کلیدواژه‌ها = گیاهان دارویی

اثر قارچ تریکودرما بر برخی خواص بیوشیمیایی گیاه دارویی ریحان در شرایط رژیم های مختلف آبیاری

دوره 25، شماره 3، تابستان 1402، صفحه 719-735

https://doi.org/10.22059/jci.2023.345935.2730

مینا امانی، سعیده علیزاده سالطه، محسن سبزی نوجه ده، مهدی یونسی حمزه خانلو

چکیده هدف: بهره­ گیری از رابطه همزیستی گیاه با قارچ‌های تریکودرما یکی از راه‌کارهای کاهش تنش کم­آبی در گیاهان به­ شمار می‌رود. پژوهش حاضر به ­منظور بررسی تأثیر قارچ تریکودرما بر ویژگی ­های آنتی‌اکسیدانی گیاه دارویی ریحان (Ocimum basilicum L.) در شرایط تنش کم ­آبی انجام شد. روش پژوهش: این آزمایش در گلخانه گروه علوم باغبانی دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی اهر و مطالعات آزمایشگاهی نیز در آزمایشگاه ­های پایه و عمومی دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی اهر (دانشگاه تبریز) در سال 1399 به‌صورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوک‎­‎ های کامل تصادفی با سه تکرار انجام گرفت. تیمارها شامل سطوح مختلف تنش کمبود آّب شامل تنش شدید (25 درصد ظرفیت مزرعه‌ای)، تنش متوسط (50 درصد ظرفیت مزرعه ­ای)، تنش ملایم (75 درصد ظرفیت مزرعه­ ای) و بدون تنش (شاهد) هر یک از گلدان‌ها و ‎یک گونه ‏تجاری قارچ ‏‎Trichoderma harzianum Na-lac‎‏ با غلظت‌‏های 109 و 106 اسپور در هر میلی ­لیتر مایه تلقیح ‏بود. یافته­ ها: نتایج نشان داد که ‏با اعمال تنش کم­آبی میزان مالون‌دی­آلدهید، آنزیم کاتالاز و پراکسیداز، فعالیت آنتی‌اکسیدانی و فلاونوئید کل افزایش یافت. غلظت 106 اسپور در هر میلی ­لیتر تأثیر بهتری بر بهبود شاخص‌های مذکور داشت. نتیجه ­گیری: استفاده از قارچ تریکودرما در ‏مقایسه ‏با شاهد (بدون تلقیح با قارچ)‏‎ ‎می‎­‎تواند‎ ‎ابزار مناسبی ‏برای بهبود صفات فیزیولوژیکی و فعالیت­ های آنتی‌اکسیدانی در ‏شرایط تنش کم ‎­‎آبی باشد.

مطالعه رفتار رشدی استویا تحت تأثیر الیسیتورهای زیستی و غیرزیستی در شرایط هیدروپونیک

دوره 24، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 903-918

https://doi.org/10.22059/jci.2021.321904.2535

مادح احمدی، عظیم قاسم نژاد، منصور قربانپور

چکیده به‌منظور بررسی اثر برخی الیسیتورهای زیستی و غیرزیستی بر جنبه‌های مورفولوژیکی گیاه دارویی استویا در تیمار با آب شور، مطالعه‌ای به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با شش تکرار در شرایط گلخانه و کشت هیدروپونیک انجام شد. برای حصول اطمینان بیش‌تر، آزمایش برای بار دوم نیز تکرار شد. تیمارهای پژوهش حاضر شامل قارچ‌های اندوفیت جداسازی‌شده از سرخدار (در سه سطح شاهد، TB20، TB2-3)، تیمار محلول‌پاشی با ملاتونین (در سه سطح شاهد، نیم میکرومولار ملاتونین خالص و نیم میکرومولار عصاره Thymus vulgaris) و سه سطح شوری NaCl (بدون شوری، شوری متوسط 80 میلی‌مولار و شوری زیاد 150 میلی‌مولار آب آبیاری) بود. گیاهان آزمایشی از نقطه نظر صفات مورفولوژیکی موردبررسی قرار گرفتند. در هر دو آزمایش نتایج بیانگر اثر مثبت ملاتونین و اندوفیت بر بهبود ویژگی‌های رشدی گیاه (یک تا دو برابر) تحت تنش شوری بود. با این وجود، در شرایط بدون شوری و کاربرد عصاره آویشن و قارچ اندوفیت TB20 بهترین نتیجه رشد مشاهده شد. اکثر صفات هم‌چون ارتفاع، تعداد برگ، وزن تر و خشک برگ در شرایط غیر شور و کاربرد آویشن و قارچ اندوفیت TB20 در بالاترین میزان خود قرار داشته و نسبت به نمونه شاهد افزایش تقریبی یک و نیم برابری داشتند. باتوجه به اثرات مثبت ملاتونین و اندوفیت به‌ویژه TB20، پیشنهاد می‌شود که از عصاره گیاهان حاوی ملاتونین به‌عنوان تیمار حفاظتی در کشت استویا در شرایط شور استفاده شود.

