<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>به زراعی کشاورزی</title>
    <link>https://jci.ut.ac.ir/</link>
    <description>به زراعی کشاورزی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Thu, 17 Nov 2022 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Thu, 17 Nov 2022 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تأثیر کبالت، مولیبدن و نیتروژن بر ویژگی‎های مورفوفیزیولوژیکی لوبیا چیتی (Phaseolus vulgaris) در کشت بدون‎خاک</title>
      <link>https://jci.ut.ac.ir/article_89877.html</link>
      <description>به&amp;amp;lrm;منظور بررسی تأثیر کبالت، مولیبدن و نیتروژن بر رشد لوبیا چیتی در کشت بدون&amp;amp;lrm;خاک، آزمایشی گلدانی به&amp;amp;lrm;صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با 36 تیمار و در سه تکرار در سال زراعی 95-1394 در تیر ماه و در دمای C˚25 و شدت نور 40000 لوکس در گلخانه دانشگاه زنجان اجرا گردید. فاکتورهای آزمایش شامل چهار سطح نیتروژن (50، 100، 150 و mg/l 200)، سه سطح مولیبدن (067/0، 2/0 و mg/l 6/0) و سه سطح کبالت (006/0، 06/0 و mg/l 3/0) بودند. سطوح فاکتورهای مورد آزمایش از طریق افزودن مقادیر مختلف نمک&amp;amp;lrm;های نیترات آمونیوم، مولیبدات آمونیوم و کلرید کبالت به محلول غذایی پایه، تهیه گردیدند. نتایج صفات موفولوژیکی نشان دادند که در تیمار N100Mo0.6Co0.06 بیش&amp;amp;lrm;ترین وزن خشک غلاف به&amp;amp;lrm;دست آمد که حداکثر اخلافی برابر با 9/47 درصد با سایر تیمارها داشت. بیش&amp;amp;lrm;ترین وزن خشک بوته نیز از تیمار N150Mo0.6Co0.006 به&amp;amp;lrm;دست آمد. بیش&amp;amp;lrm;ترین وزن خشک ریشه در تیمارهای N150Mo0.6 و N150Co0.3 به&amp;amp;lrm;دست آمد. همین&amp;amp;lrm;طور بیش&amp;amp;lrm;ترین تعداد غلاف نیز در تیمارهای N150Mo0.6، N100Co0.3 و Mo0.6Co0.3 به‌دست آمد. بررسی&amp;amp;lrm; صفات فیزیولوژیکی هم نشان دادند که بیش&amp;amp;lrm;ترین غلظت نیتروژن، مولیبدن و کبالت به&amp;amp;lrm;ترتیب از تیمارهای N200Mo0.6Co0.3، N150Mo0.6Co0.3 و N150Mo0.067Co0.006 حاصل شد. در کل می&amp;amp;lrm;توان اظهار داشت که کاربرد تیمار N100Mo0.6Co0.06 می&amp;amp;lrm;تواند بر وزن خشک غلاف که اندامی بارده و اقتصادی است تأثیر مثبتی گذاشته و عملکرد لوبیا چیتی (رقم تلاش) را ارتقاء دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی کیفیت و عملکرد علوفه گیاهان ارزن مرواریدی، سورگوم و ذرت تحت تأثیر کاربرد تلفیقی کودهای مرغی و شیمیایی</title>
      <link>https://jci.ut.ac.ir/article_107778.html</link>
      <description>هدف: این آزمایش با هدف ارزیابی کیفیت و عملکرد علوفه سه گیاه علوفه‌ای ارزن مرواریدی رقم نوتریفید، ذرت سینگل‌کراس 260 و سورگوم رقم اسپیدفید تحت تأثیر سطوح تلفیقی کود مرغی و کود شیمیایی با هدف کاهش مصرف کودهای شیمیایی و بهبود کمی و کیفی علوفه انجام شد.روش پژوهش: این پژوهش در دو سال زراعی 1403-1402 و 1402-1401 به&amp;amp;shy;صورت اسپلیت‌پلات بر پایه طرح بلوک&amp;amp;shy;های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه کردستان واقع در دشت دهگلان انجام شد. فاکتور اصلی آزمایش شامل سه گونه گیاه علوفه‌ای ارزن مرواریدی رقم نوتریفید، سورگوم رقم اسپیدفید و ذرت سینگل‌کراس 260 و فاکتور فرعی شامل سیستم‌های کوددهی شامل شاهد، 4 تن در هکتار کود مرغی، 3 تن در هکتار کود مرغی+ 50 کیلوگرم در هکتار کود نیتروژن از منبع اوره+ 25 کیلوگرم فسفات از منبع سوپرفسفات تریپل ، 2 تن در هکتار کود مرغی+ 100 کیلوگرم در هکتار کود نیتروژن از منبع اوره+ 50 کیلوگرم فسفات از منبع سوپرفسفات تریپل و کود شیمیایی کامل (200 کیلوگرم در هکتار کود نیتروژن از منبع اوره+ 100 کیلوگرم فسفات از منبع سوپرفسفات تریپل) بود. صفات کیفی (کربوهیدرات‌های محلول در آب، فیبر خام، پروتئین خام، الیاف نامحلول در شوینده خنثی، الیاف نامحلول در شوینده اسیدی و خاکستر) و کمی علوفه (عملکرد بیولوژیک) اندازه‌گیری شد و داده‌ها با نرم‌افزار SAS نسخه 4/9 تجزیه و تحلیل شد.