دوره و شماره: دوره 26، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 487-686 

تأثیر روش مایه‌کوبی بذر ذرت با قارچ میکوریزای آربوسکولار و ریزوباکتری در شرایط کوددهی مختلف

صفحه 487-501

https://doi.org/10.22059/jci.2022.320438.2529

راحله قلعه قافی، حسین حاجی ابایی، فتحیه نبهانی، سالویا محمدپور، زهرا اردنجی کلاته سیاهدشت

چکیده هدف: این مطالعه، با هدف بررسی تأثیر مایه‌کوبی قارچ میکوریزای آربوسکولار (Rhizophagus irigularis) و ریزوباکتری‌ (Pseudomonas fluorescens) بر ذرت در شرایط مختلف کوددهی انجام شد.
روش پژوهش: این آزمایش به­صورت گلخانه‌ای در سال 1397 طی دو آزمایش انجام شد. هدف از آزمایش اول مقایسه مایه‌کوبی مرسوم خاک با مایه‌کوبی بذرمال و هدف از آزمایش دوم نیز ارزیابی رشد ذرت مایه‌کوبی‌شده با قارچ میکوریزا و ریزوباکتری‌های محرک رشد گیاه از طریق بذرمال در سه سطح تیمار با محلول غذایی هوگلند (شاهد، 80 و 100 درصد حجمی محلول هوگلند) بود. در هر دو آزمایش، 70 روز پس از تلقیح بذر، یک گرم از ریشه‌های ذرت و خاک چسبیده به آن نمونه‌برداری‌شده و استخراج DNA موجود در ریزوسفر ذرت انجام شد.
یافته‌ها: در آزمایش اول اختلاف معنی‌داری بین مایه‌کوبی مرسوم خاک با مایه‌کوبی بذرمال از نظر وزن خشک ساقه و ریشه، درصد کلونیزاسیون طولی ریشه، فراوانی آربوسکول، فراوانی وزیکول و غلظت عناصر مشاهده نشد. در آزمایش دوم و در شرایط کوددهی کامل، مایه‌کوبی توسط قارچ، باعث افزایش معنی‌دار غلظت‌ نیتروژن، فسفر، پتاسیم و روی (به‌ترتیب 1/18، 5/3، 56 و 0/46 میلی‌گرم بر کیلوگرم) نسبت به تیمار شاهد (به‌ترتیب 6/12، 1/3، 6/39 و 4/24 میلی‌گرم بر کیلوگرم) و روش مایه‌کوبی بذرمال باکتری باعث افزایش معنی‌دار منیزیم، روی و منگنز (به‌ترتیب 0/2، 6/42 و 145 میلی‌گرم بر کیلوگرم) نسبت به تیمار شاهد شد (به‌ترتیب 0/1، 4/24 و 60 میلی‌گرم بر کیلوگرم).
نتیجه‌گیری: بذرمال می‌تواند شیوه جدیدی در مایه‌کوبی مقیاس وسیع میکروارگانیزم‌های مفید در تولید ذرت به‌حساب آید.

