بابک عندلیبی؛ منصور فرجی؛ محسن سیلسپور؛ سجاد نصیری
چکیده
هدف: تنش خشکی یکی از مهمترین عوامل محدودکننده رشد و عملکرد لوبیا چیتی است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر پرایمینگ بذر و محلولپاشی الاژیکاسید بر عملکرد و ویژگیهای بیوشیمیایی لوبیا چیتی تحت شرایط تنش خشکی صورت گرفتروش پژوهش: این آزمایش در اردیبهشتماه 1403 بهصورت کرتهای خردشده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در ...
بیشتر
هدف: تنش خشکی یکی از مهمترین عوامل محدودکننده رشد و عملکرد لوبیا چیتی است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر پرایمینگ بذر و محلولپاشی الاژیکاسید بر عملکرد و ویژگیهای بیوشیمیایی لوبیا چیتی تحت شرایط تنش خشکی صورت گرفتروش پژوهش: این آزمایش در اردیبهشتماه 1403 بهصورت کرتهای خردشده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقات مرکزی وابسته به مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان تهران واقع در شهرستان ورامین انجام شد. تیمارهای اصلی شامل سه سطح آبیاری (آبیاری کامل معادل 100 درصد نیاز آبی، تنش ملایم با 75 درصد نیاز آبی و تنش شدید با 50 درصد نیاز آبی) و تیمارهای فرعی شامل چهار سطح (شاهد بدون پرایمینگ و محلولپاشی، پرایمینگ بذر با 50 میلیگرم در لیتر الاژیکاسید، محلولپاشی برگ با 50 میلیگرم در لیتر الاژیکاسید و ترکیب پرایمینگ و محلولپاشی) بودند. یافتهها: نتایج نشان داد تنش خشکی بهطور معنیداری سبب کاهش عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک لوبیا چیتی شد، اما کاربرد الاژیکاسید، بهویژه در تیمار ترکیبی پرایمینگ و محلولپاشی، موجب بهبود این صفات گردید. بیشترین عملکرد دانه (4198 کیلوگرم در هکتار) در شرایط آبیاری کامل و تیمار ترکیبی و کمترین آن (2220 کیلوگرم) در تیمار تنش شدید بدون استفاده از الاژیکاسید ثبت شد که معادل 1/47 درصد کاهش بود. در شرایط تنش ملایم، محلولپاشی بهتنهایی عملکرد دانه را 5/12 درصد افزایش داد و در تنش شدید، تیمار ترکیبی موجب بهبود 22 درصدی شد. عملکرد بیولوژیک نیز در پاسخ به تیمارها افزایش یافت و تیمار ترکیبی در شرایط آبیاری کامل، تنش ملایم و تنش شدید بهترتیب عملکرد را 5/10، 5/9 و 6/19 درصد نسبت به شاهد افزایش داد. فعالیت آنزیم کاتالاز و میزان مالوندیآلدهید با تنش افزایش یافتند، اما کاربرد الاژیکاسید، بهویژه در تیمار ترکیبی، این شاخصها را بهترتیب تا 1/26 درصد و 9/20 درصد کاهش داد.نتیجهگیری: بهطور کلی، نتایج این پژوهش نشان داد که تنش خشکی تأثیر منفی قابلتوجهی بر عملکرد و فیزیولوژی لوبیا چیتی دارد، اما کاربرد الاژیکاسید، بهویژه در ترکیب پرایمینگ و محلولپاشی، توانست با کاهش اثرات استرس اکسیداتیو و حفظ تعادل آبی، موجب بهبود رشد و عملکرد گیاه در شرایط کمبود آب شود. براساس این یافتهها، استفاده از الاژیکاسید بهعنوان یک راهکار مدیریتی مؤثر برای افزایش تحمل گیاه به خشکی و حفظ عملکرد در مناطق خشک و نیمهخشک پیشنهاد میشود.
