دوره و شماره: دوره 26، شماره 1، زمستان 1402، صفحه 1-212 

تأثیر محلول پاشی علف کش های باکتریایی و عصاره آبی گیاهان بر خصوصیات مورفولوژیک و نشاسته برنج و علف هرز سوروف

صفحه 1-16

https://doi.org/10.22059/jci.2022.342810.2706

موسی ابراهیم پور، پورنگ کسرایی، حمیدرضا لاریجانی، حمیدرضا توحیدی مقدم، سحر هنرمند جهرمی

چکیده هدف: هدف از انجام این آزمایش، بررسی تأثیر محلول­پاشی علف‌کش­های باکتریایی و عصاره آبی گیاهان بر خصوصیات مورفولوژیک و نشاسته علف هرز سوروف و برنج بود.
روش پژوهش: این آزمایش به­صورت اسپلیت اسپلیت فاکتوریل در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار در زمین زراعی واقع در یکی از روستاهای آمل در دو سال زراعی 97-1396 و 98-1397 اجرا گردید. فاکتورهای آزمایشی شامل محلول­پاشی عصاره آبی گیاهان و سورفاکتانت سورگوم، کلم بروکلی، گزنه، اوکالیپتوس، آقطی، باکتری Streptomyces sp-albos حاوی thaxtomin، باکتری Xanthomonas campestris و شاهد به‌عنوان عامل اصلی، غلظت عصاره در سطوح صفر، 5، 10 و 15 در هزار به‌عنوان عامل فرعی و گونه­های گیاهی برنج رقم طارم و علف هرز سوروف به‌عنوان عامل فرعی فرعی بود.
یافته ­ها: با محلول­پاشی عصاره­ها عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک سوروف کاهش و درصد نشاسته دانه افزایش پیدا کرد. عملکرد دانه برنج در کاربرد 5 در هزار عصاره کلم بروکلی و 5 در هزار Streptomyces sp-albos تفاوت معنی­داری با شاهد نداشت. با افزایش غلظت عصاره نیز، عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک برنج و سوروف کاهش بیش‌تری را نشان دادند. کم‌ترین عملکرد دانه در برنج به میزان 16/3 تن در هکتار مربوط به عصاره آقطی و در سوروف به میزان 68/0 و 61/0 تن در هکتار مربوط به عصاره گزنه و آقطی بود.
نتیجه­ گیری: با توجه به نتایج به‌دست‌آمده، دگرآسیبی و عوامل بیماری­زای گیاهی می‏­توانند یکی از راه‏های اساسی کنترل علف‌های هرز در سیستم کشاورزی پایدار باشند.

اثر تاریخ کاشت و رقم بر مراحل رشد، صفات مورفولوژیکی، شاخص‌های رشد و عملکرد ذرت دانه‌ای در شهرستان کرج

صفحه 17-34

https://doi.org/10.22059/jci.2023.345619.2727

ایوب جعفری، محمدرضا بی همتا، معصومه مقبل، سعید صوفی زاده، سعید بازگیر، مصطفی کریمی

چکیده هدف: به‌منظور ارزیابی اثر تاریخ کاشت بر صفات مورفولوژیکی، شاخص‌های رشد و عملکرد سه رقم ذرت دانه‌ای، آزمایشی در سال 1399 در مزارع آموزشی و پژوهشی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران واقع در شهرستان کرج صورت گرفت. روش پژوهش: این آزمایش به‌صورت کرت‌های یک‌بار خردشده در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با چهار تکرار انجام شد. در این آزمایش تاریخ کاشت در سه سطح (24 اردیبهشت‌ماه، 21 خردادماه و 18 تیرماه) به‌عنوان عامل اصلی و رقم (زودرس KSC400، متوسط­رس KSC647 و دیررس KSC704) به‌عنوان عامل فرعی در نظر گرفته شد. یافتهها: نتایج نشان داد بیش‌ترین عملکرد دانه ‌مربوط به تاریخ کاشت دوم (98/11 تن در هکتار)، و بیش‌ترین طول دوره تا زمان ظهور گل تاجی متعلق به تاریخ کاشت اول (66/63) بود. تاریخ کاشت سوم (66/129)، دوم (33/122) و اول (33/113) به‌ترتیب بیش‌ترین طول دوره رسیدگی فیزیولوژیکی را داشته‎اند. بیش‌ترین ارتفاع بوته و قطر ساقه در رقم KSC704 و تعداد برگ در رقم KSC647 مشاهده شد. بیشینه سطح برگ، سرعت رشد محصول در مرحله گل‌دهی به‌ترتیب به مربوط به رقم KSC704 در تاریخ کاشت دوم و سوم بوده و بیشینه سرعت رشد نسبی و سرعت جذب خالص در مراحل اول رویشی مربوط به رقم KSC704 در تاریخ کاشت سوم و تاریخ کاشت دوم بوده است. نتیجه‌گیری: در مجموع، می‌توان تاریخ کاشت دوم و رقم KSC704 به‌عنوان تاریخ و رقم مناسب برای شهرستان کرج پیشنهاد داد.