بررسی اثرات مقادیر و تنش نیتروژن بر صفات زراعی و مورفولوژیکی برنج رقم طارم محلی

صفحه 503-518

https://doi.org/10.22059/jci.2022.322399.2540

مجید مسلمی، حمیدرضا مبصر، نعمت اله صداقت، ایمان عشقی

چکیده هدف: بهینه­ سازی مقدار مصرف کودهای نیتروژنه یکی از راه‌کارهای مهم مدیریتی برای بهبود عملکرد است. به‌منظور بررسی اثرات مقادیر و تنش نیتروژن طی دو سال بر خصوصیات مورفولوژیک و صفات زراعی برنج این آزمایش به اجرا در آمد.
روش پژوهش: آزمایشی به ­صورت کرت­ های‌ خرد شده در قالب طرح بلوک­ های کامل تصادفی در چهار تکرار در سال 1388 و 1389 در مزرعه پژوهشی واقع در آمل اجرا شد. مقادیر نیتروژن در سه سطح (46، 69، 92 کیلوگرم نیتروژن در هکتار از منبع اوره) به‌عنوان عامل اصلی و عامل فرعی شامل چهار سطح تنش یا عدم مصرف نیتروژن (T1= تنش در مرحله خوشه­دهی کامل، T2= تنش در مرحله ظهور خوشه آغازین، T3= تنش در مرحله پنجه‌دهی و T4= تنش در مرحله نشاکاری) بود.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که تعداد دانه پر در خوشه، وزن هزاردانه، عملکرد دانه و شاخص برداشت در سال 1388 بیش‌تر از سال 1389 بود. عملکرد دانه در سال اول (25/450 گرم در مترمربع) بیش‌تر از سال دوم (1/395 گرم در مترمربع) به‌دست آمد. حداکثر شاخص برداشت هم در سال 1388 و با تنش نیتروژن در مرحله خوشه­ دهی کامل به ­دست آمد.
نتیجه‌گیری: بنابراین مصرف 69 کیلوگرم نیتروژن به ­صورت تنشی در هکتار با تنش نیتروژن در مرحله خوشه ­دهی کامل را می­توان جهت تولید بالاترین عملکرد دانه پیشنهاد نمود.

بررسی روابط بین عملکرد دانه و سایر صفات در ژنوتیپ‌های مختلف گندم تحت تنش رطوبتی در مرحلۀ گلدهی

صفحه 519-543

https://doi.org/10.22059/jci.2024.357029.2802

بهنام طهماسب پور، سدابه جهانبخش، علیرضا تاری نژاد، حمید محمدی، علی عبادی

چکیده هدف: هدف این پژوهش بررسی روابط موجود بین عملکرد و اجزای عملکرد، با صفات مورفولوژیکی و استفاده از این روابط در گزینش ارقام پرمحصول تحت شرایط آبیاری مطلوب و تنش خشکی در مرحله شروع گلدهی بود.
روش پژوهش: به‌منظور شناسایی همبستگی و روابط بین صفات مختلف در گندم نان، 30 ژنوتیپ به‌عنوان فاکتور فرعی تحت آزمایش کرت­ های خردشده در قالب طرح کاملاً تصادفی در گلخانۀ تحقیقاتی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان با سه تکرار در شرایط آبیاری نرمال و تنش رطوبتی در شروع گلدهی در سال 96-1395 بررسی شدند.
یافته‌ها: در شرایط نرمال، صفت تعداد دانه در سنبله (89/0) و در شرایط تنش صفات تعداد دانه در سنبله (70/0) و تعداد روز از زمان کاشت تا 50 درصد گلدهی (60/0-) تعیین­ کننده و تأثیرگذار بر عملکرد دانه بودند. نتایج حاصل از تجزیۀ همبستگی کانونیک نشان داد، در هر دو سطح نرمال و تنش بین جفت متغیرهای کانونیکی حاصل از صفات سنبلچه ­ای با عملکرد دانه در بوته و تراکم سنبله همبستگی معنی‌داری وجود دارد.
نتیجه‌گیری: تحت شرایط آبیاری مطلوب در گلخانه صفات تعداد دانه در سنبله، طول سنبله، وزن هزاردانه، عملکرد کاه، تراکم سنبله و ساقه، مساحت برگ پرچم و تعداد روز از زمان کاشت تا 50 درصد گلدهی مهم‌ترین اجزای موثر بر افزایش محصول هستند. در مقابل، تحت شرایط تنش رطوبتی صفات سرعت پرشدن دانه، طول دورۀ پرشدن دانه، تعداد روز از زمان کاشت تا 50 درصد گلدهی، وزن خشک ریشه، عملکرد کاه و تعداد دانه در سنبله، مهم‌ترین اجزای مؤثر بر افزایش عملکرد دانه هستند.  

