مریم گودرزیان قهفرخی؛ افراسیاب راهنما قهفرخی؛ موسی مسکرباشی؛ دونالد اسمیت
چکیده
هدف: کاربرد سالیسیلیکاسید سبب بهبود راندمان فتوسنتزی و عملکرد و تغییر ترکیب اسیدهای چرب روغن دانه گلرنگ در شرایط تنش گرما می شود. از اینرو، هدف از این مطالعه بررسی پتانسیل کاربرد سالیسیلیکاسید در کاهش اثرات نامطلوب تنش گرمای آخر فصل بر گلرنگ با بهبود راندمان فتوسنتز و ترکیب اسیدهای چرب روغن دانه بود.
روش پژوهش: بهمنظور ارزیابی ...
بیشتر
هدف: کاربرد سالیسیلیکاسید سبب بهبود راندمان فتوسنتزی و عملکرد و تغییر ترکیب اسیدهای چرب روغن دانه گلرنگ در شرایط تنش گرما می شود. از اینرو، هدف از این مطالعه بررسی پتانسیل کاربرد سالیسیلیکاسید در کاهش اثرات نامطلوب تنش گرمای آخر فصل بر گلرنگ با بهبود راندمان فتوسنتز و ترکیب اسیدهای چرب روغن دانه بود.
روش پژوهش: بهمنظور ارزیابی اثرات محلولپاشی برگی سالیسیلیکاسید بر ویژگیهای فتوسنتزی و ترکیب اسیدهای چرب گلرنگ، آزمایشی مزرعهای در دانشگاه شهید چمران اهواز انجام شد. طرح آزمایشی بهصورت اسپلیتپلات فاکتوریل بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار بود. کرتهای اصلی شامل دو تاریخ کاشت 20 آذرماه (کاشت به هنگام) و 30 دیماه (کاشت دیرهنگام) و کرتهای فرعی شامل ترکیبی فاکتوریل از غلظتهای سالیسیلیکاسید (صفر و 400 میکرومولار) و دو رقم گلرنگ پرنیان (حساس به گرما) و فرامان (مقاوم به گرما) بودند.
یافتهها: نتایج این پژوهش نشان داد که تنش گرمایی ناشی از کاشت دیرهنگام، بهطور معنیداری سبب کاهش در صفات فتوسنتزی شامل سرعت فتوسنتز، هدایت روزنهای، سرعت تعرق، غلظت دیاکسیدکربن زیر روزنهای، کارایی کربوکسیلاسیون و کارایی مصرف آب فتوسنتزی گردید. کاربرد سالیسیلیکاسید تا حد زیادی توانست اثرات منفی تنش گرمایی را بر این صفات تعدیل نماید، به گونه ای که بیشترین هدایت روزنهای و کارایی کربوکسیلاسیون (بهترتیب 711 و 079/1 میلیمول بر مترمربع بر ثانیه) و عملکرد دانه (3120 کیلوگرم در هکتار) در کاشت به هنگام و کاربرد 400 میکرومولار سالیسیلیکاسید در رقم فرامان مشاهده شد. علاوه بر این، تنش گرمایی موجب تغییر در ترکیب اسیدهای چرب روغن دانه شد، بهطوریکه کاشت دیرهنگام باعث کاهش درصد اسیدهای چرب اولئیک و لینولئیک و افزایش درصد اسیدهای لینولنیک و پالمیتیک گردید. تغییرات درصد استئاریکاسید تحت تنش گرمایی در دو رقم موردمطالعه متفاوت بود، بهطوریکه در رقم فرامان کاهش (48 درصد) و در رقم پرنیان افزایش (64 درصد) نشان داد. محلولپاشی سالیسیلیکاسید، بهویژه در شرایط کاشت دیرهنگام، موجب افزایش درصد اسیدهای چرب اولئیک و لینولئیک و کاهش درصد اسیدهای لینولنیک و پالمیتیک شد.
نتیجهگیری: کاربرد سالیسیلیکاسید توانست با بهبود صفات فتوسنتزی و تعدیل ترکیب اسیدهای چرب، اثرات نامطلوب تنش گرمایی را کاهش داده و در نتیجه منجر به افزایش تحمل به گرما و بهبود کیفیت روغن در هر دو رقم گردد. این تأثیرات در رقم متحمل به گرما (فرامان) نسبت به شرایط شاهد مشهودتر بود.
