تأثیر منابع زیستی و شیمیایی نیتروژن بر رشد، عملکرد و پروتئین دانه ارقام مختلف عدس در شرایط دیم
دوره 28، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 241-264
https://doi.org/10.22059/jci.2026.408357.2970
عباس سلیمانی فرد، محمد حقانی نیا
چکیده هدف: با توجه به اهمیت کاهش مصرف کودهای شیمیایی نیتروژن، این پژوهش به بررسی تأثیر منابع مختلف نیتروژن شامل اثر باکتریهای آزسپیریلیوم، ازتوباکتر و کود شیمیایی نیتروژن بر صفات زراعی، فیزیولوژیک و عملکرد ارقام عدس پاییزه تحت شرایط دیم پرداخته است.
روش پژوهش: آزمایش بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار، طی سال زراعی 1400-1399 در ایستگاه تحقیقاتی چرداول اجرا شد. فاکتورهای موردبررسی شامل چهار رقم عدس (کیمیا، گچساران، بیلهسوار و توده محلی) و پنج سطح تغذیهای شامل شاهد، تلقیح با آزوسپیریلیوم، ازتوباکتر، ترکیب هردو باکتری و مصرف کود شیمیایی نیتروژن بود. صفات موردمطالعه در این آزمایش شامل حجم ریشه، وزن خشک ریشه، ارتفاع بوته، تعداد شاخه اولیه، کلروفیل a و b، محتوای نسبی آب برگ، اجزای عملکرد، عملکرد دانه، عملکرد زیستی، شاخص برداشت و پروتئین دانه بود.
یافتهها: نتایج نشان داد که بیشترین غلظت کلروفیل کلروفیل a و b، محتوای نسبی آب برگ، رشد ریشه، ارتفاع بوته، شاخهدهی، تعداد دانه، عملکرد دانه، زیستتوده، شاخص برداشت و درصد پروتئین دانه در تیمار کود شیمیایی نیتروژن و در رقم کیمیا مشاهده شد. با اینحال، در بسیاری از این صفات، تلقیح با باکتری آزوسپیریلیوم نتایج بسیار نزدیک یا برابری با کود شیمیایی داشت. از سوی دیگر، تلقیح با باکتری آزوسپیریلیوم در رقم کیمیا در صفاتی مانند ارتفاع بوته، تعداد غلاف در بوته، وزن صددانه و عملکرد زیستی تفاوت معنیداری از نظر آماری با تیمار کود شیمیایی نیتروژن نداشت.
نتیجهگیری: این پژوهش نشان میدهد، اگرچه کود شیمیایی نیتروژن در افزایش صفات مورفولوژیک و عملکردی نسبت به سایر منابع مؤثرتر بود، اما بر اثربخشی آزوسپیریلوم، بهعنوان جایگزینی پایدار برای کود شیمیایی نیتروژن در تولید عدس دیم نیز تأکید میکند. تلفیق رقم کیمیا با تلقیح آزوسپیریلوم بهعنوان امیدوارکنندهترین ترکیب برای بهبود صفات اجزای عملکرد، به حداکثررساندن عملکرد دانه و افزایش محتوای پروتئین در دانهها شناخته شد. اتخاذ چنین استراتژیهای کوددهی زیستی میتواند نقش مهمی در تولید پایدار عدس، بهویژه در مناطق دیم که با محدودیتهای آب و کود مواجه هستند، ایفا کند.
