندهای محلول را به‌ترتیب 17/49، 64/50، 92/44 و 22/52 درصد نسبت به عدم کاربرد ورمی­کمپوست، میکوریزا و نانوسیلیکون در شرایط آبیاری کامل افزایش داد. هم‌چنین کاربرد هم‌زمان ورمی­کمپوست، میکوریزا و محلول­پاشی نانوسیلیکون در شرایط آبیاری کامل محتوای پراکسیدهیدروژن و مالون­دی­آلدهید را به‌ترتیب 34/55 و 64/53 درصد کاهش و عملکرد دانه را 52/59 درصد نسبت به شرایط عدم کاربرد کودهای زیستی و نانوسیلیکون تحت شرایط قطع آبیاری در مرحله آبستنی افزایش داد. به­نظر می­رسد کاربرد کودهای زیستی و نانوسیلیکون می‌تواند با بهبود صفات بیوشیمیایی، عملکرد دانه را در شرایط محدودیت آبی افزایش دهد.

بررسی تأثیر سولفات ‎روی و منگنز بر بهبود صفات فیزیولوژیکی و عملکرد ژنوتیپ‌های کلزا تحت شرایط تنش خشکی آخر فصل

صفحه 1217-1232

https://doi.org/10.22059/jci.2022.334740.2645

قربان خدابین، زین العابدین طهماسبی، امیرحسین شیرانی راد، اسماعیل بخشنده، مژده سادات خیاط مقدم، شهریار کاظمی، مهسا رفعتی آلاشتی، علی حیدرزاده

چکیده به‌منظور بررسی اثرات تنش خشکی آخر فصل و محلول‎پاشی سولفات‎روی و منگنز بر صفات فیزیولوژیکی و عملکرد ژنوتیپ‏های کلزا، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل کرت خردشده در قالب طرح بلوک‏های کامل تصادفی طی دو سال (97-1396 و 98-1397) در مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر کرج اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل آبیاری در دو سطح (آبیاری کامل (شاهد) و قطع آبیاری از مرحله گلدهی) و چهار سطح محلول‌پاشی (شاهد، سولفات‎روی، سولفات‎منگنز و کاربرد ترکیبی آن‌ها با غلظت چهار گرم در لیتر) به‌صورت فاکتوریل در کرت‌های اصلی و ژنوتیپ‎های کلزا (نیما، KS7 و نیلوفر) در کرت‏های فرعی قرار گرفتند. محلول‌پاشی ترکیبی سولفات‌روی و منگنز در شرایط آبیاری کامل به‌ترتیب موجب افزایش سه و 11 درصدی محتوای روغن دانه و کربوهیدرات محلول برگ نسبت به شاهد شد. از طرف دیگر در شرایط قطع آبیاری، محتوای روغن دانه و میزان پرولین برگ را نسبت به شاهد به‌ترتیب 9 و 2/5 درصد افزایش داد. ژنوتیپ نیلوفر در شرایط آبیاری کامل بیش‌ترین میزان عملکرد دانه (5261 کیلوگرم در هکتار) را دارا بود که نسبت به ژنوتیپ KS7 و نیما، به‌ترتیب،  به میزان 9 و 8/11 درصد بالاتر بود. ژنوتیپ نیما با 3371 کیلوگرم در هکتار در شرایط قطع آبیاری بیش‌ترین عملکرد را داشت. به‌طورکلی، در هر دو تیمار آبیاری، کاربرد محلول‌پاشی هم‌زمان سولفات‌روی و منگنز بر صفات فیزیولوژیک ژنوتیپ‎های موردبررسی بیش‌ترین تأثیر را داشت، به‌طوری‌که در آبیاری کامل ژنوتیپ نیلوفر و در شرایط قطع آبیاری ژنوتیپ نیما قابل‌توصیه است.

تأثیر کاربرد انواع بیوچار و کود شیمیایی بر رشد و غلظت عناصر غذایی نیشکر

صفحه 1233-1246

https://doi.org/10.22059/jci.2022.334893.2646

مهرداد رنجبر، فردین صادق زاده، مصطفی عمادی، مهدی قاجار سپانلو، عبدالغفور احمدپور داشلی‌برون

