مهدی پناهیان کیوی؛ اباذر عباسی؛ مهناز محمدزاده نصیرآبادی
چکیده
هدف: هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر سالیسیلیکاسید و براسینواستروئید بر عملکرد و اسانس دانه گشنیز در شرایط محدودیت آب میباشد.روش پژوهش: آزمایش مزرعهای بهصورت کرتهای خردشده بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در دو سال زراعی 1399 و 1400 اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل سطوح آبیاری (آبیاری براساس 70 (شاهد)، 100، 130 و 160 میلیمتر ...
بیشتر
هدف: هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر سالیسیلیکاسید و براسینواستروئید بر عملکرد و اسانس دانه گشنیز در شرایط محدودیت آب میباشد.روش پژوهش: آزمایش مزرعهای بهصورت کرتهای خردشده بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در دو سال زراعی 1399 و 1400 اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل سطوح آبیاری (آبیاری براساس 70 (شاهد)، 100، 130 و 160 میلیمتر تبخیر از تشتک تبخیر کلاس A) در کرتهای اصلی و سطوح محلولپاشی (شاهد، سالیسیلیکاسید یک میلیمولار و براسینواستروئید یک میکرومولار) در کرتهای فرعی قرار داده شدند.یافتهها: نتایج نشان داد که میانگین محتوای آب نسبی برگ، شاخص پایداری غشا و شاخص سطح برگ با مصرف سالیسیلیکاسید و براسینواستروئید بهطور معنیداری افزایش پیدا کرد. محلولپاشی سالیسیلیکاسید و براسینواستروئید در تنش کمآبی موجب افزایش تعداد چتر در بوته (بهترتیب 1/14 و 3/7 درصد)، عملکرد زیستی (بهترتیب 9/21 و 2/10 درصد) و عملکرد دانه (بهترتیب 6/18 و 6/9 درصد) شد. عملکرد اسانس با محلولپاشی سالیسیلیکاسید و براسینواستروئید بهترتیب 5/23 و 9/11 درصد افزایش یافت. بیشترین بهرهوری آب برحسب عملکرد دانه و عملکرد زیستی (62/0 و 95/3 کیلوگرم بر مترمکعب) از محلولپاشی سالیسیلیکاسید در تیمار آبیاری براساس 100 میلیمتر تبخیر از تشتک حاصل شد.نتیجهگیری: تیمار گیاهان با سالیسیلیکاسید اثر بهتری نسبت به براسینواستروئید بر افزایش عملکرد دانه و بهرهوری آب داشت. بنابراین، در شرایط تنشهای متوسط و شدید (بهترتیب آبیاری براساس 130 و 160 میلیمتر تبخیر) کمآبی، محلولپاشی سالیسیلیکاسید میتواند تحمل گشنیز به تنش خشکی را افزایش دهد.
امید صادقی پور
چکیده
بهمنظور بررسی نقش متیل جاسمونات در تحمل به تنش شوری در لوبیاچشمبلبلی آزمایشی گلدانی بهصورت فاکتوریل در قالب طرحی کاملاً تصادفی با سه تکرار در سال 1394 در شهرستان ری انجام شد. تیمارها شامل سه سطح خیساندن بذرها در محلول متیل جاسمونات (صفر، 25 و 50 میکرو مولار) بهمدت 20 ساعت و سه سطح شوری آب آبیاری (صفر، 50 و 100 میلیمولار کلرید سدیم) بود. ...