الناز فرج زاده معماری تبریزی
چکیده
هدف: با توجه به اهمیت کاهش مصرف نهادههای شیمیایی، مطالعه حاضر به بررسی اثرات محلولپاشی باکتریها و ویتامینها بر ویژگیهای رشدی و عملکرد کینوا پرداخته است.
روش پژوهش: تیمارها شامل سویه های مختلف باکتریها (عدم کاربرد باکتریها، کاربرد Pseudomonas fluorescens ، کاربرد Bacillus subtilis و کاربرد هر دو سویه باکتریایی) و غلظتهای ویتامینهای گروه ...
بیشتر
هدف: با توجه به اهمیت کاهش مصرف نهادههای شیمیایی، مطالعه حاضر به بررسی اثرات محلولپاشی باکتریها و ویتامینها بر ویژگیهای رشدی و عملکرد کینوا پرداخته است.
روش پژوهش: تیمارها شامل سویه های مختلف باکتریها (عدم کاربرد باکتریها، کاربرد Pseudomonas fluorescens ، کاربرد Bacillus subtilis و کاربرد هر دو سویه باکتریایی) و غلظتهای ویتامینهای گروه ب (2، 4 و 6 گرم در لیتر) بود. محلولهای باکتریایی و ویتامینه بهصورت محلولپاشی بر روی برگهای گیاه در دو نوبت در فواصل زمانی دو هفته یکبار در طول فصل رشد (استقرار بوتهها و دو هفته بعد) انجام شد محلولپاشی در ساعات خنک عصر انجام شد. این آزمایش در دو سال 1402-1404 بهصورت اسپلیت پلات با طرح بلوک کامل تصادفی (RCBD) با سه تکرار و بهصورت مزرعهای انجام شد. صفات موردمطالعه شامل ارتفاع بوته، شاخص سطح برگ، شاخص کلروفیل، عملکرد دانه در بوته، سیتوکینین، اکسین، جیبرلین، پروتئین دانه، محتوای کربوهیدراتهای محلول برگ و کل محتوای آنتیاکسیدانی بود.
یافتهها: نتایج تجزیه واریانس نشان داد که ارتفاع بوتهها، شاخص سطح برگ، محتوای هورمونهای گیاهی (اکسین، سیتوکینین و جبیرلین)، محتوای کلروفیل، و عملکرد دانه تحت تأثیر اثرات معنیدار محلولپاشی باکتریها و ویتامینها قرار گرفت. بیشترین افزایش در ارتفاع بوتهها (110 سانتیمتر) مربوط به تیمار B.subtilis بود که 2/12 درصد بیشتر از شاهد افزایش نشان داد. همچنین، محلولپاشی با ویتامینها بهویژه در غلظت 150 میلیگرم در لیتر موجب افزایش 8/6درصد در ارتفاع بوتهها و بهبود شاخص سطح برگ گردید. تیمارهای مختلف باعث افزایش معنیدار غلظت هورمونهای گیاهی اکسین و سیتوکینین در برگها شدند. بیشترین غلظت اکسین در تیمار B. subtilis همراه با 150 میلیگرم در لیتر ویتامین مشاهده شد که 81 درصد افزایش داشت. همچنین، ترکیبی از تیمارهای باکتریایی و ویتامینها افزایش بیشتری نسبت به کاربرد جداگانه هر یک از آنها داشت. در نهایت، عملکرد دانه کینوا بهطور قابلتوجهی تحت تأثیر ترکیب تیمارهای B.subtilis و 150 میلیگرم در لیتر ویتامین قرار گرفت و افزایش 15/22درصد نسبت به شاهد نشان داد. بهعلاوه، محلولپاشی با باکتریها و ویتامینها باعث افزایش محتوای پروتئین دانهها نیز شد، بهطوری که بیشترین میزان پروتئین دانه متعلق به تیمار B. subtilis در سال اول بود.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که ترکیب محلولپاشی باکتریها و ویتامینها میتواند بهطور مؤثری ویژگیهای رشدی و کیفیت محصول کینوا را بهبود بخشد که ممکن است ناشی از تأثیرات همافزای این دو عامل بر تولید هورمونهای گیاهی و فرآیندهای فتوسنتزی باشد.
