سجاد بیات؛ عزت اله اسفندیاری؛ علی اکبر اسدی؛ اسماعیل کریمی
چکیده
هدف: روی عنصری کممصرف و ضروری برای گیاه بوده و نقش ساختاری و کوفاکتوری در آنزیمهای متعدد ایفا میکند. در خاکهای آهکی، جذب روی کاهش مییابد که برآیند آن تقلیل عملکرد است. لذا، شناسایی ژنوتیپهای متحمل به کمبود روی با رتبهبندی از طریق شاخصهای ارزیابی در شرایط تنش از روشهای رفع این چالش است.روش پژوهش: در این بررسی، از شاخصهای ...
بیشتر
هدف: روی عنصری کممصرف و ضروری برای گیاه بوده و نقش ساختاری و کوفاکتوری در آنزیمهای متعدد ایفا میکند. در خاکهای آهکی، جذب روی کاهش مییابد که برآیند آن تقلیل عملکرد است. لذا، شناسایی ژنوتیپهای متحمل به کمبود روی با رتبهبندی از طریق شاخصهای ارزیابی در شرایط تنش از روشهای رفع این چالش است.روش پژوهش: در این بررسی، از شاخصهای مختلف تحمل به تنش مانند روی کارایی، حساسیت به تنش، تحمل، تحمل به تنش، میانگین هندسی تولید و بهویژه میانگین بهرهوری یا متوسط تولید (MP) و مقدار تابع عضویت (MFV) در راستای گزینش ژنوتیپهای لوبیا چیتی و ارزیابی تحمل به کمبود روی استفاده شد. بدین منظور آزمایشی در مزرعه پژوهشی دانشکده کشاورزی دانشگاه زنجان در سال زراعی 1397-1398 بهصورت آگمنت با 10 بلوک اجرا گردید. برای ایجاد تمایز بین 29 ژنوتیپ یا رقم لوبیا چیتی، دو سطح کود روی (عدم محلولپاشی و محلولپاشی با غلظت یک در هزار) لحاظ شد. برای محاسبه شاخصها بهویژه شاخص MFV، دادههای حاصل از اندازهگیری عملکرد دانه در واکنش به کمبود و محلولپاشی روی بهکار برده شد. یکنواختی زمین آزمایشی با تجزیه واریانس شاهدها بهوسیله طرح کاملاً تصادفی تعیین گردید.یافتهها: در این پژوهش، آزمون T مشخص نمود، کمبود و محلولپاشی روی بر عملکرد دانه تأثیر معنیداری (0001/0<p) داشته و با مصرف روی، عملکرد دانه در همه ژنوتیپها بهطور میانگین 84/29 درصد افزایش یافت. همچنین، براساس معیارهای ارزیابی، ژنوتیپها به پنج گروه، یک ژنوتیپ بسیار رویکارآ (64/99= ZE)، سه ژنوتیپ رویکارآ (38/90≤ZE<64/99)، 20 ژنوتیپ و رقم نسبتاً رویکارآ (08/71≤ZE<38/90)، چهار رقم و ژنوتیپ کم رویکارآ (51/64≤ZE<08/71) و یک ژنوتیپ غیر رویکارآ (59/56=ZE) تفکیک شد. همچنین، با توجه به یکسانبودن مقادیر عددی همبستگی سه شاخص STI، MP و GMP که نزدیک به عدد یک میباشند، نتیجهگیری شد ارزیابی ژنوتیپها براساس هر یک از این شاخصها دارای نتایج یکسان است. بیشترین MP متعلق به ژنوتیپ KS-21567 (19/367 گرم بر مترمربع) بود که ZE آن برابر 59/85 درصد میباشد (نسبتاً رویکارا و نسبتاً متحمل به تنش). کمترین MP به مقدار 81/229 گرم بر مترمربع در ژنوتیپ KBC-22138 با کارایی روی 32/77 درصد، نسبتاً رویکارا و نسبتاً متحمل به تنش بهدست آمد.نتیجهگیری: با شناسایی ژنوتیپهای رویکارا و دارای پتانسیل عملکرد بالا، توسعه ارقام مطلوب در برنامههای بهنژادی، امکانپذیر شده و میتوان گفت دو شاخص MFV و MP بهعنوان شاخصهای مهم و تسهیلکننده در جداسازی و طبقهبندی ژنوتیپها قابل استفاده میباشند که شاخص MFV برای سایر تنشهای غیرزیستی نیز پیشنهاد میگردد.