تغییرات صفات زراعی گندم‌های آزادشده فلات ایران طی نیم قرن گذشته

صفحه 545-562

https://doi.org/10.22059/jci.2024.359349.2814

مونا عارفخانی، علی راحمی کاریزکی، عباس بیابانی، حسین صبوری، قربانعلی رسام

چکیده هدف: هدف از انجام این آزمایش مطالعه­ روند تغییرات عملکرد و صفات مرتبط با آن در گندم‌های آزادشده در ایران طی سال­های 1347 تا 1395بود.
روش پژوهش: این آزمایش با 16رقم در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار در مجتمع آموزش‌عالی شیروان در خراسان شمالی طی سال­های زراعی 98-1397 و 99-1398 اجرا شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که ارقام آزادشده، اختلاف معنی‌داری از نظر تعداد دانه در سنبله، ارتفاع بوته، طول سنبله، عملکرد بیولوژیک و درصد گلوتن ندارند، اما عملکرد دانه، شاخص برداشت، وزن هزار دانه و درصد پروتئین، به‌ترتیب 84/61، 54/63، 37/62 و 4/14 درصد طی 48 سال گذشته بهبود یافته‌اند. هم‌چنین اصلاح گندم به سمت تک‌پنجه‌ای‌شدن پیش رفته است.  تجزیه های چندمتغیره نشان داد که ارتفاع بوته، عملکرد بیولوژیک، تعداد پنجه بارور در مترمربع و شاخص برداشت بیش از 96 درصد تغییرات عملکرد را توجیه می‌کنند و صفت شاخص برداشت و تعداد پنجه بارور به‌ترتیب به‌عنوان مهم‌ترین صفات مؤثر در افزایش و کاهش عملکرد دانه در گندم‌های ایرانی هستند.
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج تجزیه علیت می‌توان نتیجه گرفت که انتخاب برای عملکرد دانه، براساس سایر صفات و بدون در نظر گرفتن روابط بین آن‌ها، ممکن است نتایج دقیقی ارائه ندهد و لازم است در برنامه‌های به‌نژادی، برای افزایش کارایی انتخاب از نقش روابط بین صفات درک صحیحی به‌دست آید.

تأثیر ریزوباکتری‏های محرک رشد بر مهار زیستی و فعالیت برخی آنزیم‏های آنتی‏اکسیدانی دو ژنوتیپ مقاوم و حساس گندم (Triticum aestivum L.) آلوده به قارچ Fusarium graminearum

صفحه 563-579

https://doi.org/10.22059/jci.2024.362222.2833

احسان حسنوند، مصطفی درویش نیا، حسین میرزایی نجفقلی، سمیرا پاکباز

چکیده هدف: گیاه گندم هر ساله تحت تأثیر بیماری‏های قارچی مختلف از جمله بلایت فوزاریومی سنبله گندم قرار می گیرد. تلقیح بذور با ریزوباکتری‏های بومی افزاینده رشد گیاه (PGPR)، رویکردی مناسب در مدیریت سلامت، بهبود تولید و کیفیت محصولات کشاورزی می‏باشد.
روش پژوهش: برای ارزیابی توانایی مهار زیستی و فعالیت آنزیم‏های آنتی‏اکسیدانتی پراکسیداز و کاتالاز توسط باکتری‏های اندوفیت در ژنوتیپ‏های مقاوم و حساس گندم آلوده به بیماری بلایت فوزاریومی سنبله، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در بهار 1401 در دانشکده کشاورزی دانشگاه لرستان انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل چهار جدایه باکتری Pseudomonas brassicacearum،Pseudomonas sp.، Exiguobacterium sp.،  Acinetobacter calcoaceticus و مخلوط آن‌ها بود.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که در توانایی مهار زیستی بین چهار جدایه، بیش‌ترین درصد بازدارندگی از رشد پرگنه قارچ بیمارگر مربوط به جدایة P. brassicacearum با مقدار 33/49 درصد بود. فعالیت آنزیم‏های آنتی‏اکسیدانی (پراکسیداز و کاتالاز) هم در رقم مقاوم آلوده و هم در رقم حساس آلوده در زمان‏های مختلف بعد از مایه‏زنی با قارچ، نسبت به شاهد افزایش چشم‏گیری داشت. تیمار مخلوط باکتری+رقم مقاوم+ آلوده با میانگین 41/12 بیش‌ترین و تیمار B3+ حساس+ شاهد با میانگین 59/3 کم‌ترین میانگین فعالیت آنزیم کاتالاز را نشان دادند. هم‏چنین تیمار مخلوط باکتری+رقم مقاوم+ آلوده با میانگین 93/1 بیش‌ترین و تیمار B3+ حساس+ شاهد با میانگین 58/0 کم‌ترین میانگین فعالیت آنزیم پراکسیداز را نشان دادند.
نتیجه‌گیری: با توجه به کارایی بالای سویه‏های باکتریایی مورداستفاده در افزایش فعالیت آنزیم‏های آنتی‏اکسیدانتی و هم‏چنین توانایی فعالیت ضدقارچی آن‌ها می‏توانند به‌عنوان یک گزینه مناسب در تولید گیاهان سالم موردبررسی قرار گیرند.