ارزیابی تأثیر منابع مختلف کود آلی و معدنی سیلیکاته بر غلظت عناصر غذایی دو رقم برنج

صفحه 35-49

https://doi.org/10.22059/jci.2023.350381.2753

اعظم السادات یوسفی دازمیری، محمدعلی بهمنیار، بهی جلیلی، مهدی قاجار سپانلو

چکیده هدف: برنامهتغذیه صحیح یکی از راه‌کار‎های اصلی بهبود کیفیت گیاه است و نقش قابل ملاحظه‎‎­ای در افزایش عملکرد آن دارد.
روش پژوهش: به‌منظور بررسی تأثیر استفاده از منابع آلی و معدنی حاوی سیلیسیم بر غلظت سیلیسیم، نیتروژن، فسفر و پتاسیم در گیاه برنج (Oryza sativa L.)، آزمایشی به‌صورت کرت‌های خردشده با سه تکرار در مزارع روستای دازمیرکنده از حومه شهرستان ساری در سال 1399 انجام گرفت. کلیه مراحل آزمایش در آزمایشگاه دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری انجام شد. فاکتور اصلی دو رقم برنج و فاکتور فرعی نوع و مقادیر منابع سیلیسیم در 11 سطح از تیمار‎ کودی بود.
یافته ­ها: براساس نتایج، اثر ساده رقم و منابع مختلف سیلیسیم بر غلظت سیلیسیم در برگ پرچم، زیست‎توده و دانه برنج معنی‎دار شد. میانگین غلظت عناصر غذایی در اندام­های هوایی در رقم طارم هاشمی بیش از رقم شیرودی بود و منابع مختلف سیلیسیم توانست غلظت عناصر سیلیسیم را در برگ پرچم 70 درصد، زیست‌توده 16 درصد و دانه 20 درصد، نیتروژن را به‌ترتیب 12، 55 و 50 درصد، فسفر را نیز 100 ، 60 و 87 درصد و در نهایت پتاسیم را 20 ، 15 و 50 درصد افزایش دهد.
نتیجه ­گیری: به‌طور کلی کاربرد تمامی تیمار‎های سیلیکاته نسبت به تیمار شاهد و کود پایه، موجب افزایش غلظت سیلیسیم و عناصر پرمصرف در اندام‎‎های هوایی گیاه گردید.

اثر مصرف تلفیقی کود نیتروژنی و کمپوست بقایای نیشکر بر صفات کیفی و عملکرد دانه گندم تحت شرایط تنش گرمای آخر فصل اهواز

صفحه 51-74

https://doi.org/10.22059/jci.2023.358472.2810

معصومه مکوندی، عبدالمهدی بخشنده، علی مشتطی، محمد رضا مرادی تلاوت، آیدین خدایی جوقان