بررسی تأثیر کودهای زیستی و شیمیایی بر خصوصیات کمی و کیفی گیاه دارویی سنبل‌الطیب (Valeriana officinalis L.)

دوره 24، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 947-959

https://doi.org/10.22059/jci.2021.326558.2577

مهدی حیدری رهنی، محمد نصری، یوسف فیلی زاده، پورنگ کسرایی

چکیده در این مطالعه تأثیر کود شیمیایی اوره در پنج سطح (صفر، 30، 60، 90 و 150 کیلوگرم در هکتار) و کودهای زیستی نیتروکسین و فسفربارور2 هرکدام در دو سطح تلقیح و شاهد (عدم تلقیح) بر ویژگی‌های کمی و کیفی گیاه دارویی سنبل‌الطیب نظیر درصد اسید والرنیک، عملکرد اسیدوالرنیک، وزن خشک ریشه، وزن خشک اندام­های هوایی، قطر ریشه، طول ریشه و عرض و طول برگ در سال‌های 99-1395 موردبررسی قرار گرفت. این آزمایش در مزرعه گیاهان دارویی مجتمع کشاورزی هومند آبسرد دماوند مزارع نوین ایرانیان به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار اجرا شد. نتایج نشان داد کودهای زیستی و شیمیایی با تأثیر معنی­دار بر عملکرد کمی و کیفی گیاه دارویی سنبل‌الطیب، باعث کاهش اسید والرنیک شدند، اما با افزایش عملکرد ماده خشک مقدار آن در واحد سطح افزایش یافت. بیش‌ترین و کم‌ترین مقدار اسید والرنیک (درصد) به‌ترتیب در شاهد (465/0 درصد) و تیمار کاربرد هم‌زمان کود اوره، نیتروکسین و فسفربارور2 (222/0 درصد) به‌دست آمد. نتایج این پژوهش نشان داد که بیش‌ترین و کم‌ترین وزن خشک ریشه به‌ترتیب در تیمار کاربرد هم‌زمان کود اوره، نیتروکسین و فسفربارور2 (665 کیلوگرم در هکتار) و شاهد (95/214 کیلوگرم در هکتار) به‌دست آمد. این آزمایش نشان داد که کودهای زیستی با افزایش معنی­دار عملکرد کمی و کیفی گیاه دارویی سنبل‌الطیب، جایگزینی مناسب برای کودهای شیمیایی در بالابردن کیفیت ترکیبات مؤثره آن‌ها محسوب می‌شوند.

