نادر خادم مقدم ایگده لو؛ احمد گلچین؛ خدیجه فرهادی
چکیده
بهمنظور بررسی تأثیر کبالت، مولیبدن و نیتروژن بر رشد لوبیا چیتی در کشت بدونخاک، آزمایشی گلدانی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با 36 تیمار و در سه تکرار در سال زراعی 95-1394 در تیر ماه و در دمای C˚25 و شدت نور 40000 لوکس در گلخانه دانشگاه زنجان اجرا گردید. فاکتورهای آزمایش شامل چهار سطح نیتروژن (50، 100، 150 و mg/l 200)، سه سطح مولیبدن ...
بیشتر
بهمنظور بررسی تأثیر کبالت، مولیبدن و نیتروژن بر رشد لوبیا چیتی در کشت بدونخاک، آزمایشی گلدانی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با 36 تیمار و در سه تکرار در سال زراعی 95-1394 در تیر ماه و در دمای C˚25 و شدت نور 40000 لوکس در گلخانه دانشگاه زنجان اجرا گردید. فاکتورهای آزمایش شامل چهار سطح نیتروژن (50، 100، 150 و mg/l 200)، سه سطح مولیبدن (067/0، 2/0 و mg/l 6/0) و سه سطح کبالت (006/0، 06/0 و mg/l 3/0) بودند. سطوح فاکتورهای مورد آزمایش از طریق افزودن مقادیر مختلف نمکهای نیترات آمونیوم، مولیبدات آمونیوم و کلرید کبالت به محلول غذایی پایه، تهیه گردیدند. نتایج صفات موفولوژیکی نشان دادند که در تیمار N100Mo0.6Co0.06 بیشترین وزن خشک غلاف بهدست آمد که حداکثر اخلافی برابر با 9/47 درصد با سایر تیمارها داشت. بیشترین وزن خشک بوته نیز از تیمار N150Mo0.6Co0.006 بهدست آمد. بیشترین وزن خشک ریشه در تیمارهای N150Mo0.6 و N150Co0.3 بهدست آمد. همینطور بیشترین تعداد غلاف نیز در تیمارهای N150Mo0.6، N100Co0.3 و Mo0.6Co0.3 بهدست آمد. بررسی صفات فیزیولوژیکی هم نشان دادند که بیشترین غلظت نیتروژن، مولیبدن و کبالت بهترتیب از تیمارهای N200Mo0.6Co0.3، N150Mo0.6Co0.3 و N150Mo0.067Co0.006 حاصل شد. در کل میتوان اظهار داشت که کاربرد تیمار N100Mo0.6Co0.06 میتواند بر وزن خشک غلاف که اندامی بارده و اقتصادی است تأثیر مثبتی گذاشته و عملکرد لوبیا چیتی (رقم تلاش) را ارتقاء دهد.
نیلوفر براتی؛ مسعود رفیعی؛ مرجان دیانت؛ محمد رضا اردکانی؛ وریا ویسیانی
چکیده
هدف: در سالهای اخیر، استفاده از روشهای خاکورزی حفاظتی در جهان بهطور گستردهای مورد توجه قرار گرفته و استفاده از روشهای خاکورزی مرسوم در برخی از نقاط جهان منسوخ شده است. روشهای خاکورزی حفاظتی خاک معمولاً در مناطق خشک و نیمهخشک اجرا میشوند. در مناطق نیمهخشک، کلید افزایش تولید محصولات کشاورزی، به حداکثر رساندن نفوذ ...
