نیلوفر براتی؛ مسعود رفیعی؛ مرجان دیانت؛ محمد رضا اردکانی؛ وریا ویسیانی
چکیده
هدف: در سالهای اخیر، استفاده از روشهای خاکورزی حفاظتی در جهان بهطور گستردهای مورد توجه قرار گرفته و استفاده از روشهای خاکورزی مرسوم در برخی از نقاط جهان منسوخ شده است. روشهای خاکورزی حفاظتی خاک معمولاً در مناطق خشک و نیمهخشک اجرا میشوند. در مناطق نیمهخشک، کلید افزایش تولید محصولات کشاورزی، به حداکثر رساندن نفوذ ...
بیشتر
هدف: در سالهای اخیر، استفاده از روشهای خاکورزی حفاظتی در جهان بهطور گستردهای مورد توجه قرار گرفته و استفاده از روشهای خاکورزی مرسوم در برخی از نقاط جهان منسوخ شده است. روشهای خاکورزی حفاظتی خاک معمولاً در مناطق خشک و نیمهخشک اجرا میشوند. در مناطق نیمهخشک، کلید افزایش تولید محصولات کشاورزی، به حداکثر رساندن نفوذ آبهای سطحی است. علاوه بر این، روشهایی که منجر به کاهش تبخیر از خاک و افزایش میزان آب در دسترس گیاهان در هنگام بروز خشکسالی میشوند، بسیار مهم هستند. بنابراین آزمایشی بهمنظور ارزیابی اثر نظامهای خاکورزی بر عملکرد کمی،کیفی علوفه و فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدان در لگومهای علوفهای، در مزرعه پژوهشی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی شهر خرمآباد در سالهای 1402-1401 و 1403- 1402 انجام یافته است.
روش پژوهش: آزمایش بهصورت اسپلیتپلات بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار به اجرا درآمد. روشهای خاکورزی (مرسوم، کم خاکورزی و بدون خاکورزی) بهعنوان فاکتور اصلی و لگومهای علوفهای (باقلا توده بروجرد، ماشک رقم لامعی، خلر، باقلا رقم برکت و فیض) بهعنوان فاکتور فرعی لحاظ شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که اثر متقابل نظام خاکورزی و لگومهای علوفهای بر تمامی صفات اندازهگیری شده بهجز پارامترهای کیفی ازجمله ماده خشک قابل هضم، پروتئین خام، خاکستر، کربوهیدرات محلول در آب، فیبر خام و فیبر نامحلول در شویندهی خنثی در سطح احتمال خطای یک درصد معنیدار بود. بیشترین میزان عملکرد علوفه تر (52/10671 و 11/10581 کیلوگرم در هکتار)، وزن خشک برگ (86/16 و 82/16 گرم) و ساقه (46/20 و 42/20 گرم) در گیاه ماشک رقم لامعی به ترتیب در خاکورزی مرسوم و کمخاکورزی، عملکرد علوفه خشک در گیاهان ماشک رقم لامعی و باقلا رقم برکت ( به ترتیب 91/2820 و 82/2352 کیلوگرم در هکتار) در نظام خاکورزی مرسوم و آنزیم کاتالاز (09/54 OD میکروگرم پروتئین بر دقیقه) در گیاه ماشک رقم لامعی در نظام خاکورزی مرسوم مشاهده شد. بررسی تغییرات صفات کیفی در لگومهای علوفهای نشان داد که گیاه ماشک رقم لامعی بیشترین ماده خشک قابل هضم، خاکستر، پروتئین خام، فیبر خام و فیبر نامحلول در شویندهی خنثی را دارد، درحالی که گیاه باقلا رقم برکت و توده بروجرد بیشترین کربوهیدرات محلول در آب را ارائه کردند.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج، اجرای نظام کم خاکورزی و مرسوم نسبت به نظام بدون خاکورزی و کاشت لگوم علوفهای ماشک رقم لامعی اثر سودمندتری بر افزایش خصوصیات عملکرد، فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدان و صفات کیفی علوفه داشتند.
محسن کریمی موحدی؛ غلام عباس اکبری؛ غلام علی اکبری؛ فاطمه بناءکاشانی؛ محمدرضا اردکانی
چکیده
هدف: تنشهای محیطی بهویژه تنش خشکی از مهمترین عوامل کاهشدهنده رشد و نمو گیاهان روغنی مانند کلزا در مناطق خشک و نیمهخشک میباشد. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر بیوچار و بیوسولفور بر عملکرد دانه و برخی صفات اکوفیزیولوژیک کلزا در شرایط تنش خشکی در کشت زمستانه می باشد.روش پژوهش: این پژوهش بهصورت کرت خردشده- فاکتوریل و در قالب طرح ...
