علی یزدان پناه گوهری؛ مرضیه قنبری جهرمی؛ وحید زرین نیا
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از تاریخ 16 خرداد 1400
چکیده
میکوریزا یکی از رایجترین میکروارگانیزمهای همزیست با گیاهان محسوب میشود. به منظور ارزیابی سازگاری تودههای مختلف بذری گیاه کاسنی و تلقیح با قارچ میکوریزا، آزمایشی بصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی شامل دو توده بذری (اردبیل و فارس) و تیمار همزیستی با قارچ میکوریزا (Glomus mosseae، Glomus intraradices و عدم کاربرد) در سه تکرار ...
بیشتر
میکوریزا یکی از رایجترین میکروارگانیزمهای همزیست با گیاهان محسوب میشود. به منظور ارزیابی سازگاری تودههای مختلف بذری گیاه کاسنی و تلقیح با قارچ میکوریزا، آزمایشی بصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی شامل دو توده بذری (اردبیل و فارس) و تیمار همزیستی با قارچ میکوریزا (Glomus mosseae، Glomus intraradices و عدم کاربرد) در سه تکرار در گلخانه در سال 1398 اجرا شد. میزان ترکیبات فیتوشیمیایی (فنول، فلاونوئید و فعالیت آنتیاکسیدانی، کلروفیل a، b و کل)، وزن تر و خشک ریشه و طول آن، جذب عناصر معدنی در گیاه کاسنی اندازهگیری شد. نتایج نشان داد که توده بذری و کاربرد قارچهای میکوریزا تأثیر معنیداری بر صفات رویشی، مقدار تولید کلروفیل، فنول و فلاونوئید کل و فعالیت آنتیآکسیدانی گیاه داشت. بالاترین مقدار تولید فنل کل (77/3 میلیگرم بر گرم وزن تر)، فلاونوئید کل (21/1 میلیگرم بر گرم وزن تر)، فعالیت آنتیآکسیدانی (23/5 میلیگرم بر گرم وزن تر) و پارامترهای رشد رویشی در تیمار توده اردبیل و تحت کاربرد قارچ G. intraradices و کمترین مقدار آنها در توده فارس در شرایط عدم کاربرد قارچ مشاهده شد. نوع توده بذری باعت تغییر در میزان رشد و ترکیبات فیتوشیمیایی گیاه میشود. با کاربرد قارچهای میکوریزا پارامترهای رشدی بهبود یافتند. تاثیر کاربرد قارچ G. intraradices، کارآمدتر از همزیستی ناشی از قارچ G. mosseae تشخیص داده شد. بر اساس نتایج پژوهش حاضر و با توجه به سازگاری میکوریزا با محیطزیست، استفاده از قارچهای مذکور به منظور افزایش عملکرد انواع گیاهان و خصوصا گیاهان دارویی قابل توصیه است.
جواد گرایلی؛ مهدی حدادی نژاد؛ حسین مرادی؛ مرضیه قنبری جهرمی
دوره 20، شماره 2 ، تابستان 1397، ، صفحه 439-452
چکیده
خسارت غیرسرمایی پوست (NCPP) یکی از عوامل تخریب فیزیولوژیکی و بعد از برداشت در پوست میوههای مرکبات میباشد. هدف از این تحقیق، بررسی اثر کمبود رطوبت نسبی در انبار خشک (%35-30=RH و دمای 22-18درجه سانتی گراد) نسبت به انبار معمولی (%75-70= RH و دمای 8-6درجه سانتی گراد) و 24-اپیبراسینولید صفر، 5 و 10 میلیگرم در لیتر در زمانهای مختلف انبارداری (15 و ...
بیشتر
خسارت غیرسرمایی پوست (NCPP) یکی از عوامل تخریب فیزیولوژیکی و بعد از برداشت در پوست میوههای مرکبات میباشد. هدف از این تحقیق، بررسی اثر کمبود رطوبت نسبی در انبار خشک (%35-30=RH و دمای 22-18درجه سانتی گراد) نسبت به انبار معمولی (%75-70= RH و دمای 8-6درجه سانتی گراد) و 24-اپیبراسینولید صفر، 5 و 10 میلیگرم در لیتر در زمانهای مختلف انبارداری (15 و 30 روز) بر عمر پس از برداشت پرتقال تامسون ناول میباشد. آزمایش بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در زمستان 1394 به مدت 30 روز و در 3 تکرار و 5 نمونه انجام شد. صفاتی نظیر درصد کاهش وزن، میزان خسارت غیرسرمایی پوست، درصد باز بودن روزنهها، مواد جامد محلول، اسید قابل تیتراسیون، نشت یونی، میزان فعالیت آنزیم کاتالاز و مقدار مالوندیآلدئید در میوه اندازهگیری شد. نتایج نشان دادند که تنش خشکی بهطور معنیداری باعث افزایش کاهش وزن (%67/9)، خسارت غیرسرمایی پوست (33/3 code) و فعالیت آنزیم کاتالاز پوست میوهها (136/0) گردید. نگهداری میوهها در محیط خشک منجر به کاهش روزنه های باز پوست میوه از 3/55 به 1/36 درصد شد که با کاربرد 24-اپیبراسینولید، روزنههای روی پوست میوه به دلیل اثر متعادل کننده این تنظیمکننده رشد، در حد انبار معمولی (1/51 درصد) باز باقی ماندند. همچنین کاربرد 24-اپیبر در غلظت 5 میلیگرم در لیتر به طور معنیداری سبب کاهش خسارت غیرسرمایی پوست و کاهش وزن شد. با توجه به اثر معنیدار غلظت 5 میلیگرم در لیتر 24-اپیبراسینولید روی کاهش نرخ افت وزن، مقدار خسارت غیرسرمایی پوست و مقدار فعالیت کاتالاز پوست میوهها، این تیمار بهصورت کاربردی توصیه میگردد.