چکیده هدف: اثر مصرف تلفیقی کود نیتروژنه با کمپوست بقایای نیشکر و باکتری محرک رشد بر صفات کیفی و عملکرد گندم در شرایط تنش گرمای آخر فصل اهواز بررسی شد.
روش پژوهش: آزمایشی به‌صورت کرت‌های دو بار خردشده در قالب طرح پایه بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. عوامل آزمایشی شامل سه تاریخ کاشت یکم آذرماه، 20 آذرماه و 10 دی‌ماه در کرت­های اصلی؛ شش سطح مصرف تلفیقی نیتروژن با کمپوست شامل شاهد، 100 درصد نیتروژن، 75 درصد نیتروژن+ 25 درصد کمپوست، 50 درصد نیتروژن+ 50 درصد کمپوست، 25 درصد نیتروژن+ 75 درصد کمپوست و 100 درصد کمپوست در کرت­های فرعی و دو سطح کاربرد و عدم کاربرد باکتری در کرت­های فرعی فرعی بود.
یافته ­ها: مقایسه میانگین نشان داد که مصرف تلفیقی 50 درصد نیتروژن+ 50 درصد کمپوست با کاربرد باکتری باعث افزایش صفات طول دوره و سرعت پر شدن دانه، درصد پروتئین دانه و گلوتن مرطوب شد. هم‌چنین بیش‌ترین عملکرد دانه (5864 کیلوگرم در هکتار) در تاریخ کاشت اول و مصرف تلفیقی 50 درصد نیتروژن+ 50 درصد کمپوست و کم‌ترین مقدار آن (1115کیلوگرم در هکتار) در تاریخ کاشت سوم و تیمار شاهد حاصل شد.
نتیجه‌گیری: مصرف تلفیقی کود نیتروژن و کمپوست با باکتری محرک رشد توانست اثر منفی ناشی از تنش گرمای انتهای فصل بر صفات گیاهی اندازه­گیری‌شده را کاهش دهد.

تأثیر تنش آبی بر صفات فیزیولوژیک و بیوشیمیایی ژنوتیپ ‏های گلرنگ

صفحه 75-89

https://doi.org/10.22059/jci.2023.350886.2759

معصومه گنجی، سراله گالشی، حمید جباری، فروغ سنجریان، بنیامین ترابی

چکیده هدف: تنش آبی از مهم‌ترین عوامل محیطی مؤثر بر فرایندهای حیاتی و عملکرد گیاهان زراعی است. هدف مطالعه بررسی تأثیر تنش آبی بر صفات فیزیولوژیک و بیوشیمیایی ژنوتیپ‏های گلرنگ بود.
روش پژوهش: آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‏های کامل تصادفی در مزرعه تحقیقاتی مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر طی سال‏های 99-1397 اجرا شد. تیمارها شامل دو سطح آبیاری (40 و 80 درصد تخلیه آب در دسترس) و سه ژنوتیپ پرنیان، گلدشت و قزاقی بود. کاشت گیاه در ستون‏های خاک به ارتفاع 150 و قطر 23 سانتی‏متر و آبیاری با سیستم قطره‏ای انجام شد. فعالیت آنزیم‏های آنتی‏اکسیدانی، تجمع مالون‌دی‌آلدهید، پرولین، محتوای نسبی آب، کلروفیل، عملکرد دانه و ترکیب اسیدهای چرب در پایان آزمایش اندازه‏گیری شد.
یافته‏ ها: در اثر تنش آبی، افزایش تجمع پراکسید هیدروژن و مالون‌دی‌آلدهید میزان فعالیت آنزیم‏های کاتالاز و پراکسیداز را به‌ترتیب 1 و 5/2 واحد آنزیمی افزایش داد. محتوی پرولین در شرایط تنش آبی حدود 16 برابر افزایش داشت. در مقابل، محتوای نسبی آب برگ کاهش معنی‏داری نشان داد که سبب افزایش دمای کانوپی و کاهش 70 درصد عملکرد دانه شد. ژنوتیپ قزاقی کم‌ترین میزان افزایش دمای کانوپی در شرایط تنش را داشت و عملکرد پایدارتری نشان داد. به‌علاوه، تحت تنش آبی ترکیب اسیدهای چرب روغن دانه تغییر یافت و مقدار لینولئیک‌اسید در شرایط تنش آبی 8/1 درصد کاهش داشت.
نتیجه ‏گیری: نتایج نشان داد علاوه بر صفات فیزیولوژیک مرتبط با تنش، عدم افزایش نسبت اسیدهای چرب اشباع/غیراشباع نیز شاخص مهمی در شناسایی ژنوتیپ‏های برتر جهت توسعه کشت تحت شرایط کم‌آبی می‏باشد.