بیشتر
هدف: در سالهای اخیر، استفاده از روشهای خاکورزی حفاظتی در جهان بهطور گستردهای مورد توجه قرار گرفته و استفاده از روشهای خاکورزی مرسوم در برخی از نقاط جهان منسوخ شده است. روشهای خاکورزی حفاظتی خاک معمولاً در مناطق خشک و نیمهخشک اجرا میشوند. در مناطق نیمهخشک، کلید افزایش تولید محصولات کشاورزی، به حداکثر رساندن نفوذ آبهای سطحی است. علاوه بر این، روشهایی که منجر به کاهش تبخیر از خاک و افزایش میزان آب در دسترس گیاهان در هنگام بروز خشکسالی میشوند، بسیار مهم هستند. بنابراین آزمایشی بهمنظور ارزیابی اثر نظامهای خاکورزی بر عملکرد کمی،کیفی علوفه و فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدان در لگومهای علوفهای، در مزرعه پژوهشی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی شهر خرمآباد در سالهای 1402-1401 و 1403- 1402 انجام یافته است.
روش پژوهش: آزمایش بهصورت اسپلیتپلات بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار به اجرا درآمد. روشهای خاکورزی (مرسوم، کم خاکورزی و بدون خاکورزی) بهعنوان فاکتور اصلی و لگومهای علوفهای (باقلا توده بروجرد، ماشک رقم لامعی، خلر، باقلا رقم برکت و فیض) بهعنوان فاکتور فرعی لحاظ شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که اثر متقابل نظام خاکورزی و لگومهای علوفهای بر تمامی صفات اندازهگیری شده بهجز پارامترهای کیفی ازجمله ماده خشک قابل هضم، پروتئین خام، خاکستر، کربوهیدرات محلول در آب، فیبر خام و فیبر نامحلول در شویندهی خنثی در سطح احتمال خطای یک درصد معنیدار بود. بیشترین میزان عملکرد علوفه تر (52/10671 و 11/10581 کیلوگرم در هکتار)، وزن خشک برگ (86/16 و 82/16 گرم) و ساقه (46/20 و 42/20 گرم) در گیاه ماشک رقم لامعی به ترتیب در خاکورزی مرسوم و کمخاکورزی، عملکرد علوفه خشک در گیاهان ماشک رقم لامعی و باقلا رقم برکت ( به ترتیب 91/2820 و 82/2352 کیلوگرم در هکتار) در نظام خاکورزی مرسوم و آنزیم کاتالاز (09/54 OD میکروگرم پروتئین بر دقیقه) در گیاه ماشک رقم لامعی در نظام خاکورزی مرسوم مشاهده شد. بررسی تغییرات صفات کیفی در لگومهای علوفهای نشان داد که گیاه ماشک رقم لامعی بیشترین ماده خشک قابل هضم، خاکستر، پروتئین خام، فیبر خام و فیبر نامحلول در شویندهی خنثی را دارد، درحالی که گیاه باقلا رقم برکت و توده بروجرد بیشترین کربوهیدرات محلول در آب را ارائه کردند.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج، اجرای نظام کم خاکورزی و مرسوم نسبت به نظام بدون خاکورزی و کاشت لگوم علوفهای ماشک رقم لامعی اثر سودمندتری بر افزایش خصوصیات عملکرد، فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدان و صفات کیفی علوفه داشتند.
ثریا نوید؛ محمدرضا جهانسوز؛ سعید صوفی زاده
چکیده
پژوهش حاضر باهدف پارامتریابی و ارزیابی زیر مدلهای APSIM-Wheat و APSIM-Barley جهت برآورد میزان تولید و مراحل فنولوژیک برخی از ارقام گندم، جو و تریتیکاله در استان البرز انجام شد. ورودیهای زیر مدلهای اپسیم دادههای خاکی، اقلیمی، گیاهی و مدیریتی بودند که جهت ثبت اطلاعات مذکور آزمایشی چهارساله در دو بخش مزرعهای و میدانی انجام شد. جهت پارامتریابی ...