غلامرضا شهیدی؛ غلام عباس اکبری؛ علی اکبر اسدی؛ غلامعلی اکبری؛ محمد هادی غفاریان مغرب
چکیده
هدف: این پژوهش با هدف ارزیابی اثر رژیمهای تغذیهای ترکیبی شامل کودهای آلی و معدنی همراه با محلولپاشی برگی بر اجزای عملکرد، عملکرد دانه، زیستتوده و شاخص برداشت لوبیا چیتی تحت شرایط تنش کمآبی اجرا شد.روش پژوهش: آزمایش طی دو سال زراعی (۱۴۰۱–۱۴۰۲ و ۱۴۰۲–۱۴۰۳) در ایستگاه تحقیقات کشاورزی خیرآباد زنجان بهصورت کرتهای خردشده ...
بیشتر
هدف: این پژوهش با هدف ارزیابی اثر رژیمهای تغذیهای ترکیبی شامل کودهای آلی و معدنی همراه با محلولپاشی برگی بر اجزای عملکرد، عملکرد دانه، زیستتوده و شاخص برداشت لوبیا چیتی تحت شرایط تنش کمآبی اجرا شد.روش پژوهش: آزمایش طی دو سال زراعی (۱۴۰۱–۱۴۰۲ و ۱۴۰۲–۱۴۰۳) در ایستگاه تحقیقات کشاورزی خیرآباد زنجان بهصورت کرتهای خردشده در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با چهار تکرار انجام گرفت. تیمارها شامل دو سطح تغذیه خاکی (شاهد و مصرف همزمان ۵۰ کیلوگرم سولفاتپتاسیم+ ۲ کیلوگرم هیومیکاسید در هکتار)، چهار سطح محلولپاشی (شاهد یا اسپری آب، نانوکود روی، اسیدآمینه و سیلیکاتپتاسیم) و دو سطح آبیاری (کامل با فواصل پنج روزه و تنشی با فواصل نُه روزه) بودند.یافتهها: نتایج نشان داد که تنش آبی موجب کاهش معنیدار اجزای زایشی و عملکرد شد، بهطوریکه تعداد بوته در مترمربع، غلاف در بوته، دانه در غلاف و وزن صددانه بهترتیب 9/8، 1/9، 5/10 و ۱/۶ درصد کاهش یافتند. بیشترین تعداد دانه در غلاف (92/7 عدد) در آبیاری کامل همراه با سیلیکاتپتاسیم و کمترین مقدار (هفت عدد) در تیمار تنش آبی بدون محلولپاشی ثبت گردید که معادل کاهش 65/11 درصد بود. عملکرد دانه تحت تنش حدود ۲۹ درصد کاهش یافت (از ۳۰۳۸ به ۲۱۵۰ کیلوگرم در هکتار). سیلیکاتپتاسیم با میانگین ۲۷۳۳ کیلوگرم در هکتار بالاترین عملکرد را داشت که حدود ۷ درصد بیشتر از سایر تیمارها بود. در مورد شاخص برداشت، آبیاری کامل میانگین ۵۷ درصد و آبیاری تنشی ۴۸ درصد را نشان داد. بیشترین شاخص برداشت (۵۶ درصد) در نانوکود روی مشاهده شد که بیانگر نقش آن در بازپخش مواد فتوسنتزی به اندامهای زایشی است. بیشترین زیستتوده (32/3165 کیلوگرم در هکتار) در آبیاری کامل و سیلیکاتپتاسیم به دست آمد که نسبت به تیمارهای نانوکود روی و اسیدآمینه بهترتیب 1/6 و 2/8 درصد بیشتر بود. حتی بدون تغذیه پایه، سیلیکاتپتاسیم موفق به حفظ زیستتوده در سطح بالایی (21/2762 کیلوگرم در هکتار) شد.نتیجهگیری: بهطورکلی، محلولپاشی سیلیکاتپتاسیم با بهبود فتوسنتز، افزایش پایداری دیواره سلولی و کاهش پراکسیداسیون لیپیدها توانست اثرات منفی خشکی را تعدیل کرده و موجب ارتقای عملکرد و زیستتوده گردد. همچنین نقش مثبت نانوکود روی در بهبود شاخص برداشت تأیید شد. این نتایج میتواند مبنای توسعه راهبردهای تغذیهای برای افزایش تابآوری لوبیا چیتی در شرایط اقلیمی ناپایدار باشد.