اثر کاربرد برگی منابع کودی روی و کلسیم بر عملکرد دانه و ترکیب اسیدهای چرب روغن بادام‌زمینی

صفحه 91-108

https://doi.org/10.22059/jci.2023.353009.2777

فائزه چهره نورانی، پروانه راهداری، معرفت مصطفوی راد، محمود اسدی، شادی کیابی

چکیده هدف: به­منظور ارزیابی کاربرد برگی کودهای مختلف روی و کلسیم بر عملکرد دانه و ترکیب اسیدهای چرب روغن بادام‌زمینی (رقم NC2 آزمایشی در سال­های زراعی 1398 و 1399 در مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی گیلان، رشت اجرا شد.
روش پژوهش: این آزمایش به­صورت کرت­های خردشده با طرح پایه بلوک­های کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. چهار سطح تیمار منبع کودی عنصر روی شامل عدم کاربرد کود روی (شاهد)، نانوکلات روی، Zn-EDTA و سولفات‌روی به­عنوان کرت اصلی و چهار منبع عنصر کلسیم شامل نانوکلات‌کلسیم، Ca-EDTA، کلرید کلسیم و نیترات کلسیم به­عنوان کرت­­ فرعی بودند.
یافته ­ها: محلول‌پاشی کودها قبل از مرحله گل­دهی انجام شد و سپس با فاصله 30 روز تکرار گردید. بیش‌ترین عملکرد دانه (2790کیلوگرم در هکتار)، عملکرد زیست­توده (9303 کیلوگرم در هکتار)، درصد روغن دانه (3/52 درصد)، عملکرد روغن (1625 کیلوگرم در هکتار)، عملکرد پروتئین (673 کیلوگرم در هکتار) و اسید چرب غیر اشباع اولئیک اسید (3/57 درصد) با کاربرد برگی هم­زمان نانوکودهای روی و کلسیم به­دست آمد و در مقایسه با تیمار شاهد به­ترتیب حدود 8/29، 5/17، 4/13، 3/38، 4/24 و 2/19 درصد افزایش پیدا کرد.
نتیجه ­گیری: کاربرد هم­زمان نانوکودهای روی و کلسیم به­صورت محلول‌پاشی بر روی برگ­ها سبب بهبود عملکرد دانه و روغن بادام‌زمینی تحت شرایط منطقه گردید. بدین ترتیب، نانوکودهای روی و کلسیم می­تواند جهت ارتقای کمیت و کیفیت عملکرد بادام‌زمینی قابل‌توصیه باشد.

تأثیر پرایمینگ بذر و محلول‌پاشی و به‌صورت معمولی و نانو بر عملکرد کمی و کیفی گیاه گلرنگ

صفحه 109-124

https://doi.org/10.22059/jci.2023.358846.2827

بصیر صمدی فیروزآباد، مهدی قیاسی، رضا امیرنیا

چکیده هدف: ذرات نانو پس از محلول‌پاشی به‌دلیل ابعاد کوچک خود به‌راحتی از طریق سیستم روزنه‌ای گیاه وارد برگ می‌شوند. علاوه بر این به‌دلیل افزایش قابل‌ملاحظه سطح مولکولی مواد نانو واکنش‌پذیری آن‌ها نیز افزایش یافته و در نتیجه قابلیت استفاده از این ترکیبات توسط گیاه بهبود می‌یابد.
روش پژوهش: مطالعه حاضر به‌صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل‌‌‌‌ تصادفی (RCBD) در مزرعه تحقیقاتی ایستگاه مرکزی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی استان تهران اجرا شد. اثرات محلول‌پاشی در قالب هفت تیمار شامل عدم محلول‌پاشی (شاهد)، محلول‌پاشی با روی معمولی، محلول‌پاشی با روی نانو، محلول‌پاشی با آهن معمولی، محلول‌پاشی با آهن نانو محلول‌پاشی با منگنز معمولی و محلول‌پاشی با منگزنانو و پرایمینگ بذر در سه سطح عدم پرایمینگ (شاهد)، اسمو پرایمینگ و هیدروپرایمینگ جهت بررسی عملکرد کمی و کیفی و گلرنگ رقم گلدشت موردبررسی قرار گرفت.
یافته ­ها: نتایج پژوهش نشان داد که اسموپرایمینگ به‌همراه محلول‌پاشی نانو روی و پس از آن به‌همراه محلول‌پاشی با نانوآهن بیش‌ترین تأثیر را بر افزایش معنی‌دار تمام صفات موردبررسی شامل اجزای عملکرد، عملکرد دانه، درصد و عملکرد روغن در گلرنگ داشت. همچنین تیمار هیدروپرایمینگ به‌همراه محلول‌پاشی نانو روی توانست وزن هزاردانه را تا بالاترین سطح آماری افزایش دهد.
نتیجه ­گیری: نتایج در مجموع نشان داد که اعمال پرایمینگ بذور گلرنگ به‌همراه محلول‌پاشی عناصر ریزمغذی به‌ویژه روی و آهن به‌صورت نانو، به‌عنوان روشی امیدبخش جهت افزایش عملکرد کمی و کیفی دانه و روغن گیاه گلرنگ در شرایط آب‌وهوایی مشابه (نیمه‌خشک) قابل توصیه است.