مهدی وطن دوست؛ مهدی مدن دوست؛ مجید رجایی؛ محمود دژم
چکیده
هدف: منابع اصلاحکننده با بهبود جذب عنصر غذایی و ایجاد تعادل در صفات فیزیولوژیکی نقش مهمی در رشد گیاهان در شرایط تنشهای محیطی دارند. هدف این پژوهش بررسی جذب عناصر غذایی، صفات فیزیولوژیک و رشد سرخارگل با قارچ مایکوریزا، باکتری سودوموناس و محلولپاشی سالیسیلیکاسید در خاک شور تحت تنش خشکی میباشد.روش پژوهش: این پژوهش بهصورت ...
بیشتر
هدف: منابع اصلاحکننده با بهبود جذب عنصر غذایی و ایجاد تعادل در صفات فیزیولوژیکی نقش مهمی در رشد گیاهان در شرایط تنشهای محیطی دارند. هدف این پژوهش بررسی جذب عناصر غذایی، صفات فیزیولوژیک و رشد سرخارگل با قارچ مایکوریزا، باکتری سودوموناس و محلولپاشی سالیسیلیکاسید در خاک شور تحت تنش خشکی میباشد.روش پژوهش: این پژوهش بهصورت اسپلیتپلات، در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی، در سالهای زراعی 1401 و 1402 و با دو برداشت طی دو سال در گیاه سرخارگل در نهالستان پژوهشی اداره منابع طبیعی شهرستان فسا، واقع در جنوبشرق استان فارس انجام شد. عامل اصلی در سه سطح شامل آبیاری پس از 25، 50 و 75 درصد تخلیه رطوبتی از حد ظرفیت زراعی و عامل فرعی شامل منابع اصلاحکننده در هشت سطح شامل شاهد (بدون استفاده از منابع اصلاحکننده)، قارچ مایکوریزا آربوسکولار (AMF)، باکتری سودوموناس فلورسنس (PFB)، سالیسیلیکاسید (SA)، AMF + PFB، AMF + SA، PFB + SA، AMF + PFB + SA بود. آبیاری اول تا سوم برای استقرار مناسب نشاها، براساس تیمار آبیاری شاهد بهصورت 25 درصد تخلیه رطوبتی انجام شد. پس از آبیاری سوم، سایر تیمارهای آبیاری اعمال شد. اندازهگیری صفات گیاهی شامل جذب عناصر غذایی، صفات فیزیولوژیکی، ارتفاع بوته و عملکرد بیوماس اندام هوایی بود.یافتهها: نتایج نشان داد، که در آبیاری 25 و 50 درصد تخلیه رطوبتی، بیشترین نیتروژن و فسفر برگ در تلفیق AMF + PFB + SA مشاهده شد. همچنین تلفیق AMF + PFB + SA، بهترتیب سبب افزایش 16 و 30 درصدی پتاسیم برگ در آبیاری 50 و 75 درصد تخلیه رطوبتی شد. شاخص سبزینگی در رژیمهای آبیاری 75 درصد تخلیه رطوبتی در مقایسه با 25 درصد تخلیه رطوبتی 81/12 کاهش نشان داد. بیشترین مقدار شاخص سبزینگی در تلفیق AMF + PFB + SA مشاهده شد. همچنین تلفیق دوگانه منابع اصلاحکننده سبب افزایش محتوای نسبی آب برگ و نرخ فتوسنتز در مقایسه با شاهد شد. در چین اول و دوم محتوای کلروفیل b در رژیمهای آبیاری 75 درصد تخلیه رطوبتی نسبت به 25 تخلیه رطوبتی بهترتیب کاهش 15 و 17 درصدی نشان دادند. در چین اول و دوم عملکرد بیولوژیک در تلفیق AMF + PFB + SA در مقایسه با شاهد بهترتیب افزایش 15 و 13 درصدی نشان داد.نتیجهگیری: بهطور کلی بهدلیل اثرات مثبت تلفیق AMF + PFB + SA بر شاخصهای فتوسنتزی و عملکردی سرخارگل میتوان این تیمار را در شرایط تنشهای خشکی توصیه کرد.
سجاد بیات؛ عزت اله اسفندیاری؛ علی اکبر اسدی؛ اسماعیل کریمی
چکیده
هدف: روی عنصری کممصرف و ضروری برای گیاه بوده و نقش ساختاری و کوفاکتوری در آنزیمهای متعدد ایفا میکند. در خاکهای آهکی، جذب روی کاهش مییابد که برآیند آن تقلیل عملکرد است. لذا، شناسایی ژنوتیپهای متحمل به کمبود روی با رتبهبندی از طریق شاخصهای ارزیابی در شرایط تنش از روشهای رفع این چالش است.روش پژوهش: در این بررسی، از شاخصهای ...