خشایار ریگی؛ مهدی دهمرده؛ سید محسن موسوی نیک
چکیده
هدف: کشت مخلوط میتواند به کاهش ریسک تولید و افزایش کارایی استفاده از منابع کمک کند. همچنین محلولپاشی متانول در کاهش اثر تنش خشکی و افزایش عملکرد مؤثر است. این مطالعه بهمنظور تأثیر محلولپاشی متالول بر روی کشت مخلوط سهگانه چای ترش، آلوئهورا و بادامزمینی بهمنظور تعیین بهترین الگوی کشت مخلوط و تعیین مناسبترین درصد ...
بیشتر
هدف: کشت مخلوط میتواند به کاهش ریسک تولید و افزایش کارایی استفاده از منابع کمک کند. همچنین محلولپاشی متانول در کاهش اثر تنش خشکی و افزایش عملکرد مؤثر است. این مطالعه بهمنظور تأثیر محلولپاشی متالول بر روی کشت مخلوط سهگانه چای ترش، آلوئهورا و بادامزمینی بهمنظور تعیین بهترین الگوی کشت مخلوط و تعیین مناسبترین درصد محلولپاشی متانول در شرایط اقلیمی منطقه سیستان انجام شد.
روش پژوهش: آزمایش بهصورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه زابل انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل محلولپاشی متانول بهعنوان فاکتور اول در سه سطح و الگوی کشت مخلوط بهعنوان فاکتور دوم در نُه سطح بود. کشت خالص سه گیاه با فواصل بین دو بوته در ردیف برای چای ترش، بادامزمینی و آلوئهورا بهترتیب 50، 15 و 50 سانتیمتر انجام گرفت و تراکمهای نهایی تیمارهای مخلوط برای سه گیاه بهصورت تغییر فاصله دو بوته روی ردیف انجام شد و هیچ تغییری در فاصله بین ردیفها ایجاد نشد (فاصله بین دو ردیف ثابت و 50 سانتیمتر بود). تعداد کرتهای آزمایش 81 عدد و هر کرت آزمایشی از شش ردیف کاشت به طول 3 متر تشکیل شد. تمامی تیمارها بهصورت یک ردیف بادامزمینی، یک ردیف چای ترش و یک ردیف آلوئهورا کشت شدند.
یافتهها: براساس نتایج بهدستآمده اثر متقابل تیمارهای آزمایشی بر تمام صفات کمی بادامزمینی و عناصر جذبشده معنیدار بود. بیشترین و کمترین عملکرد دانه بادامزمینی و همچنین پتاسیم و روی جذبشده توسط بادامزمینی بهترتیب از تیمار 30 درصد حجمی متانول+ کشت خالص بادامزمینی و 10 درصد حجمی متانول+ 100 درصد چای ترش+ 25 درصد بادامزمینی+ 75 درصد آلوئهورا بهدست آمد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج مشخص شد که بهمنظور کسب بالاترین عملکرد و جذب عناصر غذایی باید از کشت خالص بادامزمینی+ محلولپاشی 30 درصد حجمی متانول استفاده کرد.
ناصر صمصامی؛ جلال جلیلیان؛ اسماعیل قلی نژاد؛ راحله طهماسبی
چکیده
هدف: تنش شوری یک چالش زیستمحیطی مهم است که بر بهرهوری کشاورزی بهویژه در مناطق خشک و نیمهخشک تأثیر منفی میگذارد. محیطهای مختلف کشت، از جمله گلخانه، گلدان در هوای آزاد، و کشت مزرعه، میتوانند بر رشد گیاه تأثیر بگذارند. هدف اصلی این پژوهش بررسی اثرات سطوح مختلف شوری بر صفات مورفولوژیکی و فنولوژیکی گیاه گالگا در سه محیط کشت ...