تأثیر محلول‌پاشی برگی سیلیکون بر برخی صفات زراعی گیاه کاملینا در شرایط تنش خشکی

صفحه 125-144

https://doi.org/10.22059/jci.2023.359066.2811

نسرین تیموری، مختار قبادی، دانیال کهریزی

چکیده هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر محلول‌پاشی سیلیکون در افزایش تحمل به خشکی در گیاه کاملینا اجرا شد.
روش پژوهش: آزمایش به‌صورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار در شرایط گلدانی اجرا گردید. تیمارهای آزمایش دو ژنوتیپ کاملینا (رقم سهیل و لاین-84)، تیمار خشکی (دو سطح تنش خشکی و بدون تنش خشکی) و محلول‌پاشی برگی سیلیکات‌سدیم (پنج سطح صفر، 2، 4، 6 و 8 میلی‌مولار) بودند.
یافته­ ها: نتایج نشان داد که خشکی باعث کاهش صفات عملکرد دانه، اجزای آن و صفات مورفولوژیک هر دو ژنوتیپ کاملینا شد. تنش خشکی وزن دانه در بوته در رقم سهیل و لاین-84 را به‌ترتیب 27 و 39 درصد کاهش داد. محلول‌پاشی برگی سیلیکون در افزایش عملکرد و اجزای عملکرد مؤثر بود. به‌طور میانگین، محلول‌پاشی سیلیکون در غلظت‏ 6 میلی‌مولار نسبت به تیمار شاهد باعث افزایش در صفات وزن دانه در بوته (04/13 درصد)، شاخص برداشت (1/12 درصد) و تعداد خورجین در بوته (7 درصد) شد. در تجزیه همبستگی مشخص شد که در بین اجزای عملکرد دانه، بالاترین ضریب همبستگی مثبت با وزن دانه در بوته به صفت تعداد خورجین در بوته (941/0) تعلق داشت.
نتیجه ­گیری: به‌طور کلی، به‌نظر می‏رسد که در گیاه کاملینا محلول‌پاشی سیلیکون با غلظت 6 میلی‏مولار می­تواند در افزایش تحمل به خشکی مؤثر باشد.

ارزیابی خصوصیات مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی زیره‌سبز با استفاده از آب مغناطیسی و سوپرجاذب تحت رژیم کم‌آبیاری