بیشتر
هدف: روی عنصری کممصرف و ضروری برای گیاه بوده و نقش ساختاری و کوفاکتوری در آنزیمهای متعدد ایفا میکند. در خاکهای آهکی، جذب روی کاهش مییابد که برآیند آن تقلیل عملکرد است. لذا، شناسایی ژنوتیپهای متحمل به کمبود روی با رتبهبندی از طریق شاخصهای ارزیابی در شرایط تنش از روشهای رفع این چالش است.روش پژوهش: در این بررسی، از شاخصهای مختلف تحمل به تنش مانند روی کارایی، حساسیت به تنش، تحمل، تحمل به تنش، میانگین هندسی تولید و بهویژه میانگین بهرهوری یا متوسط تولید (MP) و مقدار تابع عضویت (MFV) در راستای گزینش ژنوتیپهای لوبیا چیتی و ارزیابی تحمل به کمبود روی استفاده شد. بدین منظور آزمایشی در مزرعه پژوهشی دانشکده کشاورزی دانشگاه زنجان در سال زراعی 1397-1398 بهصورت آگمنت با 10 بلوک اجرا گردید. برای ایجاد تمایز بین 29 ژنوتیپ یا رقم لوبیا چیتی، دو سطح کود روی (عدم محلولپاشی و محلولپاشی با غلظت یک در هزار) لحاظ شد. برای محاسبه شاخصها بهویژه شاخص MFV، دادههای حاصل از اندازهگیری عملکرد دانه در واکنش به کمبود و محلولپاشی روی بهکار برده شد. یکنواختی زمین آزمایشی با تجزیه واریانس شاهدها بهوسیله طرح کاملاً تصادفی تعیین گردید.یافتهها: در این پژوهش، آزمون T مشخص نمود، کمبود و محلولپاشی روی بر عملکرد دانه تأثیر معنیداری (0001/0<p) داشته و با مصرف روی، عملکرد دانه در همه ژنوتیپها بهطور میانگین 84/29 درصد افزایش یافت. همچنین، براساس معیارهای ارزیابی، ژنوتیپها به پنج گروه، یک ژنوتیپ بسیار رویکارآ (64/99= ZE)، سه ژنوتیپ رویکارآ (38/90≤ZE<64/99)، 20 ژنوتیپ و رقم نسبتاً رویکارآ (08/71≤ZE<38/90)، چهار رقم و ژنوتیپ کم رویکارآ (51/64≤ZE<08/71) و یک ژنوتیپ غیر رویکارآ (59/56=ZE) تفکیک شد. همچنین، با توجه به یکسانبودن مقادیر عددی همبستگی سه شاخص STI، MP و GMP که نزدیک به عدد یک میباشند، نتیجهگیری شد ارزیابی ژنوتیپها براساس هر یک از این شاخصها دارای نتایج یکسان است. بیشترین MP متعلق به ژنوتیپ KS-21567 (19/367 گرم بر مترمربع) بود که ZE آن برابر 59/85 درصد میباشد (نسبتاً رویکارا و نسبتاً متحمل به تنش). کمترین MP به مقدار 81/229 گرم بر مترمربع در ژنوتیپ KBC-22138 با کارایی روی 32/77 درصد، نسبتاً رویکارا و نسبتاً متحمل به تنش بهدست آمد.نتیجهگیری: با شناسایی ژنوتیپهای رویکارا و دارای پتانسیل عملکرد بالا، توسعه ارقام مطلوب در برنامههای بهنژادی، امکانپذیر شده و میتوان گفت دو شاخص MFV و MP بهعنوان شاخصهای مهم و تسهیلکننده در جداسازی و طبقهبندی ژنوتیپها قابل استفاده میباشند که شاخص MFV برای سایر تنشهای غیرزیستی نیز پیشنهاد میگردد.