بیشتر
هدف: تنش شوری یک چالش زیستمحیطی مهم است که بر بهرهوری کشاورزی بهویژه در مناطق خشک و نیمهخشک تأثیر منفی میگذارد. محیطهای مختلف کشت، از جمله گلخانه، گلدان در هوای آزاد، و کشت مزرعه، میتوانند بر رشد گیاه تأثیر بگذارند. هدف اصلی این پژوهش بررسی اثرات سطوح مختلف شوری بر صفات مورفولوژیکی و فنولوژیکی گیاه گالگا در سه محیط کشت مختلف بود.
روش پژوهش: این مطالعه بهصورت طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در سه محیط (گلخانه، گلدانی در هوای آزاد و مزرعه) در سال زراعی 1402 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه ارومیه اجرا شد. در هر یک از این شرایط، گیاهان در سه سطح مختلف تنش شوری (صفر. یک، پنج و 10 دسیزیمنس بر متر) برای یک دوره رشد مشخص (عملیات کاشت در تاریخ 15 اردیبهشتماه سال 1402 و تاریخ برداشت گلدانهای هوای آزاد و مزرعه در 7 مهرماه و گلخانه در تاریخ 7 آبانماه انجام شد) قرار گرفتند و صفات عملکرد دانه، صفات مورفولوژیک و صفات فنولوژیک موردبررسی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج تجزیه واریانس نشان داد که تنش شوری تأثیر معنیداری بر صفات مختلف مورفولوژیک و فنولوژیک داشت. در شرایط گلخانه، تنش شوری 10 و 5 دسیزیمنس بر متر در مقایسه با شرایط بدون تنش شوری، بهترتیب روز تا گلدهی، تعداد شاخه اصلی در بوته، تعداد شاخه فرعی در بوته و وزن خشک برگ زمان گلدهی را به میزان (19 و 2 درصد)، (40 و 30 درصد)، (78 و 15 درصد) و (49 و 10 درصد) کاهش داد. در شرایط کشت گلدانهای هوای آزاد، تنش شوری 10 و 5 دسیزیمنس بر متر در مقایسه با شرایط بدون تنش شوری، بهترتیب روز تا رسیدگی فیزیولوژیک، روز تا تشکیل گلآذین، ارتفاع بوته، طول گلآذین، وزن تر اندامهای هوایی زمان گلدهی و وزن خشک اندامهایی زمان رسیدگی فیزیولوژیک را بهمیزان (6 و 2 درصد)، (41 و 4 درصد)، (26 و 18 درصد)، (23 و 15 درصد)، (41 و6 درصد) و (32 و 9 درصد) کاهش داد. در شرایط مزرعه، بیشترین تأثیر منفی تنش شوری بر صفات مورفولوژیک و عملکرد دانه مشاهده شد، بهطوریکه عملکرد دانه بهترتیب 78 و 67 درصد کاهش یافت.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که کشت مزرعهای در شرایط بدون تنش شوری، بهطور قابلتوجهی بالاترین عملکرد دانه را نسبت به سایر شرایط کشت داشت. براساس نتایج این پژوهش، کشت مزرعهای گیاه گالگا مناسب بوده، زیرا این شرایط بالاترین عملکرد دانه را داشته است و سطح شوری پایینتر (زیر 5 دسیزیمنس بر متر) قابلتوصیه است تا تأثیرات منفی بر صفات مورفولوژیک و فنولوژیک کاهش یابد.
امین نجفی عالیور؛ مهدی حدادی نژاد؛ عبدالرحمن محمدخانی؛ دایوش مددی
چکیده
هدف: این پژوهش جهت بررسی تأثیر پایههای مختلف انگور بر ویژگیهای رشدی، فیزیولوژیک و همچنین محتوای عناصر غذایی پیوندک رقم بیدانه سفید بهعنوان یک رقم مهم و تجاری در صنعت کشاورزی ایران بود.
روش پژوهش: این پژوهش با شش تیمار شامل شاهد (قلمه خودریشه بیدانه سفید)، خودپایه (بیدانه سفید/ بیدانه سفید)، پیوند امگا بیدانه سفید ...