یافته‌ها: نتایج حاکی از این بود که بیش‌ترین کربوهیدرات محلول در آب علوفه در تیمار کود شیمیایی کامل و 100 کیلوگرم در هکتار کود نیتروژن از منبع اوره+ 50 کیلوگرم فسفات از منبع سوپر‌فسفات‌تریپل گیاه ذرت بود. کم‌ترین فیبر خام علوفه در تیمار 2 تن در هکتار کود مرغی+ 100 کیلوگرم در هکتار کود نیتروژن از منبع اوره+ 50 کیلوگرم فسفات از منبع سوپر‌فسفات‌تریپل ارزن مرواریدی، بیش‌ترین پروتئین خام علوفه در تیمار 2 تن در هکتار کود مرغی+ 100 کیلوگرم در هکتار کود نیتروژن از منبع اوره+ 50 کیلوگرم فسفات از منبع سوپر‌فسفات‌تریپل در گیاه ذرت بود که فاقد اختلاف آماری معنی&amp;amp;shy;دار با درصد پروتئین خام علوفه در تیمار 3 تن در هکتار کود مرغی+ 50 کیلوگرم در هکتار کود نیتروژن از منبع اوره+ 25 کیلوگرم فسفات از منبع سوپر‌فسفات‌تریپل (06/14 درصد) بود. بیش‌ترین مقدار الیاف نامحلول در شوینده خنثی در تیمار کاربرد 4 تن در هکتار کود مرغی در گیاه ارزن مرواریدی حاصل شد. بیش‌ترین خاکستر علوفه مربوط به تیمار کاربرد کود شیمیایی خالص بود. هم‌چنین کاربرد 2 تن در هکتار کود مرغی+ 100 کیلوگرم در هکتار کود نیتروژن از منبع اوره+ 50 کیلوگرم فسفات از منبع سوپرفسفات تریپل موجب حصول بیش‌ترین عملکرد بیولوژیک گردید. نتیجه‌گیری: تیمارهای کود تلفیقی (2 تن در هکتار کود مرغی+ 100 کیلوگرم در هکتار کود نیتروژن از منبع اوره+ 50 کیلوگرم فسفات از منبع سوپر‌فسفات‌تریپل) به بهبود معنی‌دار کیفیت و عملکرد علوفه در ذرت و هم‌چنین بهبود برخی شاخص‌های کیفی در ارزن مرواریدی و سورگوم منجر شدند. استفاده از کود مرغی در تلفیق با کود شیمیایی می‌تواند ضمن کاهش هزینه و اثرات زیست‌محیطی، بهره‌وری محصول را حفظ یا افزایش دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر کاربرد برگی آمینوکلات سیلیس و پتاس بر ویژگی&amp;lrm;های کمّی و کیفی نیشکر در مزارع پلنت و راتون جنوب خوزستان</title>
      <link>https://jci.ut.ac.ir/article_108373.html</link>
      <description>هدف: کاربرد آمینوکلات سیلیس و پتاس می‌تواند ویژگی‌های کمّی و کیفی نیشکر را بهبود بخشد. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر غلظت‌های مختلف آمینوکلات سیلیس و پتاس بر ویژگی‌های کمّی و کیفی واریته نیشکر IRC69-1062 در سنین بازرویی مختلف در خوزستان انجام شد.روش پژوهش: به‌منظور بررسی اثر کاربرد آمینوکلات سیلیس و پتاس بر ویژگی‌های کمّی و کیفی واریته نیشکر IRC69-1062 در سنین بازرویی مختلف، آزمایشی در سال زراعی 1404 در مزارع شرکت کشت و صنعت دعبل خزاعی واقع در جنوب استان خوزستان اجرا شد. آزمایش به‌صورت کرت‌های خردشده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. سنین بازرویی مختلف در سه سطح شامل پلنت، سن بازرویی اول و دوم به‌عنوان کرت اصلی و سطوح مختلف آمینوکلات سیلیس و پتاس در چهار سطح شامل شاهد بدون آمینوکلات سیلیس و پتاس، آمینوکلات سیلیس و پتاس با سه غلظت 2، 4 و 6 لیتر در هکتار به‌عنوان کرت فرعی در نظر گرفته شدند.