صفحه 145-159

https://doi.org/10.22059/jci.2022.342656.2704

علی آشوری، منوچهر قلی پور، احمد غلامی، حمید عباس دخت

چکیده هدف: به‌منظور بررسی آب مغناطیسی و سوپرجاذب بر برخی صفات مورفوفیزیولوژی و عملکرد زیره سبز تحت رژیم کم‌آبیاری انجام شد.
روش پژوهش: آزمایشی در سال زراعی 1400-1399 در مزارع پژوهشی دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی شاهرود در دو منطقه راهنجان و گرمن از توابع شهرستان شاهرود به‌‌‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. تیمار نوع آب آبیاری در دو سطح (معمولی و مغناطیسی) و­ مکان (راهنجان، گرمن) با شرایط اقلیمی و ارتفاع از سطح دریای متفاوت به‌عنوان فاکتور اصلی و تیمار سوپرجاذب در سه سطح (صفر، 100 و 200 کیلوگرم در هکتار) به‌عنوان فاکتور فرعی در نظر گرفته شد. در تمام تیمارها، آبیاری براساس 100 درصد نیاز آبی گیاه اعمال شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد مکان، نوع آبیاری و غلظت­های مختلف سوپر‌جاذب تأثیر مثبت و معنی­­داری روی خصوصیات رشدی زیره سبز داشتند. در منطقه راهنجان به­دلیل شرایط اقلیمی و میانگین دمای سالانه بالاتر و تیمار 100 و 200 کیلوگرم در هکتار سوپر‌جاذب و کاربرد آب مغناطیسی، بیش‌ترین مقدار ارتفاع بوته، درصد و عملکرد اسانس و پروتئین، کربوهیدرات­های محلول مشاهده گردید.
نتیجه‌گیری: باتوجه به نتایج، اغلب صفات در منطقه راهنجان دارای مقادیر بیش‌تری نسبت به منطقه گرمن بود و کشت گیاه در منطقه راهنجان اقتصادی می‌باشد.

بررسی تأثیر تاریخ کاشت، آبیاری و تغذیه بر عملکرد دانه و روغن گیاه دان‌سیاه (Guizotia abyssinica (L.F.) Cass) در منطقه پاکدشت

صفحه 161-177

https://doi.org/10.22059/jci.2023.352989.2778

مریم منصوری، غلام عباس اکبری، الیاس سلطانی، فاطمه بناءکاشانی

چکیده هدف: بررسی گیاه امیدبخش گیاه دان سیاه با هدف تأمین روغن در شهرستان پاکدشت.
روش پژوهش: این پژوهش به‌صورت کرت‌های دوبار خردشده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی درسه تکرار در سال 1400 در مزرعه پژوهشی پردیس ابوریحان در پاکدشت اجرا شد. در این مطالعه دور آبیاری در سه سطح (هفت روز یک‌بار، 10 روز یک‌بار و 13 روز یک‌بار) به‌عنوان عامل اصلی و عامل فرعی تاریخ کاشت در دو سطح (15 خردادماه و یکم تیرماه) و عامل فرعی- فرعی کوددهی با کودهای زیستی در چهار سطح شاهد (بدون کود زیستی)، کود زیستی شیفت، کود زیستی کریس و تلفیق کودهای زیستی شیفت و کریس منظور شد.
یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد که گیاهان کشت‌شده در تاریخ یکم تیرماه در تمامی صفات موردبررسی (شامل اجزای عملکرد، عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک) و در هر سه سطح آبیاری آزمایش‌شده، نسبت به گیاهان کشت‌شده در تاریخ 15 خردادماه برتر بودند. عملکرد دانه نیز رفتاری همراستا با تعداد و وزن دانه از خود نشان داده است، یعنی با افزایش سطوح تنش خشکی، عملکرد دانه به‌طور معنی‌داری در هر دو تاریخ کاشت موردبررسی کاهش یافته است. با این وجود، نسبت کاهش عملکرد دانه تحت تأثیر تنش خشکی، در گیاهان کشت‌شده در تاریخ یکم تیرماه به‌طور معنی‌داری کم‌تر از گیاهان کشت‌شده در تاریخ 15 خردادماه بود.
نتیجه‌گیری: در مجموع کشت گیاه دان‌سیاه در تاریخ یکم تیرماه به‌عنوان گیاهی امیدبخش که هم از نظر زراعی عملکرد قابل‌قبولی داشته و هم محصول تولیدی از روغن بالایی برخوردار است، به‌همراه کاربرد کود زیستی کریس در شرایط آب‌وهوایی مشابه قابل‌توصیه است.

تأثیر ملاتونین بر پارامترهای بیوشیمیایی و سیستم دفاعی آنتی‏ اکسیدانی ریحان (Ocimum basilicum L.) تحت سمیت مس و روی