تاثیر کود شیمیایی و غیر شیمیایی بر میزان ماده‌خشک رزماری در رقابت با علف‌های هرز

دوره 22، شماره 1، بهار 1399، صفحه 135-148

https://doi.org/10.22059/jci.2019.282463.2224

مریم صادق، فائزه زعفریان، وحید اکبرپور، مصطفی عمادی

چکیده به‌منظور بررسی میزان ماده‌خشک رزماری (Rosmarinus officinalis L.) و علف‌های هرز تحت تاثیر منابع کودی مختلف، آزمایشی به‌صورت کرت‌های خرد شده در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار در سال 1395 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری به اجرا درآمد. تیمارهای آزمایش شامل رقابت گیاه زراعی و علف‌های هرز (در دو سطح وجود و نبود علف‌های هرز) به‌عنوان عامل اصلی و منابع کودی شامل: کود دامی، ورمی‌کمپوست، کود دامی + ورمی‌کمپوست، کود شیمیایی NPK (N 46%, P2O5 46%, K2O 50%)، نانو‌کود NPK و شاهد (عدم مصرف کود) به‌عنوان عامل فرعی بود. نتایج نشان داد که رقابت با علف‌های هرز باعث شد که گیاه رزماری حداکثر تجمع ماده‌خشک خود را به لایه‌های بالاتر (40-20 سانتی‌متر) منتقل نماید؛ در حالی‌که در شرایط حذف رقابت با علف‌‌های هرز، گیاه رزماری از توانایی و یکنواختی بالاتری در حفظ ماده‌خشک در دو لایه ابتدایی کانوپی در مقایسه با شرایط حضور علف‌های هرز برخوردار بود. در این خصوص تیمار ورمی‌کمپوست با میانگین 51/49 گرم بیشترین ماده‌خشک تک بوته را داشت. بررسی‌های انجام شده روی تراکم و زیست توده‌ی علف‌های هرز نشان داد که کاربرد کود ورمی‌کمپوست به تنهایی (تیمار 2) تراکم و زیست توده علف هرز را کاهش دهد؛ در‌حالی‌که تیمار کود شیمیایی بیشترین تراکم و زیست توده علف‌های هرز را داشت. نتایج نشان داد، کاربرد کودهای آلی نظیر ورمی‌کمپوست ضمن کاهش مصرف کودهای شیمیایی و نیز نداشتن عواقب سوء زیست محیطی، توانایی بالایی در مهار رشد علف‌های هرز داشته و موجب کاهش تراکم و زیست توده علف‌های هرز می‌شود.

مقایسه صفات مورفولوژیک، عملکرد و فنولوژیک سه گونه قدومه برگه‏ دار، آراراتی و بیابانی در شرایط مزرعه‏ ای

دوره 21، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 423-434

https://doi.org/10.22059/jci.2019.278275.2190

بابک بحرینی‌نژاد، علی اشرف جعفری، زهرا جابرالانصار

چکیده این مطالعه با هدف مقایسه صفات رشدی سه گونه قدومه برگه‏دار minus Alyssum ، قدومه آراراتی A. szwitsianum و قدومه بیابانی A. desertorum در قالب طرح بلوک‏های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی اصفهان طی دو سال زراعی 1395 و 1396 انجام شد. صفات مورد بررسی عبارت از صفات عملکردی شامل عملکرد بیولوژیک، دانه، برگ، ساقه و ریشه؛ صفات مورفولوژیک شامل ارتفاع گیاه، قطر بوته، تاج پوشش و تعداد ساقه در بوته و صفات فنولوژیک شامل روز تا گلدهی، دانه‏دهی و رسیدگی‏دانه‏ بودند. بیشترین عملکرد بیولوژیک و عملکرد دانه در گونه برگه‏دار به‏ترتیب با مقادیر 1003 و 375 کیلوگرم در هکتار بدست آمد درحالی‏که کمترین مقادیر در گونه بیابانی و به‏ترتیب 559 و 207 کیلوگرم در هکتار بود. نتایج مربوط به صفات مورفولوژیک نشان‏داد که گونه برگه‏دار از نظر ارتفاع، تعداد ساقه، قطر بوته و میزان تاج پوشش نسبت به دو گونه دیگر از برتری قابل توجهی برخوردار بود. گونه‏های برگه‏دار و بیابانی با 101 و 95 روز تا رسیدگی‏دانه‏ به‏ترتیب دیررس‏ترین و زودرس‏ترین گونه بودند. بیشترین همبستگی صفت عملکرد دانه با سایر صفات به‏ترتیب متعلق به عملکرد بیولوژیک (90/0)، ارتفاع بوته (79/0)، تعداد ساقه (76/0) و تاج پوشش (75/0) بود. در مجموع نتایج بدست آمده از این مطالعه بیانگر آن بود که گونه برگه‏دار دارای پتانسیل بالاتری درتولید نسبت به دوگونه دیگر بود.

اثر نظام‌های مختلف تغذیه‌ای بر ویژگی‌های رویشی، بیوشیمیایی، عملکرد و اجزای عملکرد دانه تاتوره