خشایار ریگی؛ مهدی دهمرده؛ سید محسن موسوی نیک
چکیده
هدف: کشت مخلوط با افزایش تعداد گونه در واحد سطح بهعنوان یک راهحل برای حفظ و افزایش تولید در کشاورزی شناخته میشود، کشت مخلوط روشی برای افزایش تنوع در بومنظامهای زراعی است که باعث افزایش و پایداری عملکرد میشود. اکولوژی آن نیز اثرگذارتر از نظامهای تککشتی است. این مطالعه بهمنظور بررسی تغییرات عملکرد و اجزای عملکرد ...
بیشتر
هدف: کشت مخلوط با افزایش تعداد گونه در واحد سطح بهعنوان یک راهحل برای حفظ و افزایش تولید در کشاورزی شناخته میشود، کشت مخلوط روشی برای افزایش تنوع در بومنظامهای زراعی است که باعث افزایش و پایداری عملکرد میشود. اکولوژی آن نیز اثرگذارتر از نظامهای تککشتی است. این مطالعه بهمنظور بررسی تغییرات عملکرد و اجزای عملکرد آلوئهورا تحت تأثیر کشت مخلوط سهگانه در منطقه سیستان انجام شد.روش پژوهش: این آزمایش در قالب طرح فاکتوریل بر پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. فاکتور اول (محلولپاشی متانول) در سه سطح و فاکتور دوم (کشت مخلوط) در نُه سطح بود. جهت اندازهگیری میزان عناصر منگنز، فسفر و مس از دستگاه جذب اتمی استفاده گردید. برای اندازهگیری میزان ژل، برگهای هر بوته با آب شستوشو و سپس هر برگ از چند قسمت برش و توسط دست، ژل از هر برگ خارج و با ترازوی دیجیتال میزان ژل برای هر بوته توزین و سپس میانگین برای هر کرت محاسبه شد. پس از شمارش تعداد برگ آلوئهورا در هر بوته، وزن برگ توسط ترازوی دیجیتال برای هر بوته توزین و سپس میانگین برای هر کرت محاسبه گردید. جهت اندازهگیری تعداد برگ آلوئهورا سه بوته بهطور تصادفی انتخاب و برگها از محل اتصالشان به بوته قطع و تعداد برگ برای هر بوته شمارش و سپس میانگین تعداد برگ برای هر بوته محاسبه گردید.یافتهها: براساس نتایج بهدستآمده اثر متقابل تیمارهای آزمایشی بر عملکرد و اجزای عملکرد آلوئهورا و همچنین جذب عناصر مس، فسفر و منگنز بسیار معنیدار بود. بیشترین و کمترین عملکرد آلوئهورا و همچنین عناصر جذب شده توسط بادامزمینی بهترتیب از تیمار 30 درصد حجمی متانول+ 100 درصد چای ترش+ 25 درصد بادامزمینی+ 75 درصد آلوئهورا و 10 درصد حجمی متانول+ 100 درصد چای ترش+ 75 درصد بادامزمینی+ 25 درصد آلوئهورا بهدست آمد.نتیجهگیری: با توجه به اینکه کشت مخلوط بهدلیل مزایای زیادی همچون افزایش تنوع، کاهش بیماریها، علفهای هرز و افزایش کارایی استفاده از منابع دارد، لذا در پژوهش حاضر هم نشاندهنده تأثیر مثبت کشت مخلوط چای ترش، آلوئهورا و بادامزمینی نسبت به تککشتی آلوئهورا میباشد. متانول از طریق کاهش تنفس نوری و افزایش مقدار آماس سلولی بافتهای گیاهی بر روی وزن گیاه تأثیر میگذارد و در بین تیمارهای متانول بیشترین و کمترین عملکرد آلوئهورا متعلق به تیمار 30 و 10 درصد حجمی متانول بود.
غلامرضا شهیدی؛ غلام عباس اکبری؛ علی اکبر اسدی؛ غلامعلی اکبری؛ محمد هادی غفاریان مغرب
چکیده
هدف: این پژوهش با هدف ارزیابی اثر رژیمهای تغذیهای ترکیبی شامل کودهای آلی و معدنی همراه با محلولپاشی برگی بر اجزای عملکرد، عملکرد دانه، زیستتوده و شاخص برداشت لوبیا چیتی تحت شرایط تنش کمآبی اجرا شد.روش پژوهش: آزمایش طی دو سال زراعی (۱۴۰۱–۱۴۰۲ و ۱۴۰۲–۱۴۰۳) در ایستگاه تحقیقات کشاورزی خیرآباد زنجان بهصورت کرتهای خردشده ...