بررسی تنوع ژنتیکی ژنوتیپ‌های مختلف گندم با استفاده از روش‌های آماری چندمتغیره

صفحه 581-589

https://doi.org/10.22059/jci.2024.364192.2841

علی هادی المعموری، محسن ابراهیمی، خلیل زینلی نژاد

چکیده هدف: گندم (.‏Triticum aestivum L‏) از نظر اهمیت و میزان تولید در بین غلات رتبه اول را دارد.‏‎ هدف از انجام این مطالعه بررسی تنوع ژنتیکی بین ارقام گندم بهاره به‌منظور استفاده در برنامه‌های به‌نژادی می‌باشد.
روش پژوهش: به این منظور ۳۲ رقم گندم بهاره کشت‌شده در مزرعه آموزشی- پژوهشی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان در سال زراعی 1401-1400، با استفاده 12 صفات مرتبط با کیفیت دانه و آرد موردارزیابی قرار گرفتند.
یافته‌ها: نتایج تجزیه به مؤلفه‌های اصلی نشان داد که پنج مؤلفه‌ اول دارای ریشه مشخصه ‏بالاتر از یک بودند، که در مجموع 05/89 درصد از تنوع بین صفات را تببین ‏نمودند. هم‌چنین، نتایج حاصل از ‏تجزیه کلاستر ژنوتیپ‌های موردمطالعه را به چهار گروه تقسیم کرد. براساس ‏نتایج به‌دست آمده ارقام موجود در گروه اول که همگی ایرانی بودند از نظر ‏صفات گلوتن دانه، گلوتن آرد و پروتئین آرد دارای بالاترین مقادیر بودند. ‏گروه دوم که شامل ژنوتیپ‌های کشور عراق بود از نظر صفات رطوبت دانه و ‏ایندکس دارای بالاترین مقادیر و از نظر صفات پروتئین آرد، فالینگ نامبر و ‏هکتولیتر دارای کم‌ترین مقدار بودند.‎‏
نتیجه‌گیری: ارقام گندم بهاره موردمطالعه تنوع ژنتیکی ‏بالایی را از نظر صفات بررسی نشان دادند. به‌طوری‌که با استفاده از نتایج به‌دست‌آمده می‌توان والدین مناسبی براساس صفت موردنظر، برای تلاقی‌های بین ارقام در برنامه‌های اصلاحی آینده انتخاب کرد.

اثر محلول‌پاشی اسید آمینه بر کاهش مصرف کود شیمیایی اوره در اراضی گندم نان (Triticum aestivum L.) منطقه ماهشهر