دوره 20، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 869-888

https://doi.org/10.22059/jci.2018.256716.2005

رقیه محمدپوروشوایی، احمد قنبری، محمد رضا اصغری پور، محمود رمرودی، مهدی دهمرده

چکیده امروزه برای داشتن یک نظام کشاورزی پایدار، استفاده از نهاده‌هایی که جنبه‌های اکولوژیکی نظام را بهبود بخشند و مخاطرات محیطی را کاهش دهند، ضروری به‌نظر می‌رسد. در این راستا، آزمایشی به‌صورت کرت‌های یک‌بار خردشده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در ایستگاه تحقیقات کشاورزی بایع‌کلا در سال 1395 اجرا شد. عوامل آزمایشی شامل کودهای شیمیایی، دامی، کمپوست، ورمی‌کمپوست و عدم مصرف کود آلی و معدنی (شاهد) به‌عنوان عامل اصلی و کودهای زیستی نیتروکسین، بیوفسفات، نیتروکسین + بیوفسفات، نانوبیومیک و شاهد (عدم کاربرد کود زیستی و نانوزیستی) به‌عنوان عامل فرعی بودند. اثر تیمارهای کود آلی و معدنی، زیستی و نانوزیستی و برهمکنش آنها بر کلیه ویژ‌گی‌های مورد بررسی در سطح احتمال یک درصد معنی‌دار شد. برای کلیه صفات مورد بررسی بیشترین مقادیر در تیمار کود آلی ورمی‌کمپوست در تلفیق با کود نانوزیستی بیومیک به‌دست آمد. نتایج تجزیه به عامل‌ها نیز تأیید‌کننده این مسئله بود. بنابراین با توجه به ضرورت تولید گیاهان دارویی در نظام‌های زراعی کم‌نهاده، حفظ محیط زیست و نیل به اهداف کشاورزی پایدار تلفیق تیمار کود ورمی‌کمپوست و نانوبیومیک جهت بهبود رشد و افزایش عملکرد دانه تاتوره مناسب است.

اثر کود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های شیمیایی و زیستی بر عملکرد دانه و ویژگی‌های بیوشیمیایی سیاه‌دانه در شرایط قطع آبیاری

دوره 20، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 655-666

https://doi.org/10.22059/jci.2018.248224.1901

رقیه بامشاد، محمود رمرودی، محمدرضا اصغری پور

چکیده ببهمنظور بررسی کاربرد کودهای‌ شیمیایی و زیستی ازتو بارور 1 و فسفات بارور 2 بر عملکرد دانه، درصد روغن و ویژگی‌های بیوشیمیایی سیاه‌دانه در شرایط قطع آبیاری، آزمایشی به صورت کرت های یک بار خرد شده در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه زابل در سال زراعی 96-1395 انجام شد. عامل اصلی قطع آبیاری در چهار سطح شامل: آبیاری متداول، قطع آبیاری در مرحله ساقه رفتن تا شروع گلدهی، قطع آبیاری در مرحله گلدهی تا شروع پرشدن دانه‌ و قطع آبیاری در مرحله شروع پرشدن تا انتهای پر شدن دانه و عامل فرعی انواع کود در چهار سطح شامل: شاهد (عدم مصرف کود)، ازتو بارور ۱، فسفات بارور۲ و سوپر فسفات تریپل بودند. نتایج نشان دهنده بر‌هم‌کنش معنی دار قطع آبیاری و کود بر عملکرد دانه، درصد روغن، کربوهیدرات‌ها، پرولین، پروتئین کل، جذب نیتروژن، فسفر و پتاسیم بود. بیشترین عملکرد دانه، درصد روغن، پروتئین کل، نیتروژن، پتاسیم و فسفر از تیمار آبیاری متداول توأم با کاربرد کود زیستی ازتو بارور 1 و بیشترین میزان پرولین از تیمار قطع آبیاری در مرحله شروع پرشدن تا انتهای پرشدن دانه با کاربرد کود سوپرفسفات تریپل حاصل شدند. تیمار قطع آبیاری در مرحله شروع پر شدن تا انتهای پرشدن دانه توام با کاربرد کود فسفات بارور 2 بیشترین کربوهیدرات را به خود اختصاص داد. به طور کلی، نتایج نشاندهنده تأثیر مثبت کود‌های زیستی در بهبود شرایط تغذیه‌ای گیاهان در شرایط قطع آبیاری می‌باشد.