بیشتر
بهمنظور بررسی نقش متیل جاسمونات در تحمل به تنش شوری در لوبیاچشمبلبلی آزمایشی گلدانی بهصورت فاکتوریل در قالب طرحی کاملاً تصادفی با سه تکرار در سال 1394 در شهرستان ری انجام شد. تیمارها شامل سه سطح خیساندن بذرها در محلول متیل جاسمونات (صفر، 25 و 50 میکرو مولار) بهمدت 20 ساعت و سه سطح شوری آب آبیاری (صفر، 50 و 100 میلیمولار کلرید سدیم) بود. نتایج نشان داد با افزایش سطح شوری، پراکسایش چربیها، فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدان (سوپراکسید دیسموتاز، کاتالاز، اسکوربات پراکسیداز و گلوتاتیون ردکتاز) و غلظت کلر در برگ افزایش مییابد، در حالی که غلظت نیتروژن، کلسیم و منیزیم، همچنین نسبت پتاسیم به سدیم کاهش یافت. این تغییرات در نهایت، به کاهش عملکرد دانه انجامید. از سوی دیگر، تیمار بذر با متیل جاسمونات در شرایط عدم تنش تأثیر معناداری بر صفات اندازهگیریشده نداشت، ولی کاربرد آن (بهویژه غلظت 50 میکرومولار) تحت تنش شوری، موجب فعالیت بیشتر آنزیمهای آنتیاکسیدان، کاهش پراکسایش چربیها، کاهش غلظت کلر در برگ، افزایش غلظت نیتروژن، کلسیم و منیزیم، همچنین نسبت پتاسیم به سدیم شد. در نتیجه موجب بهبود عملکرد شد. براساس نتایج این پژوهش، متیل جاسمونات در القای تحمل به شوری از طریق افزایش فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدان و تغییر در ترکیب عناصر غذایی در لوبیاچشمبلبلی نقش مهمی ایفا میکند.
مریم تاتاری؛ سید اصغر موسوی
چکیده
با توجه به مشکلات ناشی از کاربرد پایههای بذری و غیریکنواخت در باغهای درختان میوة هستهدار، استفاده از پایههای یکنواخت و سازگار با این درختان الزامی است. به منظور تعیین بهترین محیط کشت، ریزنمونههای جوانة انتهایی و جوانههای جانبی پایههای تترا، نماگارد و GF677 در اواسط بهار تهیه شدند و پس از گندزدایی، در شرایط درونشیشهای ...
بیشتر
با توجه به مشکلات ناشی از کاربرد پایههای بذری و غیریکنواخت در باغهای درختان میوة هستهدار، استفاده از پایههای یکنواخت و سازگار با این درختان الزامی است. به منظور تعیین بهترین محیط کشت، ریزنمونههای جوانة انتهایی و جوانههای جانبی پایههای تترا، نماگارد و GF677 در اواسط بهار تهیه شدند و پس از گندزدایی، در شرایط درونشیشهای روی محیطهای کشت MS تغییریافته، WPM و Knop هر کدام دارای 6/0 میلیگرم در لیتر بنزیل آدنین و 01/0 میلیگرم در لیتر نفتالین استیک اسید قرار گرفتند. این پژوهش بهصورتآزمایش فاکتوریل در قالب طرح پایۀ کاملاً تصادفی با چهار تکرار و چهار نمونه در هر تکرار به اجرا درآمد. طبق نتایج، پایههای تترا، GF677 و نماگارد بهترتیب بیشترین تعداد گیاهچه را تولید کردند. پایة نماگارد در محیط کشت Knop، هیچ پرآوری را به همراه نداشت. ریزنمونههای نماگارد در این محیط کلروز شدند. این محیط کشت به ایجاد کلروز در گیاهچههای حاصل از ریزنمونۀ تترا منجر شد. ریزنمونههای هر سه پایه در محیط MS تغییریافته، بیشترین تعداد و طول گیاهچه را تولید کردند، بنابراین، تیمار ترکیب تنظیمکنندههای رشد روی محیط MS تغییریافته ارزیابی شد. به منظور تعیین بهترین ترکیب تنظیمکنندههای رشد، سه ترکیب مختلف ارزیابی و بررسی شد. ترکیب هورمونی 6/0 میلیگرم در لیتر بنزیل آدنین و 01/0 میلیگرم در لیتر نفتالین استیک اسید، بیشترین تعداد و طول گیاهچه را تولید کردند. افزایش غلظت تنظیمکنندههای رشد به میزان 8/0 و 1 میلیگرم در لیتر بنزیل آدنین و 1/0 و 5/0 میلیگرم در لیتر نفتالین استیک اسید به شیشهایشدن و تولید کالوس در پایة GF677 منجر شد. در هر سه ریزنمونه بیشترین تعداد ریشه و درصد ریشهزایی در محیط MS تغییریافته با 1 میلیگرم در لیتر نفتالین استیک اسید حاصل شد. پایة تترا بیشترین تعداد و طول ریشه را تولید کرد.