بیشتر
هدف: این پژوهش با هدف ارزیابی اثر رژیمهای تغذیهای ترکیبی شامل کودهای آلی و معدنی همراه با محلولپاشی برگی بر اجزای عملکرد، عملکرد دانه، زیستتوده و شاخص برداشت لوبیا چیتی تحت شرایط تنش کمآبی اجرا شد.روش پژوهش: آزمایش طی دو سال زراعی (۱۴۰۱–۱۴۰۲ و ۱۴۰۲–۱۴۰۳) در ایستگاه تحقیقات کشاورزی خیرآباد زنجان بهصورت کرتهای خردشده در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با چهار تکرار انجام گرفت. تیمارها شامل دو سطح تغذیه خاکی (شاهد و مصرف همزمان ۵۰ کیلوگرم سولفاتپتاسیم+ ۲ کیلوگرم هیومیکاسید در هکتار)، چهار سطح محلولپاشی (شاهد یا اسپری آب، نانوکود روی، اسیدآمینه و سیلیکاتپتاسیم) و دو سطح آبیاری (کامل با فواصل پنج روزه و تنشی با فواصل نُه روزه) بودند.یافتهها: نتایج نشان داد که تنش آبی موجب کاهش معنیدار اجزای زایشی و عملکرد شد، بهطوریکه تعداد بوته در مترمربع، غلاف در بوته، دانه در غلاف و وزن صددانه بهترتیب 9/8، 1/9، 5/10 و ۱/۶ درصد کاهش یافتند. بیشترین تعداد دانه در غلاف (92/7 عدد) در آبیاری کامل همراه با سیلیکاتپتاسیم و کمترین مقدار (هفت عدد) در تیمار تنش آبی بدون محلولپاشی ثبت گردید که معادل کاهش 65/11 درصد بود. عملکرد دانه تحت تنش حدود ۲۹ درصد کاهش یافت (از ۳۰۳۸ به ۲۱۵۰ کیلوگرم در هکتار). سیلیکاتپتاسیم با میانگین ۲۷۳۳ کیلوگرم در هکتار بالاترین عملکرد را داشت که حدود ۷ درصد بیشتر از سایر تیمارها بود. در مورد شاخص برداشت، آبیاری کامل میانگین ۵۷ درصد و آبیاری تنشی ۴۸ درصد را نشان داد. بیشترین شاخص برداشت (۵۶ درصد) در نانوکود روی مشاهده شد که بیانگر نقش آن در بازپخش مواد فتوسنتزی به اندامهای زایشی است. بیشترین زیستتوده (32/3165 کیلوگرم در هکتار) در آبیاری کامل و سیلیکاتپتاسیم به دست آمد که نسبت به تیمارهای نانوکود روی و اسیدآمینه بهترتیب 1/6 و 2/8 درصد بیشتر بود. حتی بدون تغذیه پایه، سیلیکاتپتاسیم موفق به حفظ زیستتوده در سطح بالایی (21/2762 کیلوگرم در هکتار) شد.نتیجهگیری: بهطورکلی، محلولپاشی سیلیکاتپتاسیم با بهبود فتوسنتز، افزایش پایداری دیواره سلولی و کاهش پراکسیداسیون لیپیدها توانست اثرات منفی خشکی را تعدیل کرده و موجب ارتقای عملکرد و زیستتوده گردد. همچنین نقش مثبت نانوکود روی در بهبود شاخص برداشت تأیید شد. این نتایج میتواند مبنای توسعه راهبردهای تغذیهای برای افزایش تابآوری لوبیا چیتی در شرایط اقلیمی ناپایدار باشد.