صفحه 591-604

https://doi.org/10.22059/jci.2024.365327.2848

نرگس صالحی، سید کیوان مرعشی

چکیده هدف: استفاده بیش از حد کودهای شیمیایی منجر به مشکلاتی در خصوص سلامتی انسان و سایر موجودات شده است. بر این اساس آزمایش طراحی شد.
روش پژوهش: آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار اجرا شد. فاکتورهای موردبررسی شامل عدم محلول‌پاشی اسیدآمینه، 1، 2 و 3 کیلوگرم در هکتار و مقادیرکود اوره به‌صورت 100، 66 و 33 درصد در مقایسه با عرف منطقه بود.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که بیش‌ترین ارتفاع بوته، شاخص سطح برگ، ماده خشک کل، سرعت رشد محصول، سرعت فتوسنتز خالص، شاخص کلروفیل و عملکرد دانه به شرایط کاربرد 100 درصد کود اوره و 3 کیلوگرم اسید آمینه در هکتار وکم‌ترین مقدار در شرایط 33 درصد اوره و عدم کاربرد اسید آمینه تعلق داشت و از لحاظ آماری تفاوت بین آن‌ها معنی‌دار بود. بیش‌ترین ماده خشک کل و عملکرد دانه در شرایط کاربرد هم‌زمان 100 درصد اوره و مصرف 3 کیلوگرم اسید آمینه و کم‌ترین مقدار در شرایط عدم مصرف اسید آمینه و 33 درصد اوره حاصل شد که تفاوت معنی‌دار با تیمار 66 درصد اوره و کاربرد 3 کیلوگرم در هکتار اسیدآمینه نداشت. در ضمن افزایش عملکرد دانه در تیمار 100 درصد اوره و مصرف 3 کیلوگرم اسید آمینه نسبت به عدم مصرف اسید آمینه و کاربرد 100 درصد کود اوره (شاهد) معادل 8/76 درصد بود.
نتیجه‌گیری: به‌طور کلی با کاربرد 66 درصد اوره به‌همراه با 3 کیلوگرم در هکتار اسیدآمینه علاوه بر صرفه‌جویی در مصرف کود شیمیایی می‌توان به عملکرد مناسبی در گندم دست یافت.

ارزیابی و مقایسه نمایه‌های مختلف خشک‌سالی هواشناسی و تعیین نمایه مناسب در استان فارس

صفحه 605-620

https://doi.org/10.22059/jci.2024.334031.2693

منا مسعودی، مسعود گودرزی، ابوالفضل معینی، بهارک معتمدوزیری

چکیده هدف: خشک‌سالی یکی از پدیده‌های اقلیمی است که در پهنه وسیعی از کشور ایران از جمله استان فارس به ‌اشکال متفاوت هواشناسی، هیدرولوژیکی، کشاورزی و اقتصادی- اجتماعی قابل مشاهده است. برای بیان کمّی این پدیده و پایش آن نیاز به ‌استفاده از نمایه‌های خشک‌سالی می‌باشد.
روش پژوهش: به‌منظور ارزیابی نمایه­های مختلف خشک‌سالی در استان فارس از اطلاعات دما، تبخیر و بارش 113 ایستگاه هواشناسی در داخل و مجاور استان در یک دوره آماری 51 ساله (95-1345) و هم‌چنین نُه نمایه خشک‌سالی شامل SPEI، SIAP، DI، SPI، PN، MCZI، CZI، RDI و ZSI استفاده شد. پس از اطمینان از تصادفی‌بودن، همگن‌بودن و نرمال‌بودن داده­ها، به‌منظور انتخاب بهترین نمایه خشک‌سالی از سه روش ارزیابی کمینه مقدار بارش، توزیع نرمال و همبستگی متقابل استفاده شد.
یافته‌ها: نمایه SPEI دارای کم‌ترین میزان اختلاف طبقات مختلف خشک‌سالی نسبت به سایر نمایه­ها براساس روش توزیع نرمال است. براساس روش همبستگی متقابل نمایه ZSI دارای بیش‌ترین همبستگی و مشابهت با نمایه SPI می­باشد. هم‌چنین روش کمینه مقدار بارش نشان داد که کلیه نمایه­ها در سال‌های کمینه بارش، طبقات خشک‌سالی خیلی شدید و شدید را نشان می­دهند و لذا این روش نمی­تواند معیاری برای انتخاب نمایه مناسب خشک‌سالی باشد.
نتیجه‌گیری: در شش سال از 30 سال موردبررسی، اکثراً خشک‌سالی شدید فراگیر در استان رخ داده است که به‌ترتیب شامل سال‌های 63-1362، 68-1367، 73-1372، 79-1378، 87-1386 و 88-1387 می‌باشد. بررسی نتایج نمایه‌ها برای تعداد 10 ایستگاه نمونه در سطح استان نشان داد دو نمایه SIAP و RAI نتایج همسانی را دارند.