تأثیر نانوذرات (روی و سیلیکون) و پوترسین بر عملکرد و اجزای پرشدن دانه گندم تحت تنش شوری
دوره 26، شماره 2، بهار 1403، صفحه 253-274
https://doi.org/10.22059/jci.2024.354129.2789
حامد نریمانی، رئوف سید شریفی، فاطمه آقائی
چکیده هدف: آزمایش بهمنظور بررسی تأثیر نانوذرات (روی و سیلیکون) و پوترسین بر اجزای پرشدن دانه گندم تحت تنش شوری اجرا شد. روش پژوهش: آزمایش بهصورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی و در سه تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه محقق اردبیلی در سال 1401-1400 اجرا شد. فاکتورهای موردبررسی شامل شوری در چهار سطح (عدم اعمال شوری بهعنوان شاهد، اعمال شوری 40، 80 و 120 میلیمولار با نمک کلریدسدیم) و محلولپاشی نانوذرات و پوترسین در هشت سطح (محلولپاشی با آب بهعنوان شاهد، محلولپاشی 50 میلیگرم در لیتر نانوسیلیکون، محلولپاشی یک گرم در لیتر نانواکسیدروی، محلولپاشی یک میلیمولار پوترسین، محلولپاشی توأم نانوسیلیکون و نانواکسیدروی، محلولپاشی نانوسیلیکون و پوترسین، محلولپاشی نانواکسیدروی و پوترسین، محلولپاشی سیلیکون و نانواکسیدروی با پوترسین) بودند. یافتهها: نتایج نشان داد بیشترین طول دوره و دوره مؤثر پرشدن دانه در محلولپاشی نانوذرات و پوترسین بهدست آمدند. این ترکیب تیماری در شرایط عدم اعمال شوری وزن و حجم ریشه (بهترتیب 1/48 و 03/53 درصد)، شاخص کلروفیل (75/45 درصد) و سرعت پرشدن دانه (20 درصد) را افزایش داد. یک افزایش بهترتیب 34/45، 72/62، 5/40، 21/36 و 34/37 درصدی در ارتفاع بوته، طول سنبله، تعداد دانه در سنبله، وزن صددانه و عملکرد دانه در شرایط عدم اعمال شوری و محلولپاشی نانوذرات و پوترسین نسبت به عدم محلولپاشی تحت شوری 120 میلیمولار وجود داشت. نتیجهگیری: بهنظر میرسد محلولپاشی نانوذرات و پوترسین در شرایط شوری میتواند عملکرد گندم را بهواسطه بهبود خصوصیات ریشه و مؤلفههای پرشدن دانه افزایش دهد.
تأثیر پرایمینگ و پوشش دهی بذر بر شاخص های سبزشدن، ریخت شناسی ریشه و مراحل فنولوژیک دو رقم برنج
دوره 25، شماره 1، بهار 1402، صفحه 1-16
https://doi.org/10.22059/jci.2022.334299.2643
شهرام نظری، مریم حسینی چالشتری، مهرزاد اله قلی پور
چکیده بهمنظور بررسی اثر پرایمینگ (پیشتیمار) و پوششدارکردن بذر بر ویژگیهای رشدی و عملکرد دانه برنج آزمایشی دو ساله در مزرعه پژوهشی مؤسسه تحقیقات برنج کشور (رشت) طی سالهای 1399 و 1400 اجرا شد. آزمایش بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. عوامل آزمایش شامل دو رقم برنج (هاشمی و گوهر) و پیشتیمار بذر ارقام برنج در هفت سطح شامل پرایمینگ با کلریدکلسیم (5/22 گرم در یک لیتر آب در 24 ساعت)، 2- پرایمینگ با کلریدپتاسیم (5/22 گرم در یک لیتر آب در 24 ساعت)، 3- پرایمینگ با سولفاتروی (غلظت 5/0 میلیمولار در 12 ساعت)، 4- هیدروپرایمینگ (48 ساعت)+ پوششدارکردن بذر با کلریدکلسیم، 5- هیدروپرایمینگ (48 ساعت)+پوششدارکردن با کلریدپتاسیم، 6- هیدروپرایمینگ (48 ساعت)+ پوششدارکردن با سولفاتروی و 7- هیدروپرایمینگ (48 ساعت بهعنوان شاهد) بود. نتایج نشان داد بالاترین درصد و سرعت سبزشدن بهترتیب با 5/99 درصد و 23/0 بذر در روز تحت پرایمینگ با