یوسف نصیری
چکیده
هدف: گشنیز (Coriandrum sativum L.) گیاهی یکساله و دارویی از تیره چتریان میباشد. دانه این گیاه حاوی اسانس است و در صنایع آرایشی، بهداشتی، غذایی و دارویی کاربرد دارد. هدف این پژوهش بررسی اثرکنترل علفهای هرز و کشت مخلوط گشنیز با شنبلیله بر عملکرد و تولید اسانس گشنیز بود.روش پژوهش: این آزمایش بهصورت کرتهای خردشده در قالب طرح بلوکهای کامل ...
بیشتر
هدف: گشنیز (Coriandrum sativum L.) گیاهی یکساله و دارویی از تیره چتریان میباشد. دانه این گیاه حاوی اسانس است و در صنایع آرایشی، بهداشتی، غذایی و دارویی کاربرد دارد. هدف این پژوهش بررسی اثرکنترل علفهای هرز و کشت مخلوط گشنیز با شنبلیله بر عملکرد و تولید اسانس گشنیز بود.روش پژوهش: این آزمایش بهصورت کرتهای خردشده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در ایستگاه تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی مشگین شهر در سال 1397 انجام شد. کرتهای اصلی شامل کنترل علفهای هرز (وجین و عدم وجین) و کرتهای فرعی سیستم کشت شامل کشت خالص گشنیز و شنبلیله و پنج تیمار کشت مخلوط با فواصل مختلف بذر شنبلیله (5/7، 10، 5/12، 15 و 5/17 سانتیمتر) بودند.یافتهها: کنترل علفهای هرز بهطور معنیداری اکثر ویژگیهای گشنیز را بهبود بخشید. سامانه کشت بهطور معنیداری بر تمام ویژگیها بهجز ارتفاع بوته، تعداد ساقههای فرعی و عملکرد اسانس تأثیر گذاشت. برهمکنش کنترل علفهای هرز و کشت مخلوط برای ارتفاع بوته، تعداد چتر در بوته و عملکرد دانه معنیدار بود. بیشترین درصد اسانس در تیمارهای کشت مخلوط 5/17 و ۱۵ سانتیمتر مشاهده شد. تعداد دانه در هر چتر در تمام سیستمهای کشت مخلوط افزایش یافت و بیشترین عملکرد بیولوژیک به کشت خالص گشنیز تعلق داشت. بیشترین وزن هزاردانه در تیمار کشت مخلوط 5/7 سانتیمتر و بالاترین شاخص برداشت دانه در تیمارهای کشت مخلوط 5/17، 15 و 5/12 سانتیمتر مشاهده شد. بیشترین تعداد چتر (1/11 چتر دربوته) در مخلوط ۱۰ سانتیمتر در شرایط کنترل علفهای هرز بهدست آمد. بالاترین عملکرد دانه (7/660 کیلوگرم در هکتار) از کشت خالص گشنیز وجین شده بهدست آمد. نسبت برابری زمین (LER) برای همه تیمارهای کشت مخلوط بیشتر از یک بود که برتری کشت مخلوط نسبت به کشت خالص را تأیید میکند. بالاترین مقادیر LER در تیمارهای کشت مخلوط 5/7 سانتیمتر و 10 سانتیمتر در هردو شرایط وجین و بدون وجین مشاهده شد.نتیجهگیری: کشت مخلوط گشنیز با شنبلیله، بهویژه در فواصل متراکمتر شنبلیله، در مقایسه با کشت خالص آن یک استراتژی مؤثر است. این سیستم از طریق سرکوب مؤثر علفهای هرز و استفاده کارآمدتر از منابع منجر به بهبود عملکرد کیفی گشنیز در برخی از تیمارهای کشت مخلوط و بهبود اجزای عملکرد شد. بهطورکلی، ترکیب کشت مخلوط با کنترل علفهای هرز یک روش پایدار برای کاهش خسارت علفهای هرز و افزایش بهرهوری و کیفیت در کشت گشنیز است.
میثم اشتری؛ محمد علی عسکری سرچشمه؛ مصباح بابالار؛ اورنگ خادمی
چکیده
هدف: این مطالعه اثر محلولپاشی سلنیوم در چهار غلظت (صفر، 2، 4 و 6 میلیگرم در لیتر سلنیوم) بر بهبود کیفیت میوه انار ملس ساوه را بررسی کرد. سلنیوم یک ریزمغذی مفید است که به رشد گیاه، مقاومت در برابر تنشهای محیطی و افزایش کیفیت میوه کمک میکند. این پژوهش بهدنبال تعیین غلظت بهینه سلنیوم برای بهبود کیفیت و خواص آنتیاکسیدانی میوه و بررسی ...