بیشتر
هدف: این پژوهش جهت بررسی تأثیر پایههای مختلف انگور بر ویژگیهای رشدی، فیزیولوژیک و همچنین محتوای عناصر غذایی پیوندک رقم بیدانه سفید بهعنوان یک رقم مهم و تجاری در صنعت کشاورزی ایران بود.
روش پژوهش: این پژوهش با شش تیمار شامل شاهد (قلمه خودریشه بیدانه سفید)، خودپایه (بیدانه سفید/ بیدانه سفید)، پیوند امگا بیدانه سفید روی پایههای یاقوتی، عسگری، خوشنام و بیدانه قرمز در قالب طرح کاملاً تصادفی در گلخانه پژوهشی گروه باغبانی دانشگاه شهرکرد اجرا شد. صفات مختلفی نظیر خصوصیات رشدی و فیزیولوژیک و همچنین برخی عناصر غذایی مانند کلسیم، پتاسیم و فسفر موردبررسی قرار گرفت.
یافتهها: یافتههای بهدستآمده نشان داد که کمترین تعداد ریشه در تیمار خودریشه (شاهد) مشاهده شد. همچنین پیوند روی خودپایه، منجر به بیشترین سطح رنگدانههای فتوسنتزی در پیوندک شده و بالاترین طول ریشه و جذب کلسیم نیز در این ترکیب مشاهده گردید. پایه رقم بیدانه سفید بهطور معنیداری غلظت کاروتنوئید بالاتری داشت. ارقام خوشنام و بیدانه سفید بهطور معنیداری غلظت کلروفیل a بالاتری داشتند و ارقام عسکری و یاقوتی بهطور معنیداری غلظت کلروفیل b و کل بالاتری نشان دادند. بیشترین سطح برگ روی پایه عسگری و قطر میانگره روی پایه خوشنام بهدست آمد و در عینحال، قطر میانگره در پایه خوشنام بالاترین مقدار را داشت. نتایج نشان داد که نوع پایه بر ارتفاع پیوندک تأثیر معنیداری داشته و رقمهای خوشنام و عسگری بهترتیب باعث افزایش 57 و 34 درصد ارتفاع پیوندک نسبت به شاهد شدند. بهعلاوه، حجم ریشه در پایههای یاقوتی و عسگری نسبت به تیمار شاهد بهطور معنیداری بیشتر بود. از نظر محتوای عناصر معدنی پیوند بیدانه سفید بهطور معنیداری غلظت کلسیم بالاتری داشت و ترکیب بیدانه سفید با پایه خوشنام به شدت بر مقادیر پتاسیم و فسفر تأثیر گذاشته و پتاسیم پایینتری و فسفر بالاتری را بههمراه داشت.
نتیجهگیری: در مجموع یافتههای این پژوهش نشان داد که پیوند تأثیرات مثبت و معنیداری بر ویژگیهای رشدی و فیزیولوژیک گیاهان دارد. بهویژه گیاهان خودپایه (بیدانه سفید/ بیدانه سفید) بهبود جذب کلسیم، افزایش طول ریشه و ارتقای محتوای رنگدانههای فتوسنتزی را نشان دادند. همچنین پایههای خاص مانند خوشنام و عسگری موجب افزایش ارتفاع پیوندک و حجم ریشه گردیدند. این نتایج مؤید آن است که انتخاب مناسب پایه و پیوندک میتواند بهعنوان راهکاری مؤثر برای بهبود شاخصهای رشد گیاه موردتوجه قرار گیرد.
پروین سبز علی یان؛ سپیده کلاته جاری؛ مرضیه قنبری جهرمی
چکیده
هدف: این پژوهش اثرات کاهنده فرمولاسیونهای مختلف سلنیوم بر کاهوی فرانسوی تحت تنش شوری را با تمرکز بر پارامترهای رشد و جذب مواد معدنی بررسی کرد. هدف، تعیین شکل و غلظت بهینه سلنیوم برای کاهش مهار رشد، عدم تعادل یونی و استرس اکسیداتیو ناشی از شوری بود. همچنین بررسی شد که آیا نانوسلنیوم در مقایسه با سلناتسدیم معمولی، با بهبود هموستاز ...
