راضیه پوربیرک؛ فرهاد مهاجری؛ مهدی مدن دوست؛ ابوالفتح مرادی
چکیده
هدف: این پژوهش با هدف ارزیابی نقش مدیریت تغذیه زیستی- معدنی در بهبود تحمل به کمآبی، حفظ عملکرد دانه و پایداری شاخصهای فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی گیاه کینوا تحت سطوح مختلف آبیاری انجام شد.روش پژوهش: آزمایش طی دو سال زراعی متوالی (1401-1400و 1402-1401) بهصورت اسپلیتپلات فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار اجرا گردید. ...
بیشتر
هدف: این پژوهش با هدف ارزیابی نقش مدیریت تغذیه زیستی- معدنی در بهبود تحمل به کمآبی، حفظ عملکرد دانه و پایداری شاخصهای فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی گیاه کینوا تحت سطوح مختلف آبیاری انجام شد.روش پژوهش: آزمایش طی دو سال زراعی متوالی (1401-1400و 1402-1401) بهصورت اسپلیتپلات فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار اجرا گردید. سطوح آبیاری (۱۰۰، ۷۵ و ۵۰ درصد ظرفیت زراعی) بهعنوان عامل اصلی و ترکیب فاکتوریلی کودهای زیستی در سه سطح (عدم تلقیح، نیتروکسین و بیوفسفر) و محلولپاشی ریزمغذیها در سه سطح (شاهد، آهن و روی) بهعنوان عوامل فرعی در نظر گرفته شدند. ویژگیهای عملکرد دانه، شاخص برداشت، میزان پرولین، کربوهیدرات کل، پروتئین محلول و فعالیت آنزیم کاتالاز اندازهگیری شدند.یافتهها: نتایج نشان داد کاهش آبیاری موجب افت معنیدار عملکرد دانه گردید؛ بهگونهای که در تیمار آبیاری معادل ۷۵ درصد ظرفیت زراعی، عملکرد دانه ۲۵ درصد و در تیمار آبیاری معادل ۵۰ درصد ظرفیت زراعی ۴۴ درصد نسبت به آبیاری کامل کاهش یافت. تلفیق نیتروکسین با آهن در هر دو سال بالاترین عملکرد را نشان داد، بهطوریکه در سال دوم تحت شرایط آبیاری متداول عملکرد را تا ۲۸۵۹ کیلوگرم در هکتار (افزایش ۲۲ درصد نسبت به شاهد) و در شرایط کمآبی شدید تا ۱۵۸۳ کیلوگرم در هکتار (افزایش ۳۰ درصد نسبت به شاهد) ارتقا داد. شاخص برداشت نیز با محدودیت آب کاهش یافت، اما تیمار بیوفسفر+ آهن بیشترین پایداری را نشان داد و در شرایط آبیاری پس از 50 درصد ظرفیت زراعی مقدار ۱۳/۳۵ درصد را حفظ کرد (در مقابل ۱۸/۲۷ درصد در شاهد). تجمع پرولین در شرایط کمآبی افزایش یافت، اما کاربرد نیتروکسین+ آهن موجب کاهش آن تا ۴۱ درصد نسبت به شاهد شد. همچنین، کاربرد بیوفسفر موجب افزایش ۳۷ درصد در کربوهیدرات کل و نیتروکسین سبب افزایش ۴۱ درصد در پروتئین محلول برگ در شرایط کمآبی شدید گردید. فعالیت آنزیم کاتالاز در اثر کاهش رطوبت افزایش یافت، اما تلقیح زیستی بهویژه با نیتروکسین، این افزایش را تا حدود ۳۹ درصد تعدیل کرد.نتیجهگیری: بهطورکلی، نتایج بیانگر آن است که مدیریت تلفیقی تغذیه زیستی- معدنی، بهویژه تلفیق نیتروکسین با آهن، با بهبود وضعیت تغذیهای و فیزیولوژیکی گیاه، کاهش اثرات اکسیداتیو و حفظ ترکیبات سازگار با کمآبی، موجب افزایش معنیدار عملکرد و پایداری کینوا در شرایط محدودیت آبی میشود. این راهبرد میتواند بهعنوان گزینهای پایدار و زیستسازگار برای بهبود کارایی مصرف آب و حفظ عملکرد کینوا در مناطق خشک و نیمهخشک کشور مناسب خواهد بود.