بیشتر
هدف: این مطالعه اثر محلولپاشی سلنیوم در چهار غلظت (صفر، 2، 4 و 6 میلیگرم در لیتر سلنیوم) بر بهبود کیفیت میوه انار ملس ساوه را بررسی کرد. سلنیوم یک ریزمغذی مفید است که به رشد گیاه، مقاومت در برابر تنشهای محیطی و افزایش کیفیت میوه کمک میکند. این پژوهش بهدنبال تعیین غلظت بهینه سلنیوم برای بهبود کیفیت و خواص آنتیاکسیدانی میوه و بررسی نقش آن در افزایش مقاومت میوه در برابر عوامل تنش زا بود.روش پژوهش: آزمایش در باغی تجاری در استان مرکزی، ۲۵ کیلومتری جنوبغربی ساوه، روی درختان ۱۲ ساله انار رقم ملس ساوه انجام شد. درختان با فاصله ۳×۴ متر کاشته شده بودند. محلولپاشی در سه نوبت صورت گرفت؛ نخست در ۱۵ خردادماه پس از گلدهی کامل (تشکیل میوههای گلهای ثمری مرحله اول)، دوم یک ماه بعد و سوم یک ماه پس از مرحله دوم. در زمان رسیدگی تجاری، نمونهبرداری از میوه و برگ در تیمارها و شاهد انجام شد. صفات ارزیابیشده شامل ابعاد و وزن میوه، وزن ۱۰۰ آریل، تعداد میوه، درصد آفتابسوختگی و ترکخوردگی، بازارپسندی، عناصر معدنی، مقدار سلنیوم در برگ و میوه، مواد جامد محلول، اسید قابل تیتراسیون، ویتامین C، فنل کل، آنتوسیانین و ظرفیت آنتیاکسیدانی بود.یافتهها: محلولپاشی سلنیوم بهویژه در غلظت ۶ میلیگرم در لیتر موجب افزایش طول، قطر، حجم، وزن میوه و وزن ۱۰۰ آریل گردید. تعداد میوهها نسبت به شاهد افزایش یافت. شاخصهای کیفی شامل مواد جامد محلول، اسید قابل تیتراسیون، ویتامین C، فنل کل و ظرفیت آنتیاکسیدانی در تیمارهای ۴ و ۶ میلیگرم در لیتر بهبود معنیدار نشان دادند. بیشترین وزن میوه در تیمار ۶ میلیگرم در لیتر حاصل شد. همچنین درصد آفتابسوختگی، ترکخوردگی و جمعیت کرم گلوگاه کاهش یافت، اگرچه اثر معنیداری بر شکل میوه مشاهده نشد. از نظر تغذیهای، افزایش سلنیوم در برگ و میوه همراه با بالارفتن نیتروژن، فسفر و پتاسیم بود. بیشترین مقدار آهن و روی در تیمار ۶ میلیگرم در لیتر بهدست آمد، اما بین سلنیوم و منگنز رابطه آنتاگونیستی دیده شد.نتیجهگیری: بهطور کلی، محلولپاشی پیشبرداشت سلنیوم، بهویژه در غلظت ۶ میلیگرم در لیتر، موجب بهبود معنیدار ویژگیهای کمّی و کیفی انار شد. این تیمار علاوه بر بهبود ترکیب معدنی و افزایش ویتامینC و ترکیبات فنلی، اختلالات فیزیولوژیک را کاهش داده و بازارپسندی میوه را ارتقا داد. بنابراین، استفاده از غلظت ۶ میلیگرم در لیتر سلنیوم بهعنوان روشی مؤثر برای افزایش عملکرد، بهبود کیفیت و کاهش ضایعات پس از برداشت انار توصیه میشود.