بیشتر
پژوهش حاضر باهدف پارامتریابی و ارزیابی زیر مدلهای APSIM-Wheat و APSIM-Barley جهت برآورد میزان تولید و مراحل فنولوژیک برخی از ارقام گندم، جو و تریتیکاله در استان البرز انجام شد. ورودیهای زیر مدلهای اپسیم دادههای خاکی، اقلیمی، گیاهی و مدیریتی بودند که جهت ثبت اطلاعات مذکور آزمایشی چهارساله در دو بخش مزرعهای و میدانی انجام شد. جهت پارامتریابی مدل و تعیین ضرایب ژنتیکی ارقام مورد مطالعه، آزمایشی دوساله در مزرعه سازمان انرژی اتمی (سال زراعی 94-1393) و دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران (سال زراعی 96-1395) در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با 14 تیمار (شش رقم جو، شش رقم گندم و دو رقم تریتیکاله) و سه تکرار انجام شد. با استفاده از دادههای آزمایش مزرعهای، ضرایب ژنتیکی ارقام شناسایی و مدل بر مبنای آن بومیسازی شد. بهمنظور ارزیابی مدل، طی سالهای زراعی ۱۳۹۷–۱۳۹۸ و ۱۳۹۸–۱۳۹۹ از مزارع کشاورزان نمونهبرداری انجام شد. در شرایط واقعی کشت (مدیریت کشاورزان)، تعداد ۳۰ مزرعه جو و ۳۰ مزرعه گندم در استان البرز انتخاب گردید. از طریق پرسشنامه طیف گستردهای از اطلاعات مشتمل بر تاریخچه مزرعه، عملیات کاشت، داشت، برداشت و چگونگی مدیریت مزرعه ثبت شد. همچنین بهمنظور بررسی وضعیت رشد ارقام در مزارع انتخابشده، از خاک و گیاه نمونهبرداری شد. نتایج شبیهسازی تاریخهای گلدهی و بلوغ فیزیولوژیک با استفاده از زیر مدلهای APSIM – Wheat و APSIM - Barley تطابق بسیار خوبی بین مقادیر شبیهسازیشده و مشاهدهشدهی آزمایش در تمام ارقام مورد مطالعه گندم، جو و تریتیکاله نشان داد و مدل توانست باکیفیت عالی و دقت قابلقبولی تاریخهای فنولوژیک را پیشبینی کند. در هر دو سال آزمایش مقدار جذر میانگین مربعات نرمال شده (nRMSE)، برای صفات عملکردهای دانه و زیستی گیاهان گندم، جو و تریتیکاله کمتر از پنج درصد بود، لذا مدل اپسیم توانست با دقت قابلقبولی مراحل عملکرد گیاهان را برآورد نماید. سایر شاخصهای ارزیابی مدل (CRM، D-index و R2) نیز کارایی زیر مدلهای مذکور را تأیید کردند. تطابق مقادیر شبیهسازی صفات فنولوژیکی و عملکردی ارقام تریتیکاله بیشتر از گیاهان گندم و جو بود. تطابق مقادیر شبیهسازیشده صفات عملکردی نیز در ارقام جو بیشتر از گندم بود.
نتیجهگیری: بنابر نتایج این بررسی، براساس ضرایب ژنتیکی بهدست آمده، با استفاده از زیرمدلهای اپسیم میتوان تاریخهای فنولوژیک و عملکرد ارقام مورد مطالعه را در مناطق و شرایط مختلف (سطوح مختلف رژیمهای رطوبتی، کودی، تاریخ کشتهای مختلف و غیره)، بدون اجرای آزمایشهای زمانبر و پرهزینه برآورد نمود. در این راستا استفاده از مدل زراعی اپسیم در پیشبینی، سناریوسازی و اتخاذ تصمیمهای مدیریتی میتواند راهگشا باشد.
محمد سجاد یگانه امین؛ محمود لطفی؛ حسین رامشینی؛ بابک درویشی
چکیده
هدف: طالبی (Cucumis melo L.) به عنوان یکی از محصولات مهم کشاورزی در بسیاری از نقاط کشور کشت میشود و سهم بالایی در سبد خانوار ایرانی دارد. اصلاح بذر طالبی در پردیس ابوریحان طی سالها بهعنوان بخشی از یک برنامه جامع اصلاحی، با هدف بهبود ویژگیهای زراعی و کیفی این محصول در حال انجام است. این پژوهش با هدف تهیه شناسنامه و تعیین وجه تمایز 6 رقم ...