چکیده به­منظور بررسی تأثیر کاربرد انواع بیوچار و کود شیمیایی بر رشد، غلظت سیلیسیم و برخی عناصر غذایی ضروری نیشکر، آزمایشی به­صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در گلخانه شرکت کشت و صنعت امام خمینی(ره) خوزستان در سال زراعی ۱۳۹۹ انجام شد. عوامل آزمایشی شامل انواع بیوچار (باگاس نیشکر، پوسته برنج، کاه برنج، کاه گندم و چوب نراد) و کودهای شیمیایی ((شاهد)، (نیتروژن، فسفر و پتاسیم)، (نیتروژن و فسفر)، (نیتروژن و پتاسیم)، (فسفر و پتاسیم)، (نیتروژن)، (فسفر)، (پتاسیم)) بود. نتایج نشان داد که اثر برهم­کنش تیمارهای بیوچار و کود شیمیایی بر غلظت سیلیسیم، فسفر و پتاسیم گیاه در سطح یک درصد و بر نیتروژن گیاه در سطح پنج درصد معنی­دار بود. هم‌چنین اثر برهم­کنش تیمارهای بیوچار و کود شیمیایی بر وزن تر و خشک گیاه در سطح یک درصد و بر ارتفاع گیاه در سطح پنج درصد معنی­دار شد. بیش‌ترین غلظت سیلیسیم گیاه مربوط به تیمارهای بیوچار کاه برنج به‌همراه نیتروژن، فسفر و پتاسیم و بیوچار کاه برنج به‌همراه نیتروژن و فسفر بود. تیمار بیوچار کاه برنج به‌همراه نیتروژن، فسفر و پتاسیم بیش‌ترین غلظت نیتروژن و فسفر گیاه را به‌خود اختصاص داد که نسبت به شاهد غلظت نیتروژن را ۴۹ و غلظت فسفر را ۳۶ درصد افزایش داد. بیش‌ترین ارتفاع و وزن تر گیاه مربوط به تیمار بیوچار کاه برنج به‌همراه نیتروژن، فسفر و پتاسیم بود. با توجه به نتایج به‌دست‌آمده، استفاده از بیوچار به‌همراه کودهای شیمیایی برای افزایش رشد و غلظت برخی عناصر غذایی نیشکر توصیه می‌شود.

اثر تغییر اقلیم بر پتانسیل عملکرد و بهره‏وری آب ذرت علوفه‌ای در ایران

صفحه 1247-1263

https://doi.org/10.22059/jci.2022.334981.2648

حسنا فیاضی، ابراهیم زینلی، افشین سلطانی، بنیامین ترابی

چکیده یکی از چالش‏های مهم مرتبط با کشاورزی و امنیت غذایی، تغییر اقلیم جهانی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر تغییر اقلیم در آینده بر عملکرد و بهره‏وری آب ذرت علوفه‏ای (Zea mays L.) در ایران انجام شد. برای پیش‏بینی تغییر اقلیم در آینده (2050 میلادی) از دو سناریوی RCP4.5 و RCP8.5 و از داده‏های هواشناسی در سال‏های 1394-1380 به‏عنوان دوره مبنا استفاده شد. پتانسیل عملکرد با استفاده از مدل شبیه‏سازی گیاهی SSM-iCrop2 و براساس شیوه‌نامه گیگا برآورد شد و تغییرات اقلیمی برای هر سناریو در مدل شبیه‏سازی اعمال شد. نتایج نشان داد که تغییر اقلیم براساس هر دو سناریوی یادشده تأثیر قابل‌اعتنایی بر پتانسیل عملکرد ذرت علوفه‏ای نسبت به شرایط فعلی نداشت و فقط موجب افزایشی معادل 9/0 و 4/1 درصد در دو سناریوی یادشده نسبت به شرایط فعلی (6/85 تن در هکتار) خواهد شد. این نتیجه را می‏توان به چهارکربنه‌بودن این گیاه و در نتیجه عدم تأثیر افزایش CO2 بر رشد و عملکرد آن و هم‌چنین باقی‏ماندن دما در دامنه دماهای بهینه در بیش‌تر مناطق اقلیمی اصلی تولید ذرت علوفه‏ای در ایران نسبت داد. میزان بهره‏وری آب نیز در هر دو سناریو به میزان 4/0 و 6/1 درصد نسبت به شرایط فعلی (4/10 کیلوگرم بر مترمکعب) افزایش می‏یابد که دلیل احتمالی آن افزایش غلظت CO2 و بسته‏ترشدن روزنه‏ها می‏باشد. هم‌چنین، به‌دلیل آن‌که تغییر چندانی در میزان آب مصرفی و تبخیر و تعرق مشاهده نشد می‏توان افزایش بهره‏وری آب در ذرت علوفه‏ای را به افزایش پتانسیل عملکرد نسبت داد.