کلریدپتاسیم در رقم گوهر مشاهده شد. کمترین تعداد روز جهت رسیدن به 90 درصد سبزشدن در ارقام هاشمی و گوهر موردبررسی تحت پرایمینگ با کلریدپتاسیم و کلریدکلسیم بهدست آمد. بیشترین طول ریشه با 6/24 سانتیمتر در پرایمینگ با کلریدپتاسیم در رقم گوهر مشاهده شد. بالاترین وزن خشک ریشه در ارقام هاشمی و گوهر بهترتیب 14/2 و 9/4 گرم در پرایمینگ با کلریدپتاسیم بهدست آمد. همچنین نتایج نشان داد که بیشترین حجم و سطح ریشه بهترتیب با 43 سانتیمترمکعب و 28/155 سانتیمترمربع در پرایمینگ با کلریدپتاسیم در رقم گوهر بهدست آمد. کمترین زمان لازم جهت دستیابی به حداکثر پنجهزنی، 50 درصد گلدهی و رسیدگی فیزیولوژیک در تیمار پرایمینگ با کلریدکلسیم و کلریدپتاسیم مشاهده شد. پرایمینگ بذر با کلریدپتاسیم و پوششدارکردن با کلریدکلسیم بهترتیب 22 و 13 درصد عملکرد دانه را نسبت به تیمار شاهد افزایش داد. بالاترین عملکرد بیولوژیک در تیمارهای پرایمینگ با کلریدپتاسیم و پوششدارکردن با کلریدکلسیم بهترتیب با 5552 و 5414 کیلوگرم در هکتار در رقم گوهر مشاهده شد. بهطورکلی، پرایمینگ بذر برنج با کلریدکلسیم و کلریدپتاسیم با بهبود ویژگیهای گیاهچهای، سیستم ریشهای و مراحل فنولوژیکی موجب افزایش عملکرد گیاه شد.
تاثیر جدایه های برتر سودوموناس فلورسنت به عنوان کود بیولوژیک بر رشد و تغذیه گیاه ذرت
دوره 19، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 319-333
https://doi.org/10.22059/jci.2017.60415
پیمان عباس زاده دهجی، دیناالسادات رضایی، عبدالرضا اخگر، علی اشرف سلطانی
چکیده بهمنظور بررسی تأثیر جدایههای باکتریایی بر پارامترهای رویشی و جذب عناصر غذایی در دو رقم ذرت سینگل کراس 704 و تریوی کراس 645، دو آزمایش جداگانه در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار در گلخانه دانشگاه ولیعصر (عج) رفسنجان در سال 1393 اجرا گردید. تیمارهای آزمایش شامل چهار جدایه باکتری سودوموناس فلورسنت (P7، P15، P24، P29و شاهد (تلقیحنشده)) بود. نتایج نشان داد که استفاده از جدایههای 29p، 15p، 7p، 15p، 29p و 24p در مقایسه با شاهد (تلقیح نشده)، به ترتیب موجب افزایش وزن خشک اندام هوایی (9/42 درصد)، طول اندام هوایی (7/23 درصد)، سطح برگ (6/43 درصد)، کلروفیل (9/15 درصد)، وزن خشک ریشه (8/49 درصد) و حجم ریشه (53 درصد) در رقم سینگل کراس 704 شدند. کاربرد اکثر جدایههای مورد آزمایش جذب عناصر نیتروژن، فسفر، پتاسیم، کلسیم و منیزیم را در رقم سینگل کراس 704 نسبت به شاهد بهطور معنیداری افزایش دادند. جدایههای مورد آزمایش جذب عناصر آهن، روی، مس و منگنز ساقه و ریشه رقم تریوی کراس 645 را نسبت به شاهد بهطور معنیداری افزایش دادند. بیشترین جذب روی ساقه و ریشه در رقم تریوی کراس 645 در تیمار با جدایه 29p مشاهده شد که جذب روی در ساقه و ریشه را به ترتیب 8/41 و 2/66 درصد نسبت به شاهد افزایش داد. در سینگل کراس ۷۰۴ تمامی جدایهها تأثیر معنیداری بر جذب روی ریشه داشتند و در ساقه بیشترین افزایش جذب روی مربوط به 29 pبا 2/60 درصد افزایش نسبت به شاهد بود. در مجموع، یافتههای این پژوهش نشان داد که تلقیح ذرت با جدایههای منتخب نقش مهمی در افزایش رشد ذرت و میزان جذب عناصر غذایی توسط این گیاه داشت.