صفحه 179-196

https://doi.org/10.22059/jci.2023.351060.2761

حکیمه علومی، علی زمانی، حسین مظفری، سودابه نورزاد

چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اثر تیمار ملاتونین در تحمل گیاه ریحان نسبت به بیش‏بود عناصر معدنی مس و روی انجام شد.
روش پژوهش: اثر تیمار ملاتونین (در دو سطح صفر و 100 میکرومولار) در تحمل گیاه ریحان نسبت به بیش‏بود عناصر معدنی مس (50 و 150 میکرومولار) و روی (50 و 100 میکرومولار) به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در گلخانه‏ دانشگاه تحصیلات تکمیلی صنعتی و فناوری پیشرفته کرمان در سال 1396 بررسی شد.
یافته­ ها: اثر سه‏گانه ملاتونین، روی، مس و اثر دوگانه ملاتونین و روی بر محتوای آب نسبی برگ، کلروفیل کل، کاروتنوئید، پروتئین، قند محلول و احیاشده، آنتوسیانین و فلاونوئید در سطح احتمال یک درصد معنی‏دار شد. شاخص‌های پایداری غشا و محتوای نسبی آب برگ در گیاه ریحان با کاربرد ملاتونین به‌صورت جداگانه و توام با فلزات مس و روی بهبود یافت و میزان قندهای احیا، کلروفیل و کاروتنوئید تحت تأثیر سمیت روی و مس کاهش یافتند.
نتیجه ­گیری: ملاتونین با بهبود ویژگی‌های فیزیولوژیکی به‌ویژه پایداری غشا و هم‌چنین ترکیبات فلاونوئیدی، آنتوسیانین و گلوتاتیون منجر به کاهش اثرات منفی ناشی از بیش‏بود مقادیر مس و روی به‌ویژه در غلظت 50 میکرومولار این دو فلز بر پارامترهای رشدی شد.

تأثیر باکتری‌های محرک رشد گیاهی، فیلترکیک و علف‌کش بر رنگیزه‌های فتوسنتزی و مؤلفه‌های رشدی گیاه اسفناج

صفحه 197-212

https://doi.org/10.22059/jci.2023.352431.2772

کوثر اسدزاده، حبیب اله نادیان قمشه، وحید کشاورز توحید، عبدالرضا سیاهپوش

چکیده هدف: به‌منظور بررسی تأثیر جدایه‌های باکتری‌ سودوموناس محرک رشد گیاهی و فیلترکیک بر تغییرات رنگیزه‌های کلروفیلی و مؤلفه‌های رشدی در گیاه اسفناج تحت تنش علف‌کش متری‌بیوزین آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب بلوک‌های کامل تصادفی در گلخانه گروه خاک‌شناسی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان در سال 97-1396 اجرا گردید. روش پژوهش: در این پژوهش از جدایه­های Pseudomonas alloputida RUM14 و P. protegens CHA0 به‌عنوان باکتری­های محرک رشد گیاهی و از فیلتر کیک به‌عنوان کود آلی استفاده شد. یافته ­ها: بررسی آماری نتایج این پژوهش نشان داد که تیمار گیاه اسفناج با جدایه‌های Pseudomonas alloputida RUM14 و P. protegens CHA0 و فیلترکیک به‌طور معنی‌داری باعث افزایش رنگدانه‌های کلروفیلی a (به‌ترتیب 47، 21، 29 درصد) و b (42، 20 و 18 درصد) و کاروتنوئید (96، 33 و 84 درصد) و هم‌چنین باعث افزایش وزن خشک ریشه (به‌ترتیب 59، 30 و 45 درصد)، طول ریشه (108، 51، 53 درصد)، وزن خشک ساقه (56، 49 و 12 درصد) و طول ساقه (31، 19 و 14 درصد) ‌می‌گردد. بررسی‌های آماری نشان داد که استفاده از علف‌کش متری‌بیوزین به میزان 100 گرم در هکتار به‌طور معنی‌داری میزان رنگیزه‌های فتوسنتزی و مؤلفه‌های رشدی را کاهش می‌دهد. اما استفاده از باکتری‌های محرک رشد و/یا فیلترکیک به‌صورت معنی‌داری باعث کاهش این خسارت می‌گردد. نتیجه ­گیری: نتایج این پژوهش برای اولین بیان نمود که استفاده از باکتری‌های محرک رشد گیاهی سودوموناس و/یا فیلترکیک به‌طور معنی‌داری در افزایش رنگیزه‌های فتوسنتزی و مؤلفه‌های رشدی گیاه اسفناج مؤثر می‌باشد. هم‌چنین تیمارهای ذکرشده خسارت ناشی از استفاده علف‌کش متری‌بیوزین را در گیاه اسفناج کاهش می‌دهد.