سعید همتی؛ ماشااله دانشور؛ ناصر طهماسبی پور؛ امیدعلی اکبرپور
چکیده
هدف: شناخت روابط بین مقدار عملکرد محصول با پارامترهای اقلیمی و تغذیهای بهمنظور پیشبینی تولید در گیاهان زراعی امری ضروری است. پژوهش حاضر با هدف توصیه کودی مناسب با توجه به شرایط جوی منطقه لرستان در دو سال 98-1397 و 99-1398 اجرا گردید.روش پژوهش: مدل آماری کرتهای خردشده- فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در سه تکرار بود. کرت اصلی شامل: ...
بیشتر
هدف: شناخت روابط بین مقدار عملکرد محصول با پارامترهای اقلیمی و تغذیهای بهمنظور پیشبینی تولید در گیاهان زراعی امری ضروری است. پژوهش حاضر با هدف توصیه کودی مناسب با توجه به شرایط جوی منطقه لرستان در دو سال 98-1397 و 99-1398 اجرا گردید.روش پژوهش: مدل آماری کرتهای خردشده- فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در سه تکرار بود. کرت اصلی شامل: نوع کاشت (کشت آبی - کشت دیم) و کرت فرعی شامل تاریخ کاشت (در سه سطح شامل :25 مهر (کاشت زودهنگام)، 15 آبانماه (کاشت به هنگام) و پنج آذرماه (کاشت دیرهنگام) و نوع تغذیه (در دو سطح تغذیه شیمیایی با NPK براساس آزمون خاک و تغذیه تلفیقی کود شیمیایی+ NPK کودهای بیولوژیک (نیتروکسین و فسفات بارور دو) بود.یافتهها: صفاتی از قبیل تعداد سنبله در مترمربع و تعداد دانه در سنبله تحت تأثیر اثرات برهمکنش تاریخ کاشت× نوع کشت و تاریخ کاشت× نوع تغذیه قرار گرفتند. اثر دوگانه نوع کشت× نوع تغذیه تنها برای صفات عملکرد بیولوژیک و شاخص برداشت معنیدار شد. عملکرد دانه تحت تأثیر اثرات متقابل سهگانه تاریخ کاشت× نوع کاشت× نوع تغذیه قرار گرفت. بیشترین میزان عملکرد دانه در شرایط نوع کشت آبی، تاریخ کاشت زودهنگام (کشت آبی) و تغذیه کامل شیمیایی مشاهده شد. این پژوهش نشان داد که با استفاده از تیمار شیمیایی (NPK 50 درصد آزمون خاک)+ (کودهای زیستی) میتوان تا حدودی مصرف کود شیمیایی را در زراعت آبی و دیم گندم رقم کوهدشت کاهش داد. همچنین تاریخهای کاشت زودهنگام و به هنگام مصرف کود زیستی توانست خلأ تغذیهای موردنیاز برای بهبود رشد و عملکرد را در شرایط کاهش مصرف کودهای شیمیایی در گیاه گندم تأمین نماید.نتیجهگیری: نتایج رگرسیون گام به گام پارامترهای جوی نشان داد که بین عملکرد دانه و میزان GDD در سطح احتمال یک درصد رابطه رگرسیونی مثبت و معنیدار وجود دارد.
آسیه سیاهمرگویی؛ بنیامین ترابی؛ عیدمحمد سهرابی راد؛ سید مجید عالیمقام
چکیده
بهمنظور بررسی عوامل مؤثر در کاهش عملکرد سویا، نسبت به عملکرد قابل حصول، آزمایشی به صورت پیمایشی با استفاده از 50 مزرعه سویا در شهرستان کلاله در تابستان سال 1394 انجام گردید. نمونهبرداری از علفهای هرز در اوایل فصل رشد سویا بر اساس الگوی دبلیو انجام شد. در این پژوهش کلیه اطلاعات مربوط به مدیریت زراعی شامل مساحت اراضی، عملیات تهیه ...
بیشتر
بهمنظور بررسی عوامل مؤثر در کاهش عملکرد سویا، نسبت به عملکرد قابل حصول، آزمایشی به صورت پیمایشی با استفاده از 50 مزرعه سویا در شهرستان کلاله در تابستان سال 1394 انجام گردید. نمونهبرداری از علفهای هرز در اوایل فصل رشد سویا بر اساس الگوی دبلیو انجام شد. در این پژوهش کلیه اطلاعات مربوط به مدیریت زراعی شامل مساحت اراضی، عملیات تهیه بستر بذر، تاریخ کاشت، روش کاشت، رقم مورد استفاده، محل تهیه بذر، میزان بذر مصرفی، روش مبارزه با علف هرز، نوع، مقدار و زمان مصرف علفکش، در قالب پرسشنامه و در طول فصل رشد از طریق پرسش از کشاورزان جمعآوری و تکمیل شد. در پایان فصل رشد میزان عملکرد ثبت گردید. از میان پارامترهای مختلف مورد بررسی مساحت مزرعه، مقدار بذر مصرفی، استفاده از بذر گواهیشده، تاریخ کاشت، علف هرز کنجدشیطانی و علف هرز قیاق تأثیر معنیداری بر عملکرد سویا داشتند. نتایج نشان داد بین حداقل عملکرد تخمین زده شده با مدل (1039 کیلوگرم در هکتار) و عملکرد مطلوب (2036 کیلوگرم در هکتار)، 996 کیلوگرم در هکتار خلأ وجود دارد. سهم عدم استفاده از بذرهای گواهی شده در ایجاد این میزان خلأ عملکرد 07/23 درصد، تاریخ کاشت دیرهنگام 04/15 درصد، مقدار مصرف کم بذر 54/11 درصد، مساحت کم مزارع 62/7 درصد، حضور علفهرز قیاق و کنجد شیطانی به ترتیب 47/12 و 25/30 درصد بود. بنابراین با بهینهسازی موارد ذکرشده میتوان خلأ عملکرد را کاهش داد و عملکرد را به دو برابر افزایش داد.