بیشتر
هدف: این پژوهش اثرات کاهنده فرمولاسیونهای مختلف سلنیوم بر کاهوی فرانسوی تحت تنش شوری را با تمرکز بر پارامترهای رشد و جذب مواد معدنی بررسی کرد. هدف، تعیین شکل و غلظت بهینه سلنیوم برای کاهش مهار رشد، عدم تعادل یونی و استرس اکسیداتیو ناشی از شوری بود. همچنین بررسی شد که آیا نانوسلنیوم در مقایسه با سلناتسدیم معمولی، با بهبود هموستاز مواد مغذی و بازیابی رشد، تحمل به شوری را بهتر افزایش میدهد. این مطالعه بهدنبال ایجاد روابط کمی بین میزان مصرف سلنیوم و پاسخهای فیزیولوژیک در سطوح مختلف شوری و ارائه راهکارهای عملی برای کشاورزی در شرایط شور بود.
روش پژوهش: آزمایش در محیط کنترلشده با طرح فاکتوریل کاملاً تصادفی شامل سه سطح شوری (صفر، 3 و 6 دسیزیمنس بر متر NaCl) و پنج تیمار سلنیوم: شاهد (بدون سلنیوم)، سلناتسدیم (5 و 10 میلیگرم در لیتر) و نانوسلنیوم (2 و 4 میلیگرم در لیتر) در سه تکرار انجام شد. گیاهان کاهوی رشدیافته بهروش هیدروپونیک در مرحله رویشی تحت تیمار قرار گرفتند و پارامترهای مورفولوژیکی، محتوای یونی (Na+، K+، Cl-) و تجمع سلنیوم اندازهگیری شد. از طیفسنجی جذب اتمی و کروماتوگرافی یونی برای اندازهگیری دقیق مواد معدنی و از آنووا دوطرفه و آزمون دانکن (05/0p≤) برای تحلیل دادهها استفاده شد.
یافتهها: برهمکنش معنیدار (01/0p<) شوری و سلنیوم در تمام پارامترها مشاهده شد. شوری شدید (6 دسیزیمنس بر متر) باعث کاهش ارتفاع گیاه (6/48 درصد)، وزن تر ساقه (8/44 درصد) و سطح برگ (2/54 درصد) شد و تجمع Na+ را 24/2 برابر و K+ را 7/42 درصد کاهش داد. نانوسلنیوم (4 میلیگرم در لیتر) وزن تر ساقه را 6/28 درصد و وزن خشک ریشه را 4/30 درصد افزایش داد و نسبت K+/Na+ را 2/31 درصد بهبود بخشید. نانوسلنیوم سطح برگ را 8/16 درصد بیشتر از سلنات افزایش داد. در شوری متوسط (3 دسیزیمنس بر متر)، نانوسلنیوم قطر ساقه را 3/22 درصد و گسترش تاج را 5/18 درصد افزایش داد، محتوای Cl- ریشه را 5/32 درصد کاهش و تجمع سلنیوم اندام هوایی را 7/25 درصد افزایش داد.
نتیجهگیری: کاهوی فرانسوی به شوری حساس است، اما مکمل سلنیوم، بهویژه نانوسلنیوم، این اثرات را از طریق حفظ پتاسیم، دفع سدیم، بهبود ظرفیت فتوسنتزی و تجمع سلنیوم کاهش داد. نانوسلنیوم (4 میلیگرم در لیتر) با عملکرد 31–16 درصد بهتر نسبت به سلنات، بهعنوان تیمار بهینه شناخته شد و میتواند بهعنوان یک ابزار نوآورانه در کشاورزی شور با فراهمی زیستی و اثرات محافظتی بهتر مورد استفاده قرار گیرد.
علی اصغر فزونی؛ بابک عندلیبی؛ مهرداد چائی چی؛ سجاد نصیری
چکیده
هدف: با توجه به مشکلات جهانی ناشی از تنش خشکی و محدودیت منابع آبی، این پژوهش با هدف بررسی اثرات سیلیکاتپتاسیم بر عملکرد و صفات فیزیولوژیک ارقام جدید سیبزمینی تحت شرایط کمآبی انجام شد.