بیشتر
هدف: طالبی (Cucumis melo L.) به عنوان یکی از محصولات مهم کشاورزی در بسیاری از نقاط کشور کشت میشود و سهم بالایی در سبد خانوار ایرانی دارد. اصلاح بذر طالبی در پردیس ابوریحان طی سالها بهعنوان بخشی از یک برنامه جامع اصلاحی، با هدف بهبود ویژگیهای زراعی و کیفی این محصول در حال انجام است. این پژوهش با هدف تهیه شناسنامه و تعیین وجه تمایز 6 رقم هیبرید تولید شده داخلی به همراه 14 لاین والدینی آنها از طریق بررسی دقیق صفات مورفولوژیکی و فنوتیپی آنها بر اساس بر اساس دستورالعملهای UPOV (اتحادیه بینالمللی برای حفاظت از انواع گیاهان) انجام شد.
روشپژوهش: در این پژوهش ارقام هیبرید طالبی و لاینهای والدینی آنها به همراه شش رقم شاهد تجاری در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار کشت و بر اساس دستورالعمل آزمون تمایز، یکنواختی و پایداری مورد بررسی قرار گرفتند. دادههای جمعآوریشده کمی با روش خوشهبندی و دادههای کیفی با آزمون کروسکال-والیس تجزیه و رتبهبندی شدند تا تفاوتهای ژنوتیپی و تنوع ژنتیکی میان لاینها و هیبریدها مشخص شود.
یافتهها: نتایج آزمون نشان داد که لاینها و ارقام مورد مطالعه از نظر ویژگیهای مورد ارزیابی از جمله سفتی گوشت، رنگ گوشت، تراکم چوب پنبه سطح پوست، عمق شیار، جای گلگاه، جدا شدن میوه از دمگل، شکل میوه تفاوت معنیداری با یکدیگر داشتند. همچنین، تحلیل خوشهبندی تأثیر قوی والدین بر ویژگیهای هیبریدها را نشان داد و تنوع ژنتیکی قابلتوجهی در میان ارقام و هیبریدهای مختلف مشاهده شد.
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش علاوه بر توصیف دقیق هیبریدها و لاینهای مورد مطالعه، میتوانند مبنای تصمیمات بعدی برای توسعه ارقام جدید و اصلاح بذر طالبی در ایران و سایر مناطق مشابه قرار گیرند. هیبریدهای H148 ، H164 و H167 بهعنوان هیبریدهای برتر از نظر ترکیب ویژگیهای کمی و کیفی شناسایی شدند که درصورت موفقیت در آزمونهای پایداری و سازگاری میتوانند به عنوان رقمهای تجاری معرفی گردند. این هیبریدها علاوه بر عملکرد بالا، از ویژگیهای مطلوبی همچون مقاومت به آلودگیهای ویروسی و داشتن ویژگیهای ظاهری و کیفیتی ممتاز برخوردار بودند.
منصور شاکری؛ حسین شمسی محمودابادی؛ معصومه صالحی؛ محمدعلی باغستانی میبدی
چکیده
هدف: باتوجهبه شور شدن تدریجی منابع آب و خاک در بیشتر دشتهای کشور، پیش بینی میشود که بهتدریج سطح زیرکشت کینوا، به عنوان یک گیاه شورزیست و متحمل به تنشهای محیطی در مزارع کشور گسترش یابد. از آنجایی که معمولاً در تناوب زراعی، گندم بعد از کینوا کشت میشود، بررسی اثرات دگرآسیبی بقایای کینوا بر جوانهزنی، عملکرد و سایر صفات مرفوفیزیولوژیک ...