وحید رحیمی؛ مهدی محب الدینی؛ علیرضا قنبری؛ شیوا عزیزی نیا؛ مهدی بهنامیان
چکیده
بهمنظور بررسی روابط بین صفات مؤثر بر عملکرد ترتیزک، آزمایشی در قالب طرح لاتیس مربع با سه تکرار در مزرعة جهاد کشاورزی ایوانکی در سال 1395 انجام شد. نتایج تجزیة واریانس نشان داد اختلاف بین ژنوتیپها برای همه صفات معنادار بود. همبستگی معناداری بین عملکرد و اغلب صفات وجود داشت. بیشترین همبستگی فنوتیپی مثبت بین صفت طول برگ و عرض ...
بیشتر
بهمنظور بررسی روابط بین صفات مؤثر بر عملکرد ترتیزک، آزمایشی در قالب طرح لاتیس مربع با سه تکرار در مزرعة جهاد کشاورزی ایوانکی در سال 1395 انجام شد. نتایج تجزیة واریانس نشان داد اختلاف بین ژنوتیپها برای همه صفات معنادار بود. همبستگی معناداری بین عملکرد و اغلب صفات وجود داشت. بیشترین همبستگی فنوتیپی مثبت بین صفت طول برگ و عرض برگ به دست آمد (92/0). نتایج تجزیة رگرسیون نشان داد صفات طول برگ و تعداد دانه درخورجینک ساقه جانبی و اصلی بیشترین تأثیر را بر عملکرد در ژنوتیپها داشتند، بهطوریکه این سه صفت حدود 93 درصد تغییرات عملکرد را توجیه کردند و صفت طول برگ نخستین صفتی بود که وارد مدل شد و 91 درصد از تغییرات عملکرد را توجیه کرد. تجزیه علیت فنوتیپی نشان داد که صفت طول برگ بیشترین تأثیر مستقیم و مثبت را روی عملکرد داشت (81/6). طول برگ علاوه بر تأثیر مستقیم بر عملکرد، بر سایر صفات مورد بررسی نیز تأثیر مثبت و غیرمستقیم داشت. در تجزیة عاملی در مجموع سه عامل مستقل، حدود 70 درصد از تغییرات را توجیه کردند. عامل نخست متشکل از تعداد خورجینک در گیاه و تعداد دانه در خورجینک ساقة جانبی و اصلی بود که عوامل مرتبط با بذر نامگذاری شد. هدف از این تحقیق تعیین همبستگیهای فنوتیپی بین صفت عملکرد و اجزاء و صفات مرتبط با آن، برآورد آثار مستقیم و غیرمستقیم اجزای عملکرد بر عملکرد ترتیزک و سهم آنها در توجیه تنوع موجود بود.
حسین قربانی مندولکانی؛ منوچهر خدارحمی؛ فرخ درویش؛ محمد تائب
دوره 12، شماره 1 ، اردیبهشت 1389، ، صفحه 59-67
چکیده
به منظور تعیین روابط میان عملکرد دانه و برخی صفات فیزیولوژیکی و مورفولوژیکی در لاین های اینبرد نوترکیب گندم نان و تعیین سهم آن دسته از صفات که بیشترین تأثیر را بر عملکرد دانه دارند و همچنین بررسی اثر مستقیم و غیرمستقیم بین عملکرد دانه با اجزای آن، آزمایشی با 335 لاین اینبرد نوترکیب گندم نان در قالب طرح آلفالاتیس در دو تکرار در مزرعه ...
بیشتر
به منظور تعیین روابط میان عملکرد دانه و برخی صفات فیزیولوژیکی و مورفولوژیکی در لاین های اینبرد نوترکیب گندم نان و تعیین سهم آن دسته از صفات که بیشترین تأثیر را بر عملکرد دانه دارند و همچنین بررسی اثر مستقیم و غیرمستقیم بین عملکرد دانه با اجزای آن، آزمایشی با 335 لاین اینبرد نوترکیب گندم نان در قالب طرح آلفالاتیس در دو تکرار در مزرعه آزمایشی بخش تحقیقات غلات مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر، در سال 1386 اجرا گردید. عملکرد دانه با تمامی اجزای عملکرد همبستگی مثبت و معنی داری داشت و ضریب همبستگی بین عملکرد دانه با تعداد روز تا سنبله دهی، تعداد روز تا گرده افشانی، تعداد روز تا رسیدگی کامل، طول بیرون آمدگی پدانکل و طول میان گره دوم منفی و معنی دار بود. در رگرسیون گام به گام، سرعت تولید دانه اولین متغیری بود که وارد مدل گردید و درصد بیشتری از تغییرات عملکرد دانه را توجیه نمود. تجزیه علیت عملکرد دانه و اجزای آن نشان داد که بیشترین اثرات مستقیم را به ترتیب سرعت تولید دانه و عملکرد بیولوژیک (534/0 و 532/0) بر عملکرد دانه داشتند. نتایج این بررسی حاکی از آن است که خصوصیاتی مانند تعداد سنبله در مترمربع، تعداد دانه در مترمربع، وزن دانه در سنبله، سرعت تولید عملکرد بیولوژیک، سرعت تولید دانه و عملکرد بیولوژیک را می توان به عنوان معیارهایی برای انتخاب در جهت بهبود عملکرد دانه در گندم معرفی نمود.