راضیه پوربیرک؛ فرهاد مهاجری؛ مهدی مدن دوست؛ ابوالفتح مرادی
چکیده
هدف: این پژوهش با هدف ارزیابی نقش مدیریت تغذیه زیستی- معدنی در بهبود تحمل به کمآبی، حفظ عملکرد دانه و پایداری شاخصهای فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی گیاه کینوا تحت سطوح مختلف آبیاری انجام شد.روش پژوهش: آزمایش طی دو سال زراعی متوالی (1401-1400و 1402-1401) بهصورت اسپلیتپلات فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار اجرا گردید. ...
بیشتر
هدف: این پژوهش با هدف ارزیابی نقش مدیریت تغذیه زیستی- معدنی در بهبود تحمل به کمآبی، حفظ عملکرد دانه و پایداری شاخصهای فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی گیاه کینوا تحت سطوح مختلف آبیاری انجام شد.روش پژوهش: آزمایش طی دو سال زراعی متوالی (1401-1400و 1402-1401) بهصورت اسپلیتپلات فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار اجرا گردید. سطوح آبیاری (۱۰۰، ۷۵ و ۵۰ درصد ظرفیت زراعی) بهعنوان عامل اصلی و ترکیب فاکتوریلی کودهای زیستی در سه سطح (عدم تلقیح، نیتروکسین و بیوفسفر) و محلولپاشی ریزمغذیها در سه سطح (شاهد، آهن و روی) بهعنوان عوامل فرعی در نظر گرفته شدند. ویژگیهای عملکرد دانه، شاخص برداشت، میزان پرولین، کربوهیدرات کل، پروتئین محلول و فعالیت آنزیم کاتالاز اندازهگیری شدند.یافتهها: نتایج نشان داد کاهش آبیاری موجب افت معنیدار عملکرد دانه گردید؛ بهگونهای که در تیمار آبیاری معادل ۷۵ درصد ظرفیت زراعی، عملکرد دانه ۲۵ درصد و در تیمار آبیاری معادل ۵۰ درصد ظرفیت زراعی ۴۴ درصد نسبت به آبیاری کامل کاهش یافت. تلفیق نیتروکسین با آهن در هر دو سال بالاترین عملکرد را نشان داد، بهطوریکه در سال دوم تحت شرایط آبیاری متداول عملکرد را تا ۲۸۵۹ کیلوگرم در هکتار (افزایش ۲۲ درصد نسبت به شاهد) و در شرایط کمآبی شدید تا ۱۵۸۳ کیلوگرم در هکتار (افزایش ۳۰ درصد نسبت به شاهد) ارتقا داد. شاخص برداشت نیز با محدودیت آب کاهش یافت، اما تیمار بیوفسفر+ آهن بیشترین پایداری را نشان داد و در شرایط آبیاری پس از 50 درصد ظرفیت زراعی مقدار ۱۳/۳۵ درصد را حفظ کرد (در مقابل ۱۸/۲۷ درصد در شاهد). تجمع پرولین در شرایط کمآبی افزایش یافت، اما کاربرد نیتروکسین+ آهن موجب کاهش آن تا ۴۱ درصد نسبت به شاهد شد. همچنین، کاربرد بیوفسفر موجب افزایش ۳۷ درصد در کربوهیدرات کل و نیتروکسین سبب افزایش ۴۱ درصد در پروتئین محلول برگ در شرایط کمآبی شدید گردید. فعالیت آنزیم کاتالاز در اثر کاهش رطوبت افزایش یافت، اما تلقیح زیستی بهویژه با نیتروکسین، این افزایش را تا حدود ۳۹ درصد تعدیل کرد.نتیجهگیری: بهطورکلی، نتایج بیانگر آن است که مدیریت تلفیقی تغذیه زیستی- معدنی، بهویژه تلفیق نیتروکسین با آهن، با بهبود وضعیت تغذیهای و فیزیولوژیکی گیاه، کاهش اثرات اکسیداتیو و حفظ ترکیبات سازگار با کمآبی، موجب افزایش معنیدار عملکرد و پایداری کینوا در شرایط محدودیت آبی میشود. این راهبرد میتواند بهعنوان گزینهای پایدار و زیستسازگار برای بهبود کارایی مصرف آب و حفظ عملکرد کینوا در مناطق خشک و نیمهخشک کشور مناسب خواهد بود.