بیشتر
هدف: باتوجهبه شور شدن تدریجی منابع آب و خاک در بیشتر دشتهای کشور، پیش بینی میشود که بهتدریج سطح زیرکشت کینوا، به عنوان یک گیاه شورزیست و متحمل به تنشهای محیطی در مزارع کشور گسترش یابد. از آنجایی که معمولاً در تناوب زراعی، گندم بعد از کینوا کشت میشود، بررسی اثرات دگرآسیبی بقایای کینوا بر جوانهزنی، عملکرد و سایر صفات مرفوفیزیولوژیک گندم ضروری و هدف اصلی اجرای این پژوهش بوده است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر طی سالهای 1401 و 1402 در قالب چهار آزمایش در مرکز ملی تحقیقات شوری(یزد) و تحت شرایط آزمایشگاه، گلخانه و مزرعه انجام شد. آزمایشهای جوانهزنی بهصورت فاکتوریل و در قالب طرح پایه کاملاً تصادفی با دو عامل و سه تکرار در آزمایشگاه و اتاقک رشد اجرا شد. درصد جوانهزنی، سرعت جوانهزنی، میانگین مدت زمان جوانهزنی، درصد گیاهچههای نرمال، طول ساقچه، طول ریشه چه و بنیه بذر پارامترهای مورد بررسی در این آزمایش ها بود. همچنین آزمایشات بررسی تأثیر ساپونین و بقایای کینوا بر شاخص های رشد گندم بهصورت فاکتوریل و در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با دو عامل و در سه تکرار در شرایط گلخانه و مزرعه اجرا شد. در این آزمایشها، شاخص سطح برگ، تعداد خوشه در مترمربع، تعداد دانه در خوشه، عملکرد، وزن هزاردانه، وزن خشک، ارتفاع و شاخص برداشت اندازهگیری و مورد بررسی آماری قرار گرفت. بهمنظور تفکیک اثر فشار اسمزی محلولهای عصاره از اثر آللوکمیکالها، یک شاهد با پلیاتیلن گلیکول 8000 نیز اعمال شد.
یافتهها: اثر بازدارندگی عصاره و پودر ساپونین و بقایای کینوا در اکثر صفات مورد بررسی در آزمایشهای جوانهزنی و رشد گندم در شرایط آزمایشگاه، گلخانه و مزرعه، در سطح احتمال یکدرصد معنیدار بود. همچنین میزان غلظت در تمام صفات مورد بررسی در سطح احتمال یکدرصد نسبت به شاهد معنیدار و با افزایش غلظت میزان تأثیر تیمار افزایش داشت. اثر متقابل نوع اندام و غلظت هم بر تمام صفات مورد بررسی در سطح احتمال یکدرصد معنیدار بود. اثرات بازدارندگی ساپونین و اندامهای مختلف کینوا بر گندم، در اکثر صفات رشدی موردارزیابی در شرایط گلخانه و مزرعه در مقایسه با نتایج آزمایشهای جوانهزنی در آزمایشگاه ضعیفتر بود. همچنین ناهنجاریهایی در تعدادی از بذرهای جوانهزده مشاهده شد.
نتیجه گیری: این نتایج همگی بر خاصیت دگرآسیبی ساپونین و اندام های مختلف کینوا روی گندم دلالت دارد. لذا چنانچه در تناوب زراعی، گندم بعد از کینوا کشت شود، بقایای کینوا میتوانند اثرات دگرآسیبی جدی بر جوانهزنی و رشد گندم داشته و عملکرد و تولید دانه و کاه را کاهش دهند.