روش پژوهش: آزمایش بهصورت کرتهای دو بار خردشده در قالب بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار اجرا گردید. عامل اصلی شامل سه فاصله آبیاری (هفت، ۱۰ و ...
بیشتر
هدف: با توجه به مشکلات جهانی ناشی از تنش خشکی و محدودیت منابع آبی، این پژوهش با هدف بررسی اثرات سیلیکاتپتاسیم بر عملکرد و صفات فیزیولوژیک ارقام جدید سیبزمینی تحت شرایط کمآبی انجام شد.
روش پژوهش: آزمایش بهصورت کرتهای دو بار خردشده در قالب بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار اجرا گردید. عامل اصلی شامل سه فاصله آبیاری (هفت، ۱۰ و ۱۳ روز)، عامل فرعی سه سطح محلولپاشی سیلیکاتپتاسیم \[شاهد، یکبار در ۵۰ روزگی و دوبار در ۴۰ و ۸۰ روزگی با غلظت ۲ لیتر در هزار لیتر آب] و عامل فرعیتر سه رقم سیبزمینی (کورسیکا، سانته و ووگ) بود. صفات موردارزیابی شامل عملکرد غده، کلروفیل کل، پروتئین محلول، کربوهیدرات کل، پرولین و مالوندیآلدهید بودند.
یافتهها: نتایج نشان داد برهمکنش سهگانه تیمارها بر همه صفات معنیدار بود. بیشترین عملکرد غده (۴۴/۶۱ تن در هکتار) در آبیاری هفتروزه، محلولپاشی دوبار و رقم کورسیکا حاصل شد، درحالیکه کمترین عملکرد (۳۹/۶۰ تن در هکتار) در آبیاری ۱۳ روزه، بدون محلولپاشی و رقم سانته ثبت گردید. بیشینه کلروفیل کل (26/2 میلیگرم بر گرم وزن تر) در شرایط بدون تنش، با محلولپاشی دوبار و رقم کورسیکا مشاهده شد. بیشترین پرولین (۵۳/۶۹ میکرومول بر گرم وزن تر) در رقم سانته تحت تنش شدید (آبیاری ۱۳ روزه، بدون محلولپاشی) ثبت گردید. بالاترین پروتئین محلول (۱۴/۹۴ میلیگرم بر گرم وزن خشک) و کربوهیدرات کل (۲۱/۱۲ میلیگرم بر گرم وزن خشک) در آبیاری ۱۰ روزه، محلولپاشی دو بار و رقم کورسیکا بهدست آمد. کمترین مالوندیآلدهید (02/3 نانومول بر گرم وزن تر) در آبیاری هفتروزه با محلولپاشی دوبار ثبت شد، درحالیکه بیشترین آن (۲۵/۱۴ نانومول بر گرم وزن تر) در رقم سانته تحت تنش شدید و بدون محلولپاشی دیده شد.
نتیجهگیری: رقم کورسیکا، محلولپاشی دو بار سیلیکاتپتاسیم، بهویژه تحت آبیاری هفتروزه، موجب بهبود وضعیت فیزیولوژیک، افزایش کارایی مصرف آب و کاهش شاخصهای تنش اکسیداتیو گردید. این امر نشاندهنده نقش مؤثر سیلیکاتپتاسیم در بهینهسازی فرایندهای متابولیک و حفظ تعادل فیزیولوژیک گیاه در شرایط کمآبی است. تنش ملایم نیز با تحریک مکانیسمهای دفاعی، ترکیبات حفاظتی مانند کربوهیدراتهای محلول و پروتئین را در این رقم افزایش داد. در مقابل، رقم سانته تحت تنش شدید بدون محلولپاشی بیشترین آسیب اکسیداتیو و کاهش عملکرد را نشان داد. بنابراین، استفاده از محلولپاشی دو بار سیلیکاتپتاسیم همراه با انتخاب ارقام مقاوم مانند کورسیکا میتواند راهکاری مؤثر و پایدار برای حفظ عملکرد، بهبود کیفیت محصول و مدیریت منابع آبی در مناطق مستعد خشکی باشد.