یافته‌ها: نتایج این مطالعه نشان داد که سن گیاه و محلول‌پاشی با آمینوکلات‌های ترکیبی سیلیس و پتاس تأثیر قابل‌توجهی بر اجزای عملکرد نیشکر داشتند. بیش‌ترین تعداد ساقه (165 هزار ساقه در هکتار)، وزن تک‌ساقه (82/0کیلوگرم)، ارتفاع ساقه (269 سانتی‌متر)، عملکرد نی (88 تن در هکتار) و عملکرد شکر (9/1 تن در هکتار) در مزرعۀ پلنت مشاهده شد، درحالی‌که بیش‌ترین مقادیر کاهش در سن بازرویی دوم به‌ترتیب به میزان 20، 35، 17، 38 و 37 درصد مشاهده شد. با افزایش سن گیاه، شکر قابل استحصال از 3/10 درصد در مزرعۀ پلنت به 6/10 درصد در مزرعۀ بازرویی دوم افزایش یافت و خلوص شربت از 82 به 86 درصد رسید که نشان‌دهندۀ تمرکز منابع گیاهان بازرویی بر ساخت و ذخیره قندهاست. محلول‌پاشی با غلظت 6 در هزار آمینوکلات‌ سیلیس و پتاس منجر به افزایش معنی‌دار وزن ساقه (29 درصد)، ارتفاع ساقه (10 درصد)، عملکرد نی (15 درصد)، عملکرد شکر (19 درصد) و درصد ساکارز شربت (4 درصد) در مقایسه با شاهد بدون محلول‌پاشی شد. برهم‌کنش سن گیاه و محلول‌پاشی نشان داد که گیاهان بازرویی بیش‌ترین بهره را از تغذیۀ ترکیبی آمینوکلات‌ سیلیس و پتاس می‌برند، به‌طوری‌که شکر قابل استحصال در سن بازرویی دوم با محلول‌پاشی 4 لیتر در هکتار از 8/9 به 11 درصد رسید.نتیجه‌گیری: به‌طورکلی این یافته‌ها تأکید می‌کند که مدیریت هوشمندانه تغذیه با آمینوکلات‌های ترکیبی، با توجه به سن گیاه، می‌تواند عملکرد کمّی و کیفیت شکر نیشکر را به‌طور هم‌زمان افزایش دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر کاربرد کود آلی و میکروارگانیسم‌های سودمند بر سبز شدن و استقرار سیاهدانه</title>
      <link>https://jci.ut.ac.ir/article_109053.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش به‌منظور بررسی تأثیر کود ورمی‌کمپوست و روش‌های مختلف کاربرد میکروارگانیسم‌های مفید بر شاخص&amp;amp;lrm;‌های جوانه‌زنی و رشد گیاهچه سیاه‌دانه طی دو سال زراعی 1402-1401 و 1403- 1402 به‌ترتیب در دو منطقه پاکدشت و کرج انجام شد.روش پژوهش: این پژوهش به‌صورت فاکتوریل در پایه طرح بلوک&amp;amp;shy;های کامل تصادفی با دو فاکتور ورمی‌کمپوست (مصرف پنج تن در هکتار و عدم مصرف) و تیمار بیولوژیک بذر (11 ترکیب مختلف) در دو مکان جداگانه و چهار بلوک انجام شد. میکروارگانیسم&amp;amp;shy;ها شامل سودوموناس فلورسنس، باسیلوس مگاتریوم و میکوریزا (تلفیقی از سویه‌های فونلیفورمیس موسه، رایزوفاگوس ایرگولاریس و کلاروئیدئوگلوموس اتونیکاتوم) بود. یافته‌ها: نتایج تجزیه واریانس نشان داد که مصرف ورمی‌کمپوست در هر دو منطقه تأثیر مثبت و معنی‌داری (در سطح یک درصد) بر تمامی صفات اندازه‌گیری‌شده داشت، به&amp;amp;shy;طوری&amp;amp;shy;که با مصرف ورمی&amp;amp;shy;کمپوست در منطقه پاکدشت و کرج به‌ترتیب، تعداد گره در ساقه اصلی 22 و 15 درصد، وزن خشک گیاهچه 9 و 8 درصد، درصد سبزشدن 10 درصد، سرعت سبزشدن 15 و 28 درصد، درصد استقرار نهایی 22 و 18 درصد بهبود یافت. اثر نوع و نحوه مصرف میکروارگانیسم‌ها تنها بر سرعت سبزشدن در هر دو منطقه معنی‌دار بود، اما اثر متقابل بین روش مصرف میکروارگانیسم و ورمی‌کمپوست بر هیچ یک از صفات معنی‌دار نبود. این امر حاکی از آن است که مصرف ورمی‌کمپوست به‌طور کلی موجب افزایش اثرات مثبت میکروارگانیسم‌ها شد، اما روش‌های مختلف مصرف آن‌ها تفاوت معنی‌داری در نتایج ایجاد نکرد. نتیجه‌گیری: مصرف کود ورمی‌کمپوست در هر دو منطقه توانست صفات اندازه&amp;amp;shy;گیری‌شده را تا حد مطلوبی بهبود بخشد که نشان از پتانسیل بالای این کود در کمک به تعدیل تنش‌های محیطی دارد. درصد و سرعت سبز شدن، تعداد گره در ساقه اصلی و وزن خشک گیاهچه با کاربرد تیمارهای بیولوژیک بهبود یافت. در میان تیمارهای بیولوژیک، بیوپرایمینگ با باکتری سودوموناس فلورسنس به‌عنوان مؤثرترین تیمار شناسایی شد که در هر دو منطقه بالاترین مقادیر را برای کلیه شاخص‌های رشدی به خود اختصاص داد. اگرچه تیمارهای مایکوریزا نسبت به شاهد برتری نشان دادند، اما نتایج ضعیف‌تری نسبت به تیمارهای باکتریایی داشتند. هم‌چنین نتایج به وضوح نشان می‌دهد که کارایی تیمارهای بیولوژیک به شدت تحت تأثیر شرایط محیطی قرار دارد و برای دست‌یابی به حداکثر اثربخشی، لازم است ترکیب بهینه میکروارگانیسم‌ها و روش کاربرد آن‌ها با توجه به شرایط خاص هر منطقه طراحی گردد. </description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی واکنش‌های زراعی و فیزیولوژیک گلرنگ به کاربرد هورمون‌های آبسیزیک و جاسمونیک اسید</title>
      <link>https://jci.ut.ac.ir/article_107889.html</link>
      <description>هدف: در گلرنگ، بخش زیادی از مواد فتوسنتزی در اندام&amp;amp;shy;های رویشی باقی مانده و به دانه&amp;amp;shy;ها منتقل نمی&amp;amp;shy;شود. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثر هورمون&amp;amp;shy;های آبسیزیک و جاسمونیک‌اسید بر تسهیم و انتقال مجدد مواد فتوسنتزی و عملکرد دانه در گلرنگ بهاره بود. روش پژوهش: آزمایش در مزرعه پژوهشی دانشکده کشاورزی مشگین&amp;amp;shy;شهر در سال زراعی 1403 انجام گردید. تیمارهای آزمایشی شامل 1- گیاهان آبی گلرنگ بدون هورمون&amp;amp;shy;پاشی (شاهد)، 2- گیاهان دیم گلرنگ بدون هورمون&amp;amp;shy;پاشی، 3- گیاهان آبی گلرنگ با هورمون&amp;amp;shy;پاشی آبسیزیک‌اسید و 4- گیاهان آبی گلرنگ با هورمون&amp;amp;shy;پاشی جاسمونیک‌اسید، بود. هورمون&amp;amp;shy;های آبسیزیک و جاسمونیک‌اسید بعد از اتمام گرده&amp;amp;shy;افشانی بر روی گیاهان و در طی سه نوبت پاشیده شدند. صفات مختلف در سه مرحله نموی یعنی ابتدای تشکیل طبق (قبل از هورمون&amp;amp;shy;پاشی)، ابتدای رشد دانه (یک هفته بعد از اتمام هورمون&amp;amp;shy;پاشی) و رسیدگی فیزیولوژیک اندازه&amp;amp;shy;گیری شدند.یافته&amp;amp;shy;ها: در ابتدای تشکیل طبق، ارتفاع گیاهان و زیست&amp;amp;shy;توده در گیاهان آبی بیش‌تر از دیم بود. در اوایل رشد دانه، تیمارهای آزمایشی (شاهد، دیم، آبسیزیک و جاسمونیک‌اسید) در بیش‌تر موارد، اختلاف معنی&amp;amp;shy;داری نداشتند. ارزیابی صفات در رسیدگی فیزیولوژیک نشان داد که شرایط دیم و کاربرد هورمون&amp;amp;shy;های آبسیزیک و جاسمونیک‌اسید، مقدار تجمع ماده خشک در بعد از گرده&amp;amp;shy;افشانی را کاهش و به‌ترتیب منجر به افت 27، 17 و 22 درصدی زیست&amp;amp;shy;توده در زمان رسیدگی شد. بیش‌ترین عملکرد دانه با مقدار 346 گرم در مترمربع در گیاهان شاهد مشاهده شد. عملکرد دانه در گیاهان دیم و گیاهان تیمارشده با آبسیزیک و جاسمونیک‌اسید به‌ترتیب 33، 41 و 38 درصد پایین&amp;amp;shy;تر از گیاهان شاهد بود. وزن طبق، تعداد دانه و شاخص برداشت نیز در تیمارهای دیم و هورمون&amp;amp;shy;پاشی‌شده کم‌تر از گیاهان شاهد بود. بالاترین مقدار انتقال مجدد با مقدار 91 گرم در مترمربع، در گیاهان تیمارشده با جاسمونیک‌اسید مشاهده شد. مقدار این صفت در تیمار آبسیزیک‌اسید، گیاهان دیم و گیاهان شاهد در رتبه&amp;amp;shy;های بعدی بود. تجزیه همبستگی نشان داد که رابطه مثبت و معنی&amp;amp;shy;داری بین عملکرد دانه با تعداد دانه و مقدار زیست&amp;amp;shy;توده وجود دارد. رابطه مشخصی بین عملکرد دانه و انتقال مجدد از ساقه مشاهده نشد. نتیجه&amp;amp;shy;گیری: در پژوهش حاضر، استفاده مجزا از 50 میکرومولار آبسیزیک‌اسید و 5/0 میلی&amp;amp;shy;مولار جاسمونیک‌اسید در اواخر گرده&amp;amp;shy;افشانی گلرنگ، راه‌کار مناسبی برای افزایش عملکرد دانه نبود. با این‌حال، توانایی این هورمون‌ها در افزایش انتقال مجدد و بهبود تسهیم مواد فتوسنتزی از اندام&amp;amp;shy;های رویشی به زایشی، ضرورت بررسی غلظت&amp;amp;shy;های مختلف و زمان&amp;amp;shy;های متفاوت مصرف این هورمون&amp;amp;shy;ها را آشکار می‌سازد..</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر کودهای زیستی و بیوچار بر ویژگی&amp;shy;‌های مورفوفیزیولوژی، ظرفیت آنتی‌&amp;shy;اکسیدانی و عملکرد گیاه بادرشبویه (Dracocephalum moldavica) در شرایط کم&amp;shy;‌آبیاری</title>
      <link>https://jci.ut.ac.ir/article_108284.html</link>
      <description>هدف: تنش خشکی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین چالش‌های ناشی از تغییر اقلیم، بر رشد و عملکرد گیاهان، به&amp;amp;shy;ویژه در مناطق خشک و نیمه&amp;amp;shy;خشک، اثر سوء به&amp;amp;shy;دنبال دارد. گیاه دارویی ارزشمند بادرشبو‌یه، در مواجه با تنش شدید خشکی حساس بوده و عملکرد آن کاهش می&amp;amp;shy;یابد. به‌کارگیری راه‌کارهای سازگار با محیط ‌زیست از قبیل کودهای زیستی و آلی می‌تواند نقش مؤثری در بهبود فتوسنتز، عملکرد و افزایش تحمل به خشکی داشته باشد. این پژوهش با هدف بررسی اثر تنش خشکی و کاربرد باکتری سودوموناس فلورسنس سویه P-169، مایکوریزای آربوسکولار و بیوچار بر ویژگی‌های مورفولوژیک، محتوای کلروفیل و عملکرد بادرشبو‌یه انجام شد.روش پژوهش: آزمایش در مزرعه پژوهشی در شهرستان شیراز به‌صورت کرت&amp;amp;shy;های یک&amp;amp;shy;بار خردشده در قالب بلوک کامل تصادفی در سه تکرار طی سال&amp;amp;shy;های 1402 و 1403 اجرا شد. کرت&amp;amp;shy;های اصلی شامل تیمارهای آبیاری 25، 50 و 75 درصد تخلیه رطوبتی (I1، I2 و I3) و کرت&amp;amp;shy;های فرعی شامل شاهد (F1)، قارچ مایکوریزا (F2)، باکتری سودوموناس (F3)، بیوچار (F4)، مایکوریزا+ سودوموناس (F5)، مایکوریزا+ بیوچار (F6)، سودوموناس+  (F7) مایکوریزا+ سودوموناس+ بیوچار (F8) بود. پس از جمع آوری داده&amp;amp;shy;ها و اطمینان از نرمال بودن آن‌ها و همگنی سال&amp;amp;shy;های آزمایش، تجزیه واریانس مرکب با نرم‌افزار v.9.2 SAS و مقایسه میانگین&amp;amp;shy;ها نیز با آزمون دانکن (سطح احتمال پنج درصد) انجام شد.یافته&amp;amp;shy;ها: نتایج نشان داد که تیمارهای آزمایش اثر معنی&amp;amp;shy;داری بر ویژگی&amp;amp;shy;های موردبررسی به&amp;amp;shy;دنبال داشت. بیش‌ترین ارتفاع بوته، تعداد شاخه جانبی و تعداد شاخه گل‌دهنده، محتوای کلروفیل a و b به‌ترتیب با میانگین&amp;amp;shy;های 8/66 سانتی&amp;amp;shy;متر، 8/16، 5/16، 4/13 میلی&amp;amp;shy;گرم بر گرم و 8/5 میلی&amp;amp;shy;گرم بر گرم در تیمار I1 مشاهده شد و با اعمال تنش خشکی از مقادیر ویژگی&amp;amp;shy;ها به&amp;amp;shy;طور معنی&amp;amp;shy;داری کاسته شد. هم‌چنین، تیمار کودی F8 بیش‌ترین مقادیر ویژگی&amp;amp;shy;های بیان‌شده را به&amp;amp;shy;خود اختصاص داد. ترکیب تیماری I1F8 بیش‌ترین قطر ساقه (85/0 سانتی&amp;amp;shy;متر)، کلروفیل کل (3/24 میلی&amp;amp;shy;گرم بر گرم)، عملکرد زیستی (2348 کیلوگرم بر هکتار) و عملکرد برگ و گل (1792 کیلوگرم بر هکتار) را به&amp;amp;shy;خود اختصاص داد و کم‌ترین مقادیر با 34، 74، 3/72 و 7/66 درصد کاهش برای ترکیب تیماری I3F1 ثبت شد.نتیجه&amp;amp;shy;گیری: در مجموع، نتایج این پژوهش نشان داد که تنش خشکی با ایجاد اختلال در جذب مواد مغذی و ساخت کلروفیل منجر به کاهش ویژگی&amp;amp;shy;های رویشی و عملکرد گیاه دارویی بادرشبویه می‌شود و حضور هم‌زمان سودوموناس، مایکوریزا و بیوچار به‌عنوان یک مدیریت پایدار تنش خشکی عمل کرده و از طریق بهبود ویژگی‌های خاک، تقویت سامانه فتوسنتزی گیاه و تعدیل اثر سوء خشکی عملکرد گیاه را به&amp;amp;shy;طور چشم‌گیری افزایش می&amp;amp;shy;دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر میزان مصرف کود نیتروژن و گوگرد بر عملکرد فتوسنتزی و بهره‌وری نیتروژن در گیاه گوار ( L.Cyamopsis tetragonoloba ) </title>
      <link>https://jci.ut.ac.ir/article_107924.html</link>
      <description>هدف: مطالعه حاضر به‌منظور تعیین تأثیر کوددهی نیتروژن و گوگرد بر ویژگی‌های فتوسنتزی، پاسخ‌های فیزیولوژیکی و شاخص‌های کارایی مصرف نیتروژن در گیاه گوار و تعیین مقدار بهینه آن‌ها برای تولید پایدار انجام شد. توجه به پیامدهای اقتصادی و زیست‌محیطی مصرف بی‌رویه نیتروژن و توسعه سیستم‌های زراعی با کارایی بالاتر مصرف نیتروژن به یک ضرورت تبدیل شده است. روش پژوهش: به‌منظور بررسی رشد و بهره‌وری نیتروژن در گیاه گوار در پاسخ به سطوح مختلف نیتروژن و گوگرد، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با چهار سطح نیتروژن (صفر، ۵۰، ۱۰۰ و ۱۵۰ کیلوگرم در هکتار) و دو سطح گوگرد (صفر و ۱۰۰ کیلوگرم در هکتار) با سه تکرار در سال زراعی ۱۴۰3 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس انجام شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد مصرف نیتروژن تأثیر معنی‌داری بر شاخص سطح برگ، شاخص سبزینگی برگ، سرعت فتوسنتز، میزان نیتروژن تجمعی در اندام هوایی، راندمان زراعی مصرف کود نیتروژن، راندمان بازیابی نیتروژن و کارایی فیزیولوژیک نیتروژن و عملکرد دانه داشت. علاوه بر این، شاخص سطح برگ و سبزینگی برگ گوار تا سطح 100 کیلوگرم در هکتار اگرچه پاسخ افزایشی به میزان مصرف نیتروژن نشان داد، با این وجود مصرف سطوح بیش‌تر کود نیتروژن منجر به تغییرات معنی&amp;amp;shy;دار در صفات مذکور نگردید. در مقابل، افزایش معنی&amp;amp;shy;دار سرعت فتوسنتز برگ تا سطح مصرف 150 کیلوگرم نیتروژن در هکتار ادامه داشت. هم‌چنین مصرف کود گوگرد موجب افزایش 9/25 درصدی سرعت فتوسنتز در طول دوره پرشدن دانه شد. مصرف نیتروژن نسبت به عدم مصرف آن سبب افزایش 67/2 درصدی نیتروژن تجمع‌یافته در اندام هوایی گردید. بیشینه راندمان زراعی مصرف کود نیتروژن، راندمان بازیابی نیتروژن و راندمان فیزیولوژیکی نیتروژن در سطح مصرف 100 کیلوگرم نیتروژن در هکتار به‌دست آمد. هم‌چنین مصرف 50، 100 و 150 کیلوگرم نیتروژن در هکتار نسبت به تیمار عدم مصرف کود نیتروژن به‌ترتیب موجب افزایش 8/12، 8/33 و 9/16 درصدی عملکرد دانه گوار شد. با وجود افزایش سرعت فتوسنتز در پاسخ به مصرف گوگرد، نتایج نشان داد که مصرف گوگرد (1203 کیلوگرم در هکتار)، در مقایسه با عدم مصرف آن (1235 کیلوگرم درهکتار)، تغییر معنی‌داری در عملکرد دانه ایجاد نکرد. نتیجه‌&amp;amp;lrm;گیری: در نهایت می‌توان بیان نمود که مصرف 100 کیلوگرم نیتروژن در هکتار در شرایط اقلیمی و خاک منطقه موردمطالعه، علاوه بر حصول عملکرد دانه مناسب می‌تواند باعث بهبود راندمان مصرف کود نیتروژن مصرفی، و در نهایت اصلاح الگوی مصرف کود مصرفی و کاهش خسارت زیست‌محیطی ناشی از مصرف بی‌رویه کود نیتروژن مصرفی شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر پیوند و تعداد ساقه بر خصوصیات مورفولوژیکی، فیزیولوژیکی و عملکرد گوجه‌فرنگی جانان گلخانه&amp;shy;‌ای</title>
      <link>https://jci.ut.ac.ir/article_108241.html</link>
      <description>هدف: گوجه‌فرنگی یکی از مهم‌ترین سبزی‌های گلخانه‌ای بوده و به‌دلیل داشتن لیکوپن، آسکوربیک‌اسید، توکوفرول و اسیدهای آلی نقش مهمی در سلامت انسان ایفا می‌کند. بهبود عملکرد و کیفیت محصول از اهداف اصلی کشاورزی مدرن و کشت‌های گلخانه&amp;amp;shy;ای است که با استفاده از تکنیک‌های نوین مانند پیوند گیاهان و مدیریت تعداد ساقه‌ها قابل دست‌یابی است. مدیریت بهینه تعداد ساقه‌ها نقش مهمی در تعادل بین رشد رویشی و زایشی و در عملکرد نهایی دارد. روش پژوهش: به‌منظور بررسی تأثیر پایه‌های مختلف در پیوند و تعداد ساقه بر رشد، خصوصیات فیزیولوژیکی و عملکرد گوجه&amp;amp;shy;فرنگی، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار در سال‌های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ در شهرک گلخانه‌ای شهرستان پارس‌آباد اجرا گردید. در این مطالعه، تأثیر نوع پایه پیوندی (پایه غیرپیوندی، گوجه وحشی، کینگ‌کنگ و امپرادور) و تعداد ساقه (تک‌ساقه و دوساقه) بر صفات رویشی و عملکرد گوجه‌فرنگی گلخانه‌ای رقم جاناتان بررسی شد. در این آزمایش، صفاتی از قبیل وزن ‌تر و خشک برگ، تعداد برگ، ارتفاع گیاه، قطر ساقه، محتوای کلروفیل کل، کاروتنویید، هدایت روزنه‌ای برگ، تعداد خوشه، تعداد میوه&amp;amp;shy;، وزن میوه و عمر پس از برداشت میوه موردمطالعه قرار گرفت.یافته&amp;amp;shy;ها: نتایج نشان داد که پایه به‌طور معنی&amp;amp;shy;داری ارتفاع بوته، تعداد برگ و قطر ساقه را در روزهای 30، 30، 90، 120، 150، 180 و 210 پس از نشا&amp;amp;shy;کاری تحت تأثیر قرار داد و بیش‌ترین ارتفاع بوته، تعداد برگ و قطر ساقه گوجه‌فرنگی در پایه امپرادور به&amp;amp;shy;دست آمد. پایه&amp;amp;shy;های امپرادور و کینگ‌کنگ به‌طور معنی‌داری باعث افزایش وزن تر و خشک برگ، تعداد خوشه، تعداد میوه، محتوای کاروتنویید و هدایت روزنه‌ای برگ شد محتوای کلروفیل کل و هدایت روزنه‌ای برگ در گیاهان پیوندشده روی پایه امپرادور به‌ترتیب 19و 25 درصد بیش‌تر از گیاهان پیوند نشده بود. گیاهان هدایت شده به‌صورت دو ساقه وزن تر و خشک برگ، تعداد خوشه، تعداد میوه و کاروتنویید بیش‌تری در مقایسه با گیاهان تک‌ساقه داشتند. عملکرد میوه در پایه امپرادور در حدود 105 درصد بیش‌تر از گیاهان غیرپیوندی بود و بیش‌ترین وزن میوه مربوط به پیوندهای دو ساقه، به‌ویژه بر روی پایه‌های امپرادور و کینگ‌کنگ بوده است، درحالی‌که کم‌ترین وزن میوه در تیمار شاهد و پایه‌های وحشی تک‌ساقه ثبت شد. نتیجه‌&amp;amp;shy;گیری: یافته‌ها نشان می‌دهد استفاده از پایه‌های پررشد مانند امپرادور و کینگ‌کنگ به‌همراه مدیریت تعداد ساقه، می‌تواند رشد رویشی و عملکرد گوجه‌فرنگی گلخانه‌ای را به‌طور قابل‌توجهی افزایش دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی کارایی کشت مخلوط گندم و باقلا در کنترل علف‌های هرز و بهبود عملکرد در منطقه مسجدسلیمان</title>
      <link>https://jci.ut.ac.ir/article_108372.html</link>
      <description>هدف: کشت مخلوط به‌عنوان یکی از ارکان کشاورزی پایدار، با مکانیسم‌های اکولوژیک مختلفی می‌تواند جمعیت علف‌های هرز را مدیریت کند و به‌عنوان جایگزین یا کاهنده اتکا به علف‌کش‌ها باشد. این پژوهش به‌منظور بررسی خصوصیات زراعی گندم و باقلا در شرایط کشت مخلوط و نحوه تأثیر آن در کنترل علف‌های هرز اجرا شد.روش پژوهش: آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. عامل‌های موردمطالعه شامل فاصله بذور باقلا روی ردیف کاشت (۱۰، ۲۰ و ۳۰ سانتی‌متر) و تراکم گندم (۲۰۰، ۴۰۰ و ۶۰۰ بوته در مترمربع) بود. یافته‌ها: نتایج نشان داد تأثیر فواصل روی ردیف کاشت باقلا، تراکم گندم و اثر متقابل آن‌ها بر تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف، وزن صددانه و عملکرد دانه باقلا و هم‌چنین برروی تعداد سنبله در مترمربع، تعداد دانه در سنبله، وزن صددانه، عملکرد دانه گندم و وزن خشک علف هرز معنی‌دار بود. بیش‌ترین عملکرد دانه باقلا و گندم در فاصله ۲۰ سانتی‌متری باقلا و تراکم ۴۰۰ بوته در مترمربع گندم به‌ترتیب به میزان ۹۵۰۰ و ۴۸۵۹ کیلوگرم در هکتار حاصل شد. کم‌ترین عملکرد دانه گندم با ۳۵۰۰ کیلوگرم در هکتار به تراکم ۲۰۰ بوته گندم و فاصله روی ردیف ۱۰ سانتی‌متری باقلا و کم‌ترین عملکرد دانه باقلا با ۶۱۳۸ به تراکم ۶۰۰ بوته گندم و فاصله روی ردیف ۱۰ سانتی‌متر باقلا اختصاص داشت. نتایج هم‌چنین نشان داد بیش‌ترین وزن خشک علف هرز در شرایط فاصله بذور ۳۰ سانتی‌متری باقلا و تراکم ۲۰۰ بوته گندم و کم‌ترین وزن خشک علف هرز در فاصله ۱۰ سانتی‌متری باقلا و تراکم ۶۰۰ بوته گندم مشاهده شد. نتیجه‌گیری: به‌طورکلی اگرچه بیش‌ترین کنترل علف هرز در تراکم ۶۰۰ بوته گندم مشاهده شد، اما ازآنجایی‌که دست‌یابی به حداکثر عملکرد اقتصادی در کل سیستم هدف نهایی است، توصیه عملی این مطالعه برای کشاورزان منطقه، استفاده از الگوی کاشت با تراکم ۴۰۰ بوته گندم و فاصله ۲۰ سانتی‌متری باقلا است. این الگو ضمن تضمین عملکرد بالا برای هر دو محصول، کنترل قابل‌قبول و پایداری بر علف‌های هرز اعمال می‌کند و گامی مؤثر در جهت تحقق کشاورزی پایدار و کاهش اتکا به نهاده‌های شیمیایی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر نظام‌های خاک‌ورزی بر عملکرد کمی و کیفی علوفه و فعالیت آنزیم‌‌های آنتی‌اکسیدان در لگوم‌های علوفه‌ای</title>
      <link>https://jci.ut.ac.ir/article_104487.html</link>
      <description>هدف: در سال‌های اخیر، استفاده از روش‌های خاک‌ورزی حفاظتی در جهان به‌طور گسترده‌ای مورد توجه قرار گرفته و استفاده از روش‌های خاک‌ورزی مرسوم در برخی از نقاط جهان منسوخ شده است. روش‌های خاک‌ورزی حفاظتی خاک معمولاً در مناطق خشک و نیمه‌خشک اجرا می‌شوند. در مناطق نیمه‌خشک، کلید افزایش تولید محصولات کشاورزی، به حداکثر رساندن نفوذ آب‌های سطحی است. علاوه بر این، روش‌هایی که منجر به کاهش تبخیر از خاک و افزایش میزان آب در دسترس گیاهان در هنگام بروز خشکسالی می‌شوند، بسیار مهم هستند. بنابراین آزمایشی به‌منظور ارزیابی اثر نظام‌های خاک‌ورزی بر عملکرد کمی،کیفی علوفه و فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدان در لگوم‌های علوفه‌ای، در مزرعه پژوهشی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی شهر خرم‌آباد در سال‌های 1402-1401 و 1403- 1402 انجام یافته است.
روش پژوهش: آزمایش به‌صورت اسپلیت‌پلات بر پایه طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار به اجرا درآمد. روش‌‌های خاک‌ورزی (مرسوم، کم‌ خاک‌ورزی و بدون خاک‌ورزی) به‌عنوان فاکتور اصلی و لگوم‌های علوفه‌ای (باقلا توده بروجرد، ماشک رقم لامعی، خلر، باقلا رقم برکت و فیض) به‌عنوان فاکتور فرعی لحاظ شدند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که اثر متقابل نظام خاک‌ورزی و لگوم‌های علوفه‌ای بر تمامی صفات اندازه‌گیری شده به‌جز پارامترهای کیفی ازجمله ماده خشک قابل هضم، پروتئین خام، خاکستر، کربوهیدرات محلول در آب، فیبر خام و فیبر نامحلول در شوینده‌ی خنثی در سطح احتمال خطای یک درصد معنی‌دار بود. بیشترین میزان عملکرد علوفه تر (52/10671 و 11/10581 کیلوگرم در هکتار)، وزن خشک برگ (86/16 و 82/16 گرم) و ساقه (46/20 و 42/20 گرم) در گیاه ماشک رقم لامعی به ترتیب در خاک‌ورزی مرسوم و کم‌خاک‌ورزی، عملکرد علوفه خشک در گیاهان ماشک رقم لامعی و باقلا  رقم برکت ( به ترتیب 91/2820 و 82/2352 کیلوگرم در هکتار) در نظام خاک‌ورزی مرسوم و آنزیم کاتالاز (09/54 OD میکروگرم پروتئین بر دقیقه) در گیاه ماشک رقم لامعی در نظام خاک‌ورزی مرسوم مشاهده شد. بررسی تغییرات صفات کیفی در لگوم‌های علوفه‌ای نشان داد که گیاه ماشک رقم لامعی بیشترین ماده خشک قابل هضم، خاکستر، پروتئین خام، فیبر خام و فیبر نامحلول در شوینده‌ی خنثی را دارد، درحالی که گیاه باقلا رقم برکت و توده بروجرد بیشترین کربوهیدرات محلول در آب را ارائه کردند.
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج، اجرای نظام کم خاک‌ورزی و مرسوم نسبت به نظام بدون خاک‌ورزی و کاشت لگوم علوفه‌ای ماشک رقم لامعی اثر سودمندتری بر افزایش خصوصیات عملکرد، فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدان و صفات کیفی علوفه داشتند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