تأثیر نانوذرات سیلیکون و روی و تلقیح بذر با آزوسپریلیوم بر ترکیبات بیوشیمیایی و انتقال مجدد در تریتیکاله تحت تنش شوری

صفحه 621-644

https://doi.org/10.22059/jci.2024.361750.2831

زهرا محمدزاده، رئوف سید شریفی، سلیم فرزانه

چکیده هدف: مطالعه اثرات آزوسپریلیوم و نانوذرات (روی و سیلیکون) بر عملکرد دانه و برخی صفات تریتیکاله آزمایشی به­صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک­های کامل تصادفی در سه تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه محقق اردبیلی در سال 1400 اجرا شد.
روش پژوهش: فاکتورهای آزمایشی شوری (عدم اعمال شوری به­عنوان شاهد، شوری 60 ‌و 120 میلی‌مولار با نمک کلریدسدیم)، کاربرد آزوسپریلیوم (عدم تلقیح به‌عنوان شاهد و تلقیح بذر با باکتری آزوسپریلیوم) و محلول‌پاشی با نانوذرات (محلول‌پاشی با آب به‌عنوان شاهد، محلول‌پاشی 8/0 گرم در لیتر نانواکسید روی، محلول‌پاشی 50 میلی­گرم در لیتر نانوسیلیکون، محلول‌پاشی توأم توأم 4/0 میلی‌گرم در لیتر نانواکسید روی و 25 میلی­گرم در لیتر نانوسیلیکون) شامل می­شدند.
یافته‌ها: کاربرد آزوسپریلیوم و نانوذرات در شوری 120 میلی‌مولار، محتوای پرولین (46/37 درصد)، پراکسید هیدروژن (66/41 درصد)، مالون­دی­آلدهید (57/37 درصد) و فعالیت آنزیم‌های پراکسیداز و پلی­فنل­اکسیداز (به­ترتیب 86/53 و 47 درصد) را نسبت به عدم اعمال شوری و عدم کاربرد آزوسپریلیوم و نانوذرات افزایش داد. کاربرد آزوسپریلیوم و نانوذرات محتوای قندهای محلول (68/18 درصد) و آنزیم کاتالاز (28 درصد) نسبت به عدم کاربرد آزوسپریلیوم و عدم محلول‌پاشی افزایش ­داد. عدم کاربرد آزوسپریلیوم و عدم محلول‌پاشی نانوذرات در شوری 120 میلی‌مولار، انتقال ماده خشک از اندام هوایی (25/54 درصد) و سهم انتقال ماده خشک از اندام هوایی در عملکرد دانه (14/126 درصد) را نسبت به شرایط کاربرد آزوسپریلیوم و نانوذرات در عدم اعمال شوری افزایش داد.
نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد کاربرد آزوسپریلیوم و محلول پاشی نانوذرات می‌تواند به‌واسطه بهبود صفات بیوشیمیایی در شرایط شوری، عملکرد تریتیکاله را افزایش دهد.

اثر تنش خشکی، سوپرجاذب و کود بر رشد نعناع فلفلی (Mentha piperita L.)