تأثیر سیستم‌های مختلف خاک‌ورزی و انواع کود بر ویژگی‏های کمی و کیفی زیره سبز

دوره 20، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 415-426

https://doi.org/10.22059/jci.2018.237843.1796

قاسم حسین طلایی، احمد قنبری، محمدرضا اصغری پور، حسن حبیبی، سید محسن موسوی نیک

چکیده به‌منظور بررسی تأثیر سیستم‌های مختلف خاک‌ورزی و انواع کود بر ویژگی‏های کمی و کیفی زیره سبز، آزمایشی به‌صورت کرت‌های خرد شده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی شهرستان دلفان در سال زراعی 1394-95 انجام گرفت. عامل اصلی شامل سه سیستم مختلف خاک‌ورزی؛ (1) خاک‌ورزی متداول (گاوآهن برگردان‌دار، پنجه‌غازی و دیسک)، (2) خاک‌ورزی حداقل (پنجه‌غازی و دیسک) و (3) بدون خاک‌ورزی (دیسک) و عامل فرعی شامل کودهای آلی و شیمیایی در 8 سطح؛ (1) شاهد، (2) 25 کیلوگرم کود شیمیایی نیتروژن، (3) 10 تن ورمی‌کمپوست، (4) 20 تن کود گاوی، (5) 20 تن کمپوست زباله شهری، (6) 50 درصد کود شیمیایی + 50 درصد ورمی‌کمپوست، (7) 50 درصد کود شیمیایی + 50 درصد کود گاوی و (8) 50 درصد کود شیمیایی + 50 درصد کمپوست زباله شهری می‌باشد. نتایج نشان داد که بالاترین عملکرد دانه (53/81 گرم در متر مربع) و عملکرد بیولوژیک (41/210 گرم در متر مربع) مربوط به سیستم خاک‌ورزی حداقل و مصرف کود گاوی بود و کمترین آن‌ها نیز در سیستم بدون خاک‌ورزی و تیمار شاهد به‏دست آمد. همچنین، بیشترین درصد و عملکرد اسانس در سیستم خاک‌ورزی حداقل و مصرف 10 تن ورمی‌کمپوست در هکتار به‏دست آمد که نسبت به سیستم بدون خاک‌ورزی و تیمار شاهد به‏ترتیب 25 و 28 درصد افزایش را نشان داد. می‌توان نتیجه‌گیری کرد که برای افزایش و بهبود ویژگی‏های کمی و کیفی زیره سبز کاربرد کود گاوی و ورمی‌کمپوست در قالب خاک‌ورزی حداقل قابل توصیه است.

تأثیر نانوکود فسفر و ورمی‌کمپوست بر عملکرد، اجزای عملکرد و درصد اسانس بابونه آلمانی

دوره 19، شماره 1، بهار 1396، صفحه 177-187

https://doi.org/10.22059/jci.2017.60408

محبوبه آشناور، محمدعلی بهمنیار، وحید اکبرپور، نیره قربانی

چکیده مدیریت کود یک عامل مهم در موفقیت کشت گیاهان دارویی است و در این بین شناسایی کودهای سازگار با طبیعت و مناسب برای گیاه، می‌تواند اثرات مطلوبی بر شاخص‌های کمی و کیفی گیاه داشته باشد. بدین منظور، آزمایشی به‏صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملاً تصادفی با دو عامل نانوکود فسفر به‏صورت محلول‌پاشی برگی (صفر، 2 و 4 گرم در لیتر) در سه مرحله و ورمی‌کمپوست (صفر، 5 و 10 درصد وزن خاک گلدان)، با سه تکرار در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری در سال 1393 اجرا گردید. نتایج به‌دست آمده حاکی از آن بود که تمام صفات مورد بررسی نظیر تعداد گل در بوته، وزن‌تر و خشک گل‌ها، درصد و عملکرد اسانس و درصد کامازولن در گیاه بابونه آلمانی تحت تأثیر تیمارهای مختلف کودی قرار گرفتند. به‌طوری‌که، بیشترین تعداد گل در بوته، وزن‌تر و خشک گل‌ها و عملکرد اسانس از تیمار 2 گرم در لیتر نانوکود فسفر + 10 درصد ورمی‌کمپوست به دست آمد و کمترین مقدار نیز مربوط به تیمار شاهد بود. حداکثر درصد اسانس گل‌ها (46/4 درصد) در اثر کاربرد بالاترین سطوح کودی (4 گرم در لیتر نانوکود فسفر + 10 درصد ورمی‌کمپوست) حاصل شد که نسبت به تیمار شاهد 43 درصد افزایش داشت. همچنین، درصد کامازولن در تیمار شاهد بیشترین مقدار (9/15 درصد) را به خود اختصاص داد که با تیمار 2 گرم در لیتر نانوکود فسفر + 5 درصد ورمی‌کمپوست (43/15 درصد) در یک سطح آماری قرار داشت.