مهدی طاهری اصغری؛ سعیده صلواتی؛ سید رضا میرعلیزاده فرد
چکیده
هدف: بابونه، متعلق به خانواده آستراسه (Compositae) بوده و از زمانهای گذشته به عنوان یک گیاه مشهور در جهان شناخته شده است. این گیاه که معمولاً با نام بابونه شناخته میشود، گیاهی است که به دلیل خواص ضد التهابی اثبات شده و توانایی آن در بهبود زخم، اغلب در طب سنتی مورد استفاده قرار میگیرد. هدف از انجام این آزمایش، بررسی اثرات محلولپاشی اسیدهای ...
بیشتر
هدف: بابونه، متعلق به خانواده آستراسه (Compositae) بوده و از زمانهای گذشته به عنوان یک گیاه مشهور در جهان شناخته شده است. این گیاه که معمولاً با نام بابونه شناخته میشود، گیاهی است که به دلیل خواص ضد التهابی اثبات شده و توانایی آن در بهبود زخم، اغلب در طب سنتی مورد استفاده قرار میگیرد. هدف از انجام این آزمایش، بررسی اثرات محلولپاشی اسیدهای امینه و تلقیح با قارچهای مایکوریزا بر خصوصیات گیاه دارویی بابونه آلمانی بود.
روش پژوهش: بهمنظور بررسی اثر محلولپاشی اسید آمینه و تلقیح با قارچ مایکوریزا بر خصوصیات کلروفیل و برخی خصوصیات گیاه دارویی بابونه آلمانی (Matricaria chamomilla L.) آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار، طی سالهای زراعی 1402-1400 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان اجرا شد. عوامل آزمایشی شامل قارچ مایکوریزا در چهار سطح (شاهد (عدم تلقیح)، Funneliformis mosseae، Funneliformis etunicatum و Rhizophagus irregularis) و تیمار دوم محلولپاشی اسید آمینه آمینول فورته در چهار سطح (شاهد (عدم مصرف)، 2/0، 3/0 و 4/0 درصد) در دو مرحله رشد رویشی و شروع گلدهی بودند. صفات اندازهگیری شده شامل ارتفاع گیاه، عملکرد ماده خشک، کلروفیل a، کلروفیل b، کلروفیل کل، درصد و عملکرد کامازولن، آلفا بیزابولول و بیزابولول اکسایدآ بود.
یافتهها: نتایج نشان داد اثر محلولپاشی اسید آمینه آمینول فورته بر ارتفاع گیاه، درصد و عملکرد کامازولن و عملکرد ماده خشک درسطح یک درصد معنیدار شد. همچنین اثر تلقیح مایکوریزایی نیز بر صفات نسبت کلروفیل a به b، ارتفاع گیاه، درصد و عملکرد کامازولن و عملکرد ماده خشک درسطح یک درصد معنیدار شد. اثر برهمکنش محلولپاشی اسید آمینه آمینول فورته و تلقیح مایکوریزایی بر بیزابولول اکسایدآ، آلفا بیزابولول، کلروفیل کل و کلروفیل a در سطح یک درصد و بر کلروفیل b در سطح پنج درصد معنیدار شد.
نتیجهگیری: محلولپاشی توانست باعث افزایش در ارتفاع گیاه، ماده خشک تولیدی و کلروفیل گردد. از بین تیمارهای مختلف محلولپاشی اسید آمینه، تیمار 4/0 درصد بهتر از بقیه تیمارها بود. همچنین قارچ مایکوریزا F. mosseae کاراتر از بقیه گونهها بود و توانست باعث افزایش 11 درصدی در درصد کامازولن شود. دو تیمار استفاده شده احتمالاً یک اثر همافزایی بر هم داشتهاند، بهطوریکه اثر برهمکنش محلولپاشی اسید آمینه (4/0 درصد) و قارچ مایکوریزا (F. mosseae) بیشترین آلفا بیزابولول و بیزابولول اکسایدآ که یکی از ترکیبات مهم اسانس گیاه بابونه آلمانی هستند، حاصل کند و به ترتیب باعث افزایش 126 و 51 درصدی این ترکیبات نسبت به شاهد (بدون محلولپاشی و بدون تلقیح) شود.