صفحه 645-667

https://doi.org/10.22059/jci.2024.362157.2832

بهلول عباس زاده، معصومه لایق حقیقی، سمانه اسدی صنم، میثم انصاری

چکیده هدف: تنش کمبود آب به‌طور دایم یا موقت، در رشد و پراکنش پوشش طبیعی گیاهان و در عملیات کشت، بیش‌تر از سایر عوامل محیطی محدودکننده است.
روش پژوهش: به‌منظور بررسی اثر سوپرجاذب، تنش خشکی و کود شیمیایی بر ویژگی‌های رشد و عملکرد نعناع فلفلی، این پژوهش در سال 1396 در مزرعه پژوهشی مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور-کرج اجرا گردید. این پژوهش با استفاده از طرح اسپلیت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. عامل‌ اصلی شامل استفاده از سوپرجاذب در دو سطح (مصرف و عدم مصرف) و عامل‌ فرعی شامل آبیاری در سه سطح (90، 60 و 30 درصد ظرفیت زراعی) و کودهای شیمیایی شامل فسفر و نیتروژن در چهار سطح (N0P0، N0P150، N300P0 و N300P150 کیلوگرم در هکتار) بودند.
یافته‌ها: مقایسه میانگین‌های برهم‌کنش تیمارهای سوپرجاذب در تنش در کود نشان داد که بیش‌ترین عملکرد برگ مصرف سوپرجاذب در 90 درصد ظرفیت زراعی در N300P0 بود. تیمار مصرف سوپرجاذب در 90 درصد ظرفیت زراعی در N0P150، بیش‌ترین عملکرد گل را داشت. مقایسه میانگین اثر سه‌گانه تیمارها نشان داد که بیش‌ترین درصد اسانس برگ در تیمار عدم مصرف سوپرجاذب در 30 درصد ظرفیت زراعی در N300P150 با میانگین 9/2 درصد بود. بیش‌ترین درصد و عملکرد اسانس گل در تیمار عدم مصرف سوپرجاذب در 90 درصد ظرفیت زراعی در N300P0 به‌ترتیب با میانگین‌های 2/10 درصد و 3/30 کیلوگرم در هکتار اندازه‌گیری و محاسبه شد.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد، نعناع گیاه حساس به کمبود آب بوده و برای تولید آن وجود رطوبت کافی ضروری می‌باشد.

اثر کاربرد خاکی نیتروکسین و ورمی‌کمپوست بر صفات مورفولوژی و بیوشیمیایی تمشک سیاه (Rubus sp.)

صفحه 669-686

https://doi.org/10.22059/jci.2023.343045.2708

رویا موسوی، ویدا چالوی، کامران قاسمی، مهدی حدادی نژاد

چکیده هدف: با توجه به کاربرد فراوان کودهای شیمیایی در کشاورزی و مخاطرات این کودهای برای محیط‌زیست، لازم است به موارد جایگزین توجه شود تا از آسیب های احتمالی جلوگیری شود.
روش پژوهش: با هدف بررسی اثر نیتروکسین و ورمی‌کمپوست بر خصوصیات کیفی و عملکردی تمشک سیاه، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار در شهرستان نور انجام شد. فاکتور اول میزان درصد کود ورمی‌کمپوست در پنج سطح (صفر، 10، 20، 30 و 40 درصد حجمی) و فاکتور دوم تلقیح و عدم تلقیح با نیتروکسین (Ni) بود.
یافته ­ها: نتایج نشان داد که بالاترین وزن میوه، تعداد میوه و عملکرد در ورمی‌کمپوست 20 درصد مشاهده شد. بیش‌ترین طول میوه (62/1 سانتی‌متر) در ورمی‌کمپوست 10 درصد و تلقیح نیتروکسین به‌دست آمد. در بررسی صفات بیوشیمیایی، بیش‌ترین مواد جامد محلول و شاخص طعم در تیمار ورمی‌کمپوست 10 درصد مشاهده شد. بیش‌ترین مقدار آنتوسیانین در تیمارهای ورمی‌کمپوست 20 و 30 درصد به‌ترتیب به میزان 551 و 563 (میلی‌گرم بر لیتر آب‌میوه) حاصل گردید. کاربرد نیتروکسین به‌همراه ورمی‌کمپوست 30 درصد بیش‌ترین ویتامین ث را در میان همه تیمارها به‌همراه داشت.
نتیجه ­گیری: کاربرد ورمی‌کمپوست در سطوح 20 تا 30 درصد بهترین اثر را بر صفات کمی و کیفی تمشک سیاه داشته و در مواردی که مقادیر بالای ورمی‌کمپوست اثر منفی داشته ‌است، نیتروکسین توانسته این اثر را کاهش دهد و موجب افزایش برخی صفات شود. در این بررسی کاربرد ورمی‌کمپوست در سطوح 20 تا 30 درصد به‌همراه نیتروکسین بهترین اثر را بر صفات مرتبط با تمشک سیاه نشان داده ‌است.