اثر تاریخ کاشت بر عملکرد، اجزای عملکرد، میزان مواد مؤثره و کنترل علف‌های هرز در کشت مخلوط زنیان و اسفرزه

دوره 18، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 835-850

https://doi.org/10.22059/jci.2017.56655

حسن موسی پور، احمد قنبری، محمدرضا اصغری پور

چکیده این مطالعه با هدف بررسی اثرات کشت مخلوط افزایشی زنیان و اسفرزه و تاریخ کاشت بر عملکرد، اجزای عملکرد و میزان اسانس زنیان، درصد موسیلاژ در اسفرزه و کنترل علف‌های هرز به صورت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با 3 تکرار، در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه زابل، در سال 1392 اجرا گردید. تاریخ کاشت 20 دی­ماه و 20 بهمن­ماه در پلات­های اصلی و کشت‌های خالص دو گونه زنیان و اسفرزه و نسبت‌های کشت افزایشی (25، 50، 75 و 100 درصد اسفرزه به همراه 100 درصد زنیان) در پلات­های فرعی قرار گرفتند. نتایج آزمایش نشان داد که تأخیر در کاشت سبب افزایش معنی‌دار میزان اسانس زنیان شد، ولی عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیکی، عملکرد اسانس و وزن هزاردانه زنیان با تأخیر در کاشت به‌ترتیب حدود 3/12، 7/13، 5/0 و 1/35 درصد کاهش نشان داد. تأخیر در کاشت اسفرزه نیز تأثیر معنی­داری بر عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیکی نداشت. نسبت‌های کشت مخلوط به‌طور معنی­داری باعث کاهش عملکرد و اجزای عملکرد دو گیاه شد، به‌طوری‌که بیشترین عملکرد دانه زنیان (2303 کیلوگرم در هکتار) و اسفرزه (539 کیلوگرم در هکتار) از کشت خالص دو گیاه و کمترین ماده خشک علف­های هرز از تاریخ کشت 20 دی­ماه و نسبت کشت مخلوط 75 و 100 درصد اسفرزه + 100 درصد زنیان به‌دست آمد. تیمار 50 و 75 درصد اسفرزه + 100 درصد زنیان را می­توان به عنوان تیمار برتر این مطالعه معرفی کرد، زیرا بالاترین نسبت برابری زمین از این تیمار حاصل شد.

اثر تنش خشکی و محلول‌پاشی با اسید سالیسیلیک بر عملکرد کمی و کیفی سیاهدانه در شرایط آب‌و‌هوایی کرمان

دوره 17، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 827-840

https://doi.org/10.22059/jci.2015.54389

نجمه جامی، سید محسن موسوی نیک، مهدی نقی زاده

چکیده سیاهدانه، آزمایشی به‌صورت کرت‌های خردشده در قالب بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار، در مزرعۀ تحقیقاتی دانشگاه شهید باهنر کرمان در سال زراعی 93-1392 انجام گرفت. فاکتور اول خشکی  (d)شامل شاهد (‌90 درصد ظرفیت زراعی)، تنش متوسط (‌70 درصد ظرفیت زراعی) و تنش شدید (‌50 درصد ظرفیت زراعی) و فاکتور دیگر چهار غلظت اسید سالیسیلیک (s) شامل صفر میکرو‌مولار (شاهد)، 5، 10 و 15 میکرو‌مولار بود. تفاوت معناداری در صفات تعداد دانه در بوته، وزن هزاردانه، شاخص برداشت و عملکرد اسانس و دانه با اعمال تنش خشکی و اسید سالیسیلیک وجود داشت، به‌طوری­ که محلول‌پاشی با 10 میکرومولار اسید سالیسیلیک سبب افزایش 05/79 درصدی عملکرد دانه شد. اثر متقابل اسید سالیسیلیک و تنش خشکی نیز بر درصد اسانس، عملکرد بیولوژیک و تعداد دانه در فولیکول معنادار بود. اثر متقابل سطح دوم تنش خشکی و غلظت 10 میکرومولار اسید سالیسیلیک سبب افزایش 150 درصدی مقدار اسانس شد. ازاین‌رو، برای دستیابی به حداکثر عملکرد بیولوژیک، تعداد دانه در فولیکول و درصد اسانس در تنش خشکی می­توان از غلظت متوسط اسید سالیسیلیک (10 میکرو‌مولار) با آبیاری متوسط (70 درصد ظرفیت زراعی) در سیاهدانه استفاده کرد که در مناطق خشک از لحاظ اقتصادی نیز مقرون به صرفه است.