بررسی اثر میزان سایش بذر (پولیش) بر جوانه ‏زنی و رشد گیاهچه برخی ارقام چغندرقند

صفحه 1265-1277

https://doi.org/10.22059/jci.2022.334999.2652

محمد سعیدی ابواسحقی، محمد رفیعی الحسینی

چکیده به منظور مطالعه تاثیر تیمار سائیدگی (پولیش) بذر بر جوانه‌زنی و رشد گیاهچه ارقام مختلف چغندرقند، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تکرار در سال زراعی 1400-1399 در آزمایشگاه و گلخانه دانشکده کشاورزی دانشگاه شهرکرد انجام شد. فاکتور اول شامل پنج رقم مونوژرم چغندرقند (شکوفا، آرتا، آریا، سینا و اکباتان) و فاکتور دوم سه سطح پولیش بذر (شاهد، سائیدگی 10 درصد وزنی پوسته بذر و سائیدگی 30 درصد وزنی پوسته بذر) بود. در این مطالعه نتایج تجزیه واریانس نشان داد که تاثیر رقم و اثر متقابل رقم و سائیدگی بر کلیه صفات معنی دار بود. مقایسه میانگین اثرات متقابل نشان داد که رقم آریا و تیمار 30 درصد سائیدگی بیشترین درصد جوانه زنی (5/83 درصد)، سرعت جوانه زنی(6/7 بذر بر روز)، را تولید نمود. این در حالیست که بیشترین شاخص بنیه طولی(18/10) مربوط به رقم اکباتان و تیمار 30 درصد سائیدگی بود. بیشترین وزن تر ساقه چه (25/0 گرم) و ریشه چه (053/0 گرم) مربوط به رقم شکوفا و بدون سائیدگی، بیشترین مقدار کلروفیل b (77/2 میلی‌گرم بر گرم وزن تر) مربوط به رقم آرتا و 30 درصد سائیدگی و بیشترین مقدار کلروفیل a (19/4 میلی‌گرم بر گرم وزن تر) در رقم شکوفا با 30 درصد سائیدگی مشاهده شد. به‌طور کلی با توجه به نتایج این پژوهش پولیش 30 درصد وزنی موجب بهبود خصوصیات جوانه‌زنی و رشدی بذر گیاه چغندرقند می‌گردد و در بین ارقام مورد آزمایش هم آریا بیش از سایر ارقام تحت تاثیر سائیدگی قرار می‌گیرد.

ارزیابی زمان محلول پاشی و کود نانو ذره کبالت به روش شیمیایی و شیمی سبز بر برخی شاخص های زراعی وکیفی لوبیا چشم‌بلبلی (.Vigna unguiculata L)

صفحه 1279-1291

https://doi.org/10.22059/jci.2021.321202.2532

مه لقا کیخا، مهدی دهمرده، عیسی خمری، زیبا سوری نظامی

چکیده به­منظور ارزیابی تأثیر زمان محلول­پاشی و کود نانوذره کبالت بر شاخص‌های زراعی و کیفی لوبیا چشم‌بلبلی این پژوهش در سال زراعی 96-97 به­صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در پژوهشکده کشاورزی دانشگاه زابل انجام شد. تیمارهای آزمایش در چهار سطح، شامل عدم کاربرد نانوذره کبالت، نانو­ذره با منشأ ­گیاهی، نانو­ذره با منشأ شیمیایی و ترکیب نانوذره گیاهی و شیمیایی، به­عنوان فاکتور اول و زمان محلول­پاشی در دو سطح چهار و شش‌برگی) به­عنوان فاکتور دوم بودند. تراکم کاشت لوبیا چشم‌بلبلی 20 بوته در متر­مربع بود و آبیاری دو بار در هفته انجام شد. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که زمان محلول­پاشی و کاربرد کود نانوذره با منشأ شیمیایی و گیاهی، اثر معنی­داری بر تمامی صفات موردبررسی داشتند. براساس نتایج مقایسه میانگین، بیش‌ترین میزان کلروفیل a (25/13 میکروگرم در گرم برگ)، کلروفیل b (50/7 میکروگرم در گرم برگ)، کاروتنویید (63/3 میکروگرم در گرم برگ)، هم‌چنین ارتفاع بوته (84/34 درصد)، تعداد نیام در بوته (26/28 درصد)، عملکرد بیولوژیک (64/45 درصد)، عملکرد اقتصادی (10/59) نسبت به تیمار شاهد، آهن (26/0 پی­پی­ام) و پروتئین برگ (46/14 پی­پی­ام)، از مرحله شش‌برگی و از کاربرد توام کود نانو­ذره کبالت با منشأ شیمیایی و گیاهی به­دست آمد. از نظر تمام صفات مورد اندازه­گیری، به­نظر می­رسد کاربرد هم‌زمان نانوذره کبالت به­صورت شیمیایی و گیاهی، از طریق بهبود سیستم فتوسنتزی، افزایش دوام برگ و میزان فتوسنتز، منجر به افزایش عملکرد بیولوژیک و اقتصادی خواهد شد.