سارا صابرتنها؛ فاطمه امینی؛ علی ایزدی دربندی؛ سید احمد سادات نوری
چکیده
هدف: بهمنظور تعیین کیفیت علوفه در گیاه فستوکا پرتنسیس در شرایط تنش کمآبی، این آزمایش در سالهای ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۳ در مزرعه تحقیقاتی دانشکده فناوری کشاورزی دانشگاه تهران اجرا شد.روش پژوهش: بذر ۲۰ ژنوتیپ گونه فستوکا پرتنسیس از بانک ژن NordGen کشور سوئد و مؤسسه ART کشور سوئیس تهیه شد و در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با آرایش کرتهای خُردشده در ...
بیشتر
هدف: بهمنظور تعیین کیفیت علوفه در گیاه فستوکا پرتنسیس در شرایط تنش کمآبی، این آزمایش در سالهای ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۳ در مزرعه تحقیقاتی دانشکده فناوری کشاورزی دانشگاه تهران اجرا شد.روش پژوهش: بذر ۲۰ ژنوتیپ گونه فستوکا پرتنسیس از بانک ژن NordGen کشور سوئد و مؤسسه ART کشور سوئیس تهیه شد و در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با آرایش کرتهای خُردشده در زمان، در سه تکرار، تحت دو شرایط آبیاری نرمال (۱۰۰ درصد ظرفیت مزرعه) و تنش آبی (۵۰ درصد ظرفیت مزرعه) پس از استقرار گیاه کشت گردید. نمونهبرداری در اواسط دوره گلدهی، پس از اعمال تنش بهمدت دو سال، در اردیبهشتماه ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ انجام شد. در این مرحله، صفات مرتبط با کیفیت علوفه نظیر فیبر شوینده اسیدی (ADF)، فیبر شوینده خنثی (NDF)، سلولز، لیگنین، ازت، خاکستر، ماده خشک مصرفی (DMI)، قابلیت هضم ماده خشک (IVDMD)، انرژی متابولیسمی (ME) و ارزش نسبی تغذیهای (RFV) موردارزیابی قرار گرفتند.یافتهها: نتایج تجزیه واریانس نشان داد اثر ساده تنش خشکی برای تمام صفات و همچنین اثرات ساده ژنوتیپ، برداشت، اثرات متقابل دوگانه تنش× ژنوتیپ، ژنوتیپ× برداشت و اثر متقابل سهگانه تنش× ژنوتیپ× برداشت برای تمام صفات بهجز سلولز، و نیز اثر متقابل تنش× برداشت برای تمام صفات بهجز خاکستر، در سطح احتمال یک درصد معنیدار بودند. براساس مقایسه میانگینها، ژنوتیپهای ۲، ۱۳، ۱۴، ۱۵، ۱۶ و ۱۷ بهعنوان ژنوتیپهای برتر از نظر کیفیت علوفه در شرایط تنش خشکی شناسایی شدند، بهطوریکه دارای میزان پروتئین بالاتر و مقادیر فیبر شوینده اسیدی و خنثی پایینتری بودند.نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که ارزیابی کیفیت علوفه در شرایط تنش خشکی میتواند ابزار مؤثری برای شناسایی ژنوتیپهای متحمل و دارای ارزش غذایی بالا باشد. شناسایی ژنوتیپهایی با پروتئین بالا و فیبر کمتر در شرایط محدودیت آبی، بیانگر ظرفیت بالقوه گونه فستوکا پرتنسیس برای توسعه در مناطق خشک و نیمهخشک است. یافتههای پژوهش میتواند مبنایی برای اصلاح ارقام مقاوم به خشکی با حفظ کیفیت علوفه در برنامههای بهنژادی آینده باشد. ادامه ارزیابی پایداری این ژنوتیپها در مناطق مختلف اکولوژیکی و در سالهای متفاوت، گامی مهم در راستای بهینهسازی تولید علوفه در شرایط تنش آبی خواهد بود. همچنین، استفاده از شاخصهای کیفیت علوفه در کنار ویژگیهای مقاومت به تنش میتواند موجب بهبود دقت انتخاب در برنامههای اصلاحی گردد. نتایج میتواند به تصمیمگیری در زمینه مدیریت منابع آب در سامانههای تولید علوفه در شرایط اقلیمی مشابه کمک نماید.