بیشتر
هدف: تنشهای محیطی بهویژه تنش خشکی از مهمترین عوامل کاهشدهنده رشد و نمو گیاهان روغنی مانند کلزا در مناطق خشک و نیمهخشک میباشد. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر بیوچار و بیوسولفور بر عملکرد دانه و برخی صفات اکوفیزیولوژیک کلزا در شرایط تنش خشکی در کشت زمستانه می باشد.روش پژوهش: این پژوهش بهصورت کرت خردشده- فاکتوریل و در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در سال ۱۳۹۸ در کرج اجرا گردید. در این آزمایش تیمار آبیاری در سه سطح 30، 60 و 100 درصد ظرفیت زراعی بهعنوان کرتهای اصلی و تیمار بیوچار در سه سطح عدم کاربرد و کاربرد سه و شش تن در هکتار و تیمار بیوسولفور در دو سطح کاربرد و عدم کاربرد بهعنوان کرتهای فرعی در نظر گرفته شدند.یافتهها: مشخص شد که تنش خشکی تأثیر معنیداری بر عملکرد دانه و روغن گیاه کلزا دارد، بهطوریکه میزان این صفات در تنش شدید نسبت به شاهد بهترتیب 50 و 52 درصد کاهش را نشان میدهد. همچنین استفاده از شش تن در هکتار بیوچار موجب افزایش 49 و 36 درصدی در تعداد خورجین در بوته و تعداد دانه در خورجین شده است. همچنین اثر متقابل کاربرد بیوسولفور و استفاده از شش تن بیوچار بیشترین تأثیر را بر صفات تعداد خورجین در بوته و شاخص برداشت داشت.نتیجهگیری: نتایج در مجموع نشان داد که کاربرد کودهای زیستی میتواند بهعنوان یک روش مناسب برای افزایش عملکرد گیاه کلزا بهکار برده شود، بهطوریکه افزایش درصد روغن و عملکرد دانه در نهایت موجب افزایش عملکرد مزرعهای و اقتصادی (روغن) گیاه کلزا میگردد.
محمد کاوه؛ محمدعلی اسماعیلی؛ همت اله پیردشتی؛ محمدرضا اردکانی
چکیده
در این مطالعه، اثر کاربرد همزمان بایوچار، باکتری آزوسپریلیوم لیپوفروم و نیتروژن در دو شیوه آبیاری غرقابی و تناوبی بر عملکرد و اجزای عملکرد برنج (Oryza sativa L.) رقم طارم هاشمی بررسی شد. این آزمایش بهصورت کرتهای دوبارخردشده برپایه طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری در دو سال زراعی ...
بیشتر
در این مطالعه، اثر کاربرد همزمان بایوچار، باکتری آزوسپریلیوم لیپوفروم و نیتروژن در دو شیوه آبیاری غرقابی و تناوبی بر عملکرد و اجزای عملکرد برنج (Oryza sativa L.) رقم طارم هاشمی بررسی شد. این آزمایش بهصورت کرتهای دوبارخردشده برپایه طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری در دو سال زراعی 1396 و 1397 انجام گرفت. تیمارهای موردمطالعه شامل شیوه آبیاری در دو سطح آبیاری غرقاب و آبیاری تناوبی بهعنوان عامل اصلی و عامل فرعی تیمار کودی در نه سطح، 100، 75 و 50 درصد نیتروژن بههمراه شاهد (بدون بایوچار)، 20 و 10 تن بایوچار در هکتار و نیز جدایه خالص باکتری آزوسپریلیوم لیپوفروم در دو سطح بدون مایهزنی با نشا و با مایهزنی با نشا بهعنوان عامل فرعی فرعی در نظر گرفته شدند. با توجه به معنیداری اثر عوامل موردبررسی بر صفات مورد اندازهگیری، براساس یافتهها، کاربرد 20 تن بایوچار بههمراه با 75 و 100 درصد نیتروژن توصیهشده بیشترین تأثیر را بر عملکرد و اجزای عملکرد برنج در هر دو شیوه آبیاری تناوبی و غرقابی نشان داد. در مقایسه، میزان اثربخشی بایوچار در آبیاری تناوبی چشمگیرتر بود. بنابراین میتوان چنین نتیجه گرفت که کاربرد 20 تن بایوچار بههمراه با 75 و 100 درصد نیتروژن توصیهشده توانسته کاهش عملکرد ناشی از کاهش مصرف آب در آبیاری تناوبی را نسبت به آبیاری غرقاب تا اندازه زیادی جبران کند.