تأثیر هیومیک‌اسید و تنش شوری بر برخی شاخص های جوانه زنی و مرفوفیزیولوژیکی گل‌راعی ایرانی در شرایط کشت بافت

صفحه 1293-1310

https://doi.org/10.22059/jci.2022.328340.2593

مهرداد رسولی، علیرضا نوروزی شرف

چکیده کاربرد ترکیب­هایی که بتواند تحمل گیاهان را به تنش­های محیطی از جمله شوری افزایش دهد دارای اهمیت است. برای ارزیابی تعدیل تنش شوری با استفاده از هیومیک‌اسید آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار روی گیاه دارویی گل‌راعی بومی ایران توده همدان (Hypericum perforatum L.) در آزمایشگاه کشت بافت دانشکده کشاورزی دانشگاه سیدجمال الدین اسدآبادی در سال 1398 اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل سه سطح شوری (صفر، 50  و 100 میلی‌مول بر لیتر) نمک کلریدسدیمکلریدسدیم و چهار سطح هیومیک‌اسید (صفر، 25، 50، 100 میلی­گرم بر لیتر) بود. بیش‌ترین درصد (65/98 درصد) و سرعت جوانه­زنی (94/38) و طول ریشه (21/34 میلی‌متر) در تیمار 50 میلی­مول بر لیتر هیومیک‌اسید و بدون شوری به‌دست آمد. بیش‌ترین ارتفاع گیاه، وزن تر و خشک اندام هوایی، وزن تر و خشک ریشه و کلروفیل کل مربوط به شرایط بدون تنش و هیومیک‌اسید با غلظت 100 میلی­مول بر لیتر بود. بیش‌ترین مقدار فنل در تیمار شوری 50 میلی­مولار و هیومیک‌اسید با غلظت 50 میلی­گرم بر لیتر بود. بیش‌ترین میزان آنتی‌اکسیدان (77/99 میلی‌گرم بر گرم) و فلاونوئید کل (39/2 میلی‌گرم بر گرم) و کم‌ترین میزان پراکسیدهیدروژن (12/9 میکروگرم بر گرم) در تیمار شوری 100 میلی­مولار و هیومیک‌اسید با غلظت 50 میلی­گرم بر لیتر به­دست آمد. نتایج پژوهش نشان داد اثر تعدیل‌کننده به­ویژه کاربرد سطوح 50 میلی‌گرم بر لیتر هیومیک‌اسید می­تواند بر فرایندهای فیزیولوژیک و صفات رویشی گیاه گل‌راعی تحت تنش شوری اثرگذار باشد.

پاسخ جوانه‌زنی بذر و رشد گیاهچه شیرین‌بیان به خراش‌دهی شیمیایی و سطوح جیبرلیک‌اسید

صفحه 1311-1324

https://doi.org/10.22059/jci.2021.328615.2595

جلال قنبری، مرضیه بشارتی فر، غلامرضا خواجویی نژاد

چکیده زیستگاه‌های طبیعی شیرین‌بیان به‌طور چشم‌گیری کاهش یافته در حالی‌که تقاضا برای آن در حال افزایش است. بذرهای شیرین‌بیان به‌دلیل خواب ثانویه تحمیل‌شده توسط پوسته سخت دانه سرعت جوانه‌زنی پایینی را نشان می‌دهند. در این مطالعه که در بهار 1400 در دانشگاه شهید باهنر کرمان انجام شد، اثر متقابل خراش‌دهی با سولفوریک‌اسید (97-95 درصد به‌مدت 60 دقیقه) با غلظت‌های جیبرلیک‌اسید (صفر، 100، 250، 500 و 1000 میلی‌گرم در لیتر) به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار موردبررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد با وجود این‌که در بذور خراش‌دهی شده تفاوتی در جوانه‌زنی بین سطوح جیبرلیک‌اسید ملاحظه نشد، تیمار با غلظت 250 میلی‌گرم در لیتر جیبرلیک‌اسید در شرایط عدم خراش‌دهی جوانه‌زنی را 36 درصد نسبت به شاهد بهبود داد. در مقابل، با افزایش غلظت جیبرلیک‌اسید طول گیاهچه، ارتفاع ساقه، تعداد برگ، تعداد برگ مرکب، سطح برگ، وزن تر و خشک ساقه و ریشه افزایش و شاخص کلروفیل (SPAD) کاهش یافت. در نتیجه، خراش‌دهی شیمیایی و تیمار با جیبرلیک‌اسید 1000 میلی‌گرم در لیتر می‌تواند به‌طور مؤثری سرعت و یکنواختی جوانه‌زنی و هم‌چنین رشد اولیه گیاه شیرین‌بیان را افزایش دهد.

ارزیابی عملکرد، اجزای عملکرد و صفات کیفی توده‌های بالنگوی شهری باکاربرد برخی مواد ضدتعرق در شرایط دیم

صفحه 1325-1339

https://doi.org/10.22059/jci.2022.329357.2604

سعیده سادات کرمانی پوربقایی، مجید پوریوسف، علیرضا یوسفی، مسعود رفیعی

چکیده به‌منظور ارزیابی عملکرد، اجزای عملکرد و صفات کیفی توده­های بالنگوی شهری (Lallemantia iberica L.) با کاربرد برخی مواد ضدتعرق در شرایط دیم در سال زراعی ۱۳۹۸-۱۳۹۷ آزمایشی در دو منطقه کرج و خرم­آباد اجرا شد. آزمایش ­به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با دو فاکتور در سه تکرار اجرا شد. فاکتور اول شامل چهار توده­ بالنگوی شهری (کردستان، تکاب، نظرکهریزی و کلیبر) و فاکتور دوم شامل سه ماده ضدتعرق (کائولین با­غلظت پنج درصد، کیتوزان با ­غلظت یک درصد و ایستا با غلظت 2 درصد) و عدم کاربرد ماده ضدتعرق (شاهد) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد، اثر متقابل سه‌گانه توده، ماده ضدتعرق و مکان بر بیش‌تر صفات مورد بررسی معنی­دار شد. در بین مواد ضدتعرق، کیتوزان بیش‌ترین تأثیر را بر توده­های کشت‌شده داشت و به‌ترتیب موجب افزایش 20، 4، 11، 18 درصدی عملکرد دانه، زیست­توده، روغن و موسیلاژ نسبت به شاهد شد. هم‌چنین توده­های نظرکهریزی، کلیبر، کردستان وتکاب کشت شده در کرج به‌ترتیب بیش‌ترین مقدار را در صفات موردمطالعه تحت محلول‌پاشی با مواد ضدتعرق به خود اختصاص دادند. طبق بررسی­های صورت‌گرفته در این پژوهش انتخاب توده مناسب با منطقه و استفاده از مواد ضدتعرق موجب افزایش عملکرد و اجزای عملکرد، صفات کیفی دانه بالنگوی شهری در شرایط کشت دیم شد.

اثر سطوح مختلف کیتوزان و ‏سالیسیلیک‌اسید بر برخی صفات مورفولوژیکی گیاه دارویی گالگا (.Galega officinalis L)

صفحه 1341-1358

https://doi.org/10.22059/jci.2022.329753.2607

فریناز انگوتی، حسن نورافکن، سکینه سعیدی سار، اسد اسدی، راهله ابراهیمی

چکیده آزمایشی به‌منظور ارزیابی اثر سطوح مختلف کیتوزان و ‏سالیسیلیک‌اسید بر صفات مورفولوژیکی گیاه دارویی گالگا در شرایط مزرعه‏ای در قالب طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار در مزرعه پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد میانه در طی سال زراعی 1398 انجام شد. تیمارها شامل محلول‏پاشی ‏سالیسیلیک‌اسید (5/0، 1، 2 و 3 میلی‏مولار در لیتر)، سطح کیتوزان (2/0، 4/0، 6/0 و 8/0 ‏گرم در لیتر) و آب مقطر (به‏عنوان شاهد) بود. نتایج نشان داد که محلول‏پاشی محرک زیستی (کیتوزان) و غیرزیستی (اسیدسالیسیلیک) اثر معنی‏داری بر تمام صفات مورد ارزیابی، به‌جز ارتفاع بوته و وزن خشک برگ دارد. با افزایش غلظت کیتوزان و ‏سالیسیلیک‌اسید، میزان وزن تر و خشک ساقه کاهش یافت که بیش‌ترین مقادیر در دو صفت مذکور در تیمارهای کیتوزان 4/0 و 2/0 گرم در لیتر و 1 و 5/0 میلی‏مولار در لیتر ‏سالیسیلیک‌اسید دیده شد. بیش‌ترین تعداد میانگره (میانگین عددی 80/4 عدد) و طول ریشه در تیمار کیتوزان 4/0 گرم در لیتر؛ بیش‌ترین تعداد برگ در غلظت 6/0 گرم در لیتر کیتوزان مشاهده شد در مطالعه ویژگی‌های برگ و ریشه، کیتوزان با غلظت 2/0 و 4/0 گرم بر لیتر و در ویژگی‌های گل‏آذین، سالیسیلیک‌اسید با غلظت 2 و 3 میلی‏مولار در لیتر مؤثرتر عمل نمودند. استفاده از غلظت‏های 4/0 و 2/0 گرم در لیتر کیتوزان نسبت به شرایط شاهد (عدم محلول‏پاشی) و استفاده از آب مقطر؛ اثر بهینه بیش‌تری بر صفات مورفولوژیکی گیاه دارویی گالگا داشت؛ که به‌خاطر داشتن اثر مثبت بر بیش‌تر ویژگی‌های رشدی گیاه به‌دلیل جذب سریع و دستیابی به عملکرد مطلوب در مسیر کشاورزی پایدار، افزایش عملکرد و در نهایت افزایش تولید متابولیت ثانویه گیاهان دارویی، توصیه می‌شود.

اثر محلول‌پاشی سالیسیلیک‌اسید و جاسمونیک‌اسید بر ویژگی‌های بیوشیمیایی و زراعی آویشن (.Thymus vulgaris L) در شرایط تنش خشکی

صفحه 1359-1372

https://doi.org/10.22059/jci.2022.329510.2605

محمد نصری، زهرا کریمی، میثم اویسی، پورنگ کسرایی، حمیدرضا لاریجانی

چکیده جهت بررسی اثر محلول‌پاشی سالیسیلیک‌اسید و جاسمونیک‌اسید بر ویژگی‌های بیوشیمیایی آویشن، آزمایشی مزرعه‌ای به‌صورت اسپلیت‌پلات فاکتوریل و در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار در سال زراعی 99-1398 در منطقه ورامین اجرا شد. عامل اصلی، سطوح آبیاری [60 (نرمال) و 110 میلی‌متر تبخیر از تشتک تبخیر (تنش خشکی)] و فاکتورهای فرعی نیز محلول‌پاشی سطوح مختلف سالیسیلیک‌اسید [سه سطح شاهد (صفر)، 25 و 50 میلی‌گرم بر لیتر) و جاسمونیک‌اسید [سه سطح شاهد (صفر)، 1 و 2 میلی‌گرم بر لیتر] بود. برهم‌کنش سه‌گانه تنش خشکی× محلول‌پاشی سالیسیلیک‌اسید و جاسمونیک‌اسید در تمام صفات موردمطالعه در این پژوهش در سطح احتمال یک درصد معنی‌دار بود. بیش‌ترین ارتفاع بوته (2/38 سانتی‌متر)، وزن‌های‌ تر و خشک شاخساره (3/7112 و 7/1778 کیلوگرم در هکتار)، درصد متابولیت‌های ثانویه (اسانس 28/0 و تیمول 9/60 درصد) و غلظت سالیسیلیک‌اسید و جاسمونیک‌اسید برگ و کم‌ترین فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی آویشن باغی در تیمار آبیاری معمول همراه با محلول‌پاشی 50 و 2 میلی‌گرم در لیتر سالیسیلیک‌اسید و جاسمونیک‌اسید مشاهده شد. محلول‌پاشی هم‌زمان سالیسیلیک‌اسید و جاسمونیک‌اسید در شرایط تنش خشکی، به‌ترتیب با کاهش 70، 85 و 72 درصدی فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی سوپراکسیداز دیسموتاز، کاتالاز و گلوتاتیون پراکسیداز نسبت به شاهد باعث شد که آسیمیلاسیون تولیدی صرف تولید ماده خشک شود. بنابراین استفاده خارجی 50 و 2 میلی‌گرم در لیتر سالیسیلیک‌اسید و جاسمونیک‌اسید در شرایط تنش خشکی، در بهبود صفات مرتبط با عملکرد و افزایش تولید گیاه آویشن می‌تواند مدنظر باشد.

تأثیر کودهای زیستی و شیمیایی بر برخی پاسخ‌های فیزیولوژیک و عملکرد سیاهدانه تحت سطوح مختلف آبیاری

صفحه 1373-1390

https://doi.org/10.22059/jci.2022.332375.2629

مونا آروند، یوسف سهرابی

چکیده به‌منظور بررسی تأثیر مدیریت تلفیقی کودهای زیستی و شیمیایی تحت سطوح مختلف آبیاری بر صفات فیزیولوژیک و عملکرد دانه سیاهدانه، آزمایشی به‌صورت کرت‌های دوبار خردشده بر پایه طرح بلوک‌های کامل تصادفی با چهار تکرار در بهار سال ۱۳۹۵ در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه کردستان اجرا شد. سطوح آبیاری شامل آبیاری به میزان ۱۰۰ درصد نیاز آبی گیاه و ۷۰ درصد نیاز آبی گیاه به‌عنوان فاکتور اصلی و سطوح کودی شامل۱۰۰ درصد کودهای شیمیایی، ۸۰ درصد کودهای شیمیایی+ کودهای زیستی، ۶۰ درصد کودهای شیمیایی+ کودهای زیستی، ۴۰ درصد کودهای شیمیایی+ کودهای زیستی و عدم استفاده از کود به‌عنوان فاکتور فرعی در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که تحت شرایط آبیاری به میزان 70 درصد نیاز آبی گیاه غلظت پرولین، کربوهیدرات‌های محلول در آب و الکل و پراکسیداسیون لیپیدی افزایش یافت، اما مقادیر سایر پارامترهای فیزیولوژیک موردبررسی و عملکرد دانه کاهش پیدا کرد. تلفیق کودهای زیستی و شیمیایی اثرات مثبتی بر صفات فیزیولوژیک موردبررسی و عملکرد دانه داشت، به‌طوری‌که بیش‌ترین عملکرد دانه از تیمار تلفیق ۶۰ درصد کودهای شیمیایی+ کودهای زیستی (18/798 کیلوگرم در هکتار) حاصل شد که نسبت به تیمار شاهد (بدون کود) 22/37 درصد افزایش نشان داد. با توجه به اثرات مثبت تلفیق کودهای زیستی و شیمیایی بر پارامترهای فیزیولوژیک و عملکرد دانه، جایگزین‌کردن تلفیق کودهای زیستی و شیمیایی به جای مصرف صرف کودهای شیمیایی پیشنهاد می‌شود.

مقایسه عملکرد و اجزای عملکرد بذر ژنوتیپ‌های مختلف کدو آجیلی (.Cucurbita sp) در کشت پاییزه استان هرمزگان

صفحه 1391-1405

https://doi.org/10.22059/jci.2022.331873.2620

حامد حسن زاده خانکهدانی، مشهید هناره اشکه سو، سیده سمیه شفیعی ماسوله، محمدجواد زمانی

چکیده با توجه به اهمیت غذایی بذر کدو آجیلی و ارزش تجاری آن، به‌منظور مقایسه عملکرد و اجزای عملکرد بذر ژنوتیپ‌های مختلف کدو آجیلی در کشت پاییزه استان هرمزگان، آزمایشی در قالب بلوک‌های کامل تصادفی با 30 ژنوتیپ کدو جمع‌آوری‌شده از شهرستان‌های مختلف استان آذربایجان‌غربی، گلستان و اصفهان در سه تکرار در ایستگاه تحقیقات کشاورزی میناب، طی دو سال زراعی 99-1398 و 98-1397 اجرا شد. آماده‌سازی زمین در مردادماه و کشت بذور در اواخر شهریورماه انجام شد. صفات موردبررسی عبارت بودند از طول بوته، تعداد میوه در بوته، وزن میوه، طول و عرض میوه، عملکرد میوه، عملکرد دانه، وزن صددانه، درصد بذرهای پوک، درصد مغز دانه نسبت به خود بذر و درصد تلخی مغز. براساس نتایج صفات مهمی نظیر عملکرد بذر، اندازه بذر، درصد پوکی و نیز نسبت مغز به کل بذر، ژنوتیپ‌های Kh6، Kh5، CP7-A، Kh2، انتخابی CP3، سلف CP4-B، سلف CP7-B، کدو تنبل اصفهان، CP4-E، O6، CP2-B و N2 از وضعیت مناسب‌تری نسبت به بقیه برخوردار بودند. با ارزیابی کلیه صفات موردبررسی و هم‌چنین براساس هزینه‌های تولید و سود خالص برداشتی، امکان کشت کدو آجیلی در منطقه میناب با استفاده از ژنوتیپ‌های جمع‌آوری‌شده از منطقه خوی شامل Kh6 و Kh5؛ ژنوتیپ‌های استان گلستان شامل CP7-A، سلف CP7-B، CP4-E و CP2-B و کدو تنبل اصفهان وجود دارد.

مدل‌سازی جوانه‌زنی گوار (Cyamopsis tetragonoloba) تحت تأثیر گرادیان دما و پتانسیل آب: مدل زمان دما رطوبتی

صفحه 1407-1420

https://doi.org/10.22059/jci.2022.332131.2624

محسن زعفرانیه، آرمان آذری

چکیده این پژوهش به‌منظور کمی‌سازی واکنش سرعت جوانه‌زنی گیاه گوار (Cyamopsis tetragonoloba) نسبت به دما و پتانسیل آب انجام گرفت. بدین‌منظور، مطالعه‌ای در آزمایشگاه دانشگاه ولی‌عصر(عج) رفسنجان در سال 1399، آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار به‌منظور کمی‌سازی واکنش سرعت جوانه‌زنی گیاه گوار نسبت دما (تیمارهای دمایی پنج، 10، 15، 20، 25، 30 و 35 درجه سانتی‌گراد) و تنش خشکی (پتانسیل آب صفر، 2/0-، 4/0-، 6/0-، 8/0-، 1- مگاپاسگال)( انجام شد. نتایج این آزمایش نشان داد که مدل بتا بهترین مدل برای توصیف تأثیر دما و پتانسیل آب بر سرعت جوانه‌زنی بود. با توجه به پتانسیل‌های آب مختلف، محدوده دمای پایه، مطلوب و حداکثر برای جوانه­زنی بذر گوار به‌ترتیب از 3/7 تا 12، 1/22 تا 8/25 و 2/32 تا 36 درجه سانتی‌گراد برآورد شد. ساعت بیولوژیکی موردنیاز در غلظت‌های مختلف پتانسیل آب از 24/43 تا 3/136 ساعت متفاوت بود. در مدل زمان دما رطوبتی، ثابت دما رطوبتی، پتانسیل آب پایه و دمای پایه به‌ترتیب 3/268 مگاپاسگال درجه سانتی‌گراد در ساعت، 103/1- مگاپاسگال و 36/8 درجه سانتی‌گراد تخمین زده شد. از داده‌های به‌دست‌آمده از این مدل‌ها می‌توان برای پیش‌بینی و مقدار مقاومت این گیاه در برابر تنش خشکی در مرحله جوانه‌زنی در استقرار و مدیریت بهتر گیاه گوار برای کشت در مناطق مختلف استفاده نمود.

بررسی برهم‌کنش پایه و رقم سیب بر صفات کمی و کیفی میوه در شرایط آب‌وهوایی مشهد

صفحه 1421-1433

https://doi.org/10.22059/jci.2022.332244.2626

الهه حسینی ثانوی، بهرام عابدی، طاهره پروانه

چکیده مطالعات زیادی در مورد تأثیر پایه و رقم بر صفات فیزیکوشیمیایی سیب صورت گرفته و نتایج تأثیرگذاری متفاوت این دو عامل را نشان داده‌اند. به‌منظور ارزیابی اثر سه پایه رویشی M9، M7 و MM106 بر برخی صفات کمی و کیفی میوه سیب ارقام "گلدن‌دلیشز" و "رددلیشز"، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک‌های کامل تصادفی با چهار تکرار در مرکز تحقیقات کشاورزی مشهد در اواخر تابستان 1400 اجرا شد. صفات کمی و کیفی میوه شامل وزن، حجم، چگالی، طول، قطر، سفتی، اسیدیته، مواد جامد محلول، محتوای فنلی، فعالیت آنتی‌اکسیدانی و آنتوسیانین میوه در این آزمایش اندازه‌گیری شد. براساس نتایج بیش‌ترین مقدار فنل کل (9/652 میلی‌گرم بر گرم وزن تر) و آنتوسیانین (9/35 میلی‌گرم بر گرم وزن تر) در ترکیب رقم "رددلیشز" روی پایه M9 مشاهده شد. رقم "رددلیشز"  بیش‌ترین قطر (64/78 میلی‌متر) و وزن میوه (9/166 گرم) را به خود اختصاص داد. بیش‌ترین سفتی نیز در پایه M9 (64/5 کیلوگرم بر سانتی‌متر مکعب) مشاهده شد. به‌طورکلی، نتایج این پژوهش حاکی از تأثیر متفاوت برهم‌کنش پایه و رقم بر ویژگی‌های موردمطالعه بود و بسته به هدف باغدار می‌توان ترکیبات پیوندی گوناگونی را توصیه نمود. ارقام بر روی پایه  M9و MM106 با داشتن ترکیبات فنلی و آنتوسیانین زیاد از نظر فواید سلامتی به‌عنوان ترکیب پیوندی ارزشمند در شرایط آب و هوایی مشهد پیشنهاد شد.

اثرات محلول‌پاشی برگی با نیترات‌پتاسیم، نیترات‌کلسیم و بوریک‌اسید بر کاهش ترکیدگی قبل از برداشت نارنگیʼپیجʻ

صفحه 1435-1450

https://doi.org/10.22059/jci.2022.333003.2632

بابک عدولی، بیژن مرادی، محمد علی شیری، معصومه کیااشکوریان

چکیده ترکیدگی قبل از برداشت میوه مرکبات نابسامانی فیزیولوژی می‌باشد که با کاهش مقدار محصول قابل‌عرضه به بازار، خسارت قابل‌توجهی را به تولیدکنندگان ارقام حساس وارد می‌کند. مدیریت درست تغذیه درختان و توجه ویژه به سه عنصر کلیدی پتاسیم، کلسیم و بور که در استحکام دیواره‌های سلولی و یکپارچگی پوست میوه نقش دارند، می‌تواند در کاهش شدت ترکیدگی مؤثر باشد. بر این اساس، آزمایشی به‌منظور بررسی اثرات محلول‌پاشی برگی نیترات‌پتاسیم یک درصد، نیترات‌کلسیم یک درصد و بوریک‌اسید نیم درصد در زمان پایان ریزش جودرو بر کاهش شدت ترکیدگی و برخی صفات میوه نارنگی ʼپیجʻ در رامسر (پژوهشکده مرکبات و میوه‌های نیمه‌گرمسیری) طی دو سال 1397 و 1398 انجام گرفت. این پژوهش به‌صورت تجزیه مرکب در زمان شامل دو فاکتور سال‌های انجام آزمایش و تیمارهای مختلف محلول‌پاشی عناصر غذایی بود که در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. نتایج نشان داد که تیمارها به‌ویژه نیترات‌پتاسیم یک درصد شدت ترکیدگی قبل از برداشت میوه را کاهش داده و موجب افزایش محصول و بهبود صفات کمی و کیفی میوه شدند، اما در عین حال بر فعالیت آنزیم پلی‌گالاکتوروناز، تراکم سلولی گلگاه و قطر ناف بی‌اثر بوده‌اند. در نهایت، می‌توان محلول‌پاشی برگی عناصر غذایی به‌ویژه نیترات‌پتاسیم یک درصد را به‌عنوان روشی مؤثر برای کنترل ترک‌خوردگی قبل از برداشت و افزایش کمیت و کیفیت میوه نارنگی ’پیج